Best of IR football federation... - Page 9

+ Reply to Thread
Page 9 of 14 FirstFirst ... 7891011 ... LastLast
Results 81 to 90 of 131

Thread: Best of IR football federation...

  1. #81
    Banned
    ReputationReputation
    ReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputation

    Join Date
    Apr 2009
    Location
    California
    Posts
    8,821
    Thanks
    10,324
    Thanked 2,351 Times in 1,297 Posts
    Rep Power
    0


    Meet your Persian Love Today
    The federation needs an overhaul and replaced by competent people the credentials.

  2. #82
    PFDC Asset
    Reputation
    ReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputation

    Join Date
    Jan 2009
    Posts
    10,690
    Thanks
    6,994
    Thanked 5,759 Times in 3,144 Posts
    Rep Power
    27401302
    iran football in the past 35 years part 1 of 4..interesting read..

    نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۱


    پیروزی ایران بر اسرائیل در بازی نهایی جام ملت‏های فوتبال آسیا که از طریق رادیو مستقیم پخش می*شد و خوشحالی عمومی، علاقه*ام را دو چندان کرد و فوتبال به بخشی از زندگی*ام تبدیل شد. درکی از تیم ملی نداشتم. می*شنیدم که همان بازیکنان در باشگاه*های پیکان و تاج و ... بازی می*کنند. مدت*ها ناراحت بودم که چرا بازیکنان در همان تیم ملی نماندند و به دیگر تیم*ها رفتند

    پانویس:*

    من و فوتبال
    در سال ۱۳۴۷ و در جریان بازی*های جام ملت*های آسیا در ایران با فوتبال آشنا شدم. شب*ها برای شب*نشینی به منزل دایی*ام سرتیپ احمدعلی محققی، سپهبد بعدی که فرمانده*ی ژندارمری کل کشور شد می*رفتیم. دایی*ام ضمن مرور روزنامه و اخبار تلویزیون، مردخای اشپیگل فوروارد معروف تیم اسرائیل را به شوخی پشگل می*خواند که البته نشاندهنده*ی نوع نگاه صاحب*منصبان نظامی و امنیتی کشور به اسرائیل هم بود. شور و اشتیاق بزرگتر*ها برای پیروزی ایران و شوخی دایی*ام مرا نیز مشتاق فوتبال کرد.


    جام ملت‏های فوتبال آسیا در سال 1968 بالای دستان ملی‏پوشان وقت ایران پس از پیروزی بر اسرائیل

    پیروزی ایران بر اسرائیل در بازی نهایی که از طریق رادیو مستقیم پخش می*شد و خوشحالی عمومی، علاقه*ام را دو چندان کرد و فوتبال به بخشی از زندگی*ام تبدیل شد. درکی از تیم ملی نداشتم. می*شنیدم که همان بازیکنان در باشگاه*های پیکان و تاج و ... بازی می*کنند. مدت*ها ناراحت بودم که چرا بازیکنان در همان تیم ملی نماندند و به دیگر تیم*ها رفتند.



    روزنامه خواندن را با کیهان ورزشی در سال ۱۳۴۸ شروع کردم و استادیوم* رفتن را از سال ۱۳۴۹. پس از آن یک دم از دنبال کردن اخبار و تحولات فوتبال ایران و جهان غافل نشدم. نوجوان که بودم صبح* را با خواندن صفحات ورزشی روزنامه*های مردم و آیندگان و بعدها رستاخیز که جایگزین مردم شد شروع می*کردم و با علاقه آن*ها را در کلاس و در جامیزم آرشیو می*کردم. با عشق و علاقه نه تنها مسابقات فوتبال را در استادیوم*های امجدیه و یکصد*هزارنفری آریامهر تماشا می*کردم بلکه تمرین* تیم ملی فوتبال ایران در استادیوم داوودیه را نیز دنبال می*کردم. مسابقه*ی پیکان و تاج در سال ۱۳۴۸ اولین بازی بود که از نزدیک دنبال کردم.

    من پرسپولیسی بودم و برادرم تاجی و جنگ و جدال دوران نوجوانی در خانه ادامه داشت. پس از پیروزی انقلاب، نگاهم به فوتبال تغییر کرده بود و هرچه جلوتر می*رفتم و پخته تر می*شدم این نگاه عمیق*تر می*شد. فوتبال برای من دیگر جذابیت*های ظاهری قبلی را نداشت و به دور از هیاهو بود.

    فوتبال دیگر برایم توپ بازی نبود. این بار مستطیل سبز را میدان نبرد می*دیدم. استراتژی و تاکتیک*های به کار برده شده در آن را با علاقه دنبال می*کردم. چگونگی رسیدن به هدف و فتح دروازه حریف برایم معنا پیدا می*کرد. نگاهم به ساق*های بازیکنان متفاوت از گذشته بود. مشاهده**ی سیستم*های تدافعی و تهاجمی و چگونگی حمله و دفاع مرا به وجد می*آورد. دیگر عبور از دیوار دفاعی حریف برایم یک سرخوشی گذرا نبود. از آن درس هم می*گرفتم. مشاهده می*کردم جنگندگی و اراده* و تصمیم چگونه نتیجه*ی نهایی را رقم می*زند. پرس حریف در زمین* خودش و شروع دفاع از زمین حریف به من درس*های زیادی را آموخت. برای من فوتبال فراتر از یک ورزش است. فکر می*کنم جاذبه*های عالمگیرش هم به همین دلیل است. پیروزی همیشه سهم تیمی که بهتر بازی کرده نمی*شود. آن کس که از موقعیت*ها بهتر استفاده می*کند پیروزی را در آغوش می*گیرد. گاه اولین اشتباه مهلک آخرین آشتباه است. یاد می*گرفتم که مسابقه ۹۰ دقیقه است و تا لحظه*ی آخر نباید از پای نشست و بازی را تمام شده انگاشت.

    از همه مهم*تر به نقش مربی و فرمانده*ی تیم بیش از پیش واقف می*شدم. در واقع بازیکنان نقشه**ها و طرح*های او را در زمین پیدا می*کنند. می*فهمیدم هرچه سیستم*ها پیشرفته*تر است نظم و انضباط تیمی بیشتر است. دیگر تک ستاره*ها نقش اساسی ندارند. حرکت تیمی را روی تک*ستاره* تنظیم نمی*کنند که چنانچه به هر دلیل از بازی خارج شد و یا آسیب دید تیم لنگ بماند و نتیجه را واگذار کند. از همه مهم*تر هرگاه تیمی شکست می*خورد اولین کسی که مسئولیت می*پذیرد، پوزش*خواهی می*کند، استعفا می*دهد و یا برکنار می*شود مربی و دستیاران او هستند. در فوتبال نوین، درست مثل جوامع پیشرفته مسئولیت پذیری و پاسخگویی حرف اول را می*زند. در آن*جا ابر و باد و مه خورشید مسئول شکست تیم*ها و نتیجه*نگرفتن آن*ها نیستند.

    هرچند فوتبال دیگر نقش قبلی را در زندگی*ام ندارد اما بنا به دلایلی که برشمردم همچنان برایم جذابیت دارد. اگر بخواهم از جنبه*ی رمانتیک به آن نگاه کنم فوتبال به سان عشقی قدیمی است که همچنان در من وجود دارد و گاه و بیگاه به یاد آن می*افتم و در گوشه و کنار، اخبار آن را دنبال می*کنم.

    آن*چه در مورد فساد و تبانی در فوتبال در هفته*های اخیر می*شنوم انگیزه*ای شد تا آن*چه را که در پی می*آید بنویسم. متأسفانه آرشیوی در اختیار ندارم و به خاطر حضور در خارج از کشور به اسناد و روزنامه*های ورزشی قدیمی دسترسی ندارم. از دیدن برنامه*های تلویزیونی صدا و سیما در ۲۰ سال گذشته محروم بوده*ام و به همین دلیل جا به جا مجبور بودم به حافظه*ام اتکا کنم. از این بابت اگر در نوشته*ی حاضر کمبودی احساس می*شود پیشاپیش پوزش می*خواهم.

    فساد، حرف اول فوتبال ایران
    در هفته*های گذشته افشای فساد در فوتبال یک بار دیگر به موضوع روز جامعه*ی ورزش تبدیل شد و به رسانه*ها راه یافت و همچون دیگر هیاهوهای رایج در نظام جمهوری اسلامی برای دور زدن موضوع نه تنها فدراسیون فوتبال و کمیته انضباطی بلکه مجلس شورای اسلامی ، کمیسیون اصل ۹۰، هم وارد موضوع شدند و صحبت از دخالت نیروهای امنیتی که خود جز لاینفک فساد رایج در کشور هستند نیز به میان آمد. تجربه* به من می*گوید این همه هیاهو نشان از آن دارد که موضوع به سرعت جمع و جور می*شود و هیچ اتفاقی نمی*افتد.

    روزنامه خراسان نوشت که کمیسیون اصل*۹۰ در مجلس شورای اسلامی از وجود ۶۸۶ پرونده فساد در فوتبال خبر داد.

    نکته جالب این که تعداد* ۵۰۰ پرونده به دلیل نبود مدارک کافی و عدم وجود مدارک مستند، غیر*قابل طرح اعلام شده است. همچنین از ۱۸۶ پرونده باقی مانده،*۱۶۰*پرونده به قوه قضاییه ارسال و 108 حکم نیز صادر شده است. گفته می*شود* سایر پرونده*ها نیز در حال بررسی هستند.

    مجید جلالی سرمربی تیم فوتبال تراکتورسازی در رابطه با فساد در فوتبال می*گوید:*
    باید نهادهای بالاتر از فوتبال به ماجرا ورود کنند چون فساد خیلی زیاد است. ... وی در ادامه گفت: بارها با نهادهای فوتبالی جلسه داشتم و حرف*هایم را زدم اما باز هم می*گویم که برخورد با فساد از توانایی نهادهای فوتبال خارج است چون دامنه و ریشه این شبکه در خیلی جاها و حتی در نهادهای فوتبالی هست.

    [Only registered and activated users can see links. ]

    صادق درودگر درباره اظهارات خانبانی روانشناس پیشین استیل*آذین مبنی بر اینکه در بازی دو فصل پیش استیل*آذین و شاهین بوشهر پیشنهاد دریافت رشوه ۱۵ میلیون تومانی به این باشگاه شده بود، عنوان کرد: این پیشنهاد بود و به ما گفتند 30 میلیون تومان از شما می*گیریم تا بازی را برای*تان در بیاوریم. اینکه آقای خانبان گفته ۱۵ میلیون خبر ندارم و می*دانم پیشنهاد 30 میلیون تومان بود. به گزارش تسنیم، وی ادامه داد: آن موقع من سرپرست تیم بودم و این موضوع را به شریفی رئیس کمیته انضباطی وقت فدراسیون اطلاع دادیم و پس از آن هم به آقای علیپور گفتیم. آنها گفتند این مسئله را پیگیری خواهند کرد، اما دیگر خبری نشد.

    امیر قلعه*نوعی یکی از مربیانی که اتهاماتی علیه وی در رابطه با فساد در فوتبال مطرح است، از اساس منکر وجود فساد در فوتبال شد. در حالی که رسو*ل*کربکندی مربی سابق ذوب آهن مدعی است فوتبال غرق در فساد است. کربکندی از دلالی سخن گفت که از او پول خواسته تا تیمش را قهرمان لیگ برتر کند؛ دلالی که هنوز هم در فوتبال ایران فعالیت می*کند.

    [Only registered and activated users can see links. ]

    در فوتبال ایران داوران یکی از اضلاع فساد هستند که رسانه*های داخلی و برنامه ۹۰ روی آن*ها دست گذاشته*اند و شواهدی را نیز ارائه کرده**اند:*

    [Only registered and activated users can see links. ]

    این روزها در فوتبال ایران عبارت داور بازی را در آورد به یک فعل رایج تبدیل شده است و فرهنگستان ادبیات فارسی بایستی آن را به دایره لفات اضافه کند. درآوردن بازی یعنی داور در ازای دریافت پول و رشوه نتیجه*ی بازی را رقم زد.

    بخش اخبار ورزشی شبکه خبر صداوسیما به نقل از محسن قهرمانی داور تعلیق شده فوتبال ایران اعلام کرد که اگر در این پرونده با محرومیت مواجه شود، خیلی*ها را با خودش پایین خواهد کشید. قهرمانی داور دیدار جنجالی پرسپولیس و سپاهان در هفته دهم لیگ بر*تر پس از تماس با برخی اعضای کمیته داوران و دو نفر از مدیران بلندپایه فدراسیون فوتبال تهدید کرده چنانچه از قضاوت طرد شود، مسائلی که درباره داوری و مدیران فدراسیون می*داند را با مدرک افشا خواهد کرد. زیرا به باور او اگر بنا بر محرومیت باشد بسیاری دیگر هم باید تاوان بدهند.

    در گزارش سایت قانون آمده افشاگری کامل محسن قهرمانی، حتی می*تواند لیگ را با یک تعطیلی مقطعی مواجه کند. شاید به همین خاطر حجت*الاسلام علیپور به مربی بدنساز پرسپولیس گفته بود این موضوع باید در یک دایره محدود جمع شود! موضوعی که با انتقاد عادل فردوسی*پور در برنامه ۹۰ مواجه شد.

    منتقدان بر این باورند که فدراسیون فوتبال از انگیزه* لازم برای پاکسازی کامل فوتبال ایران از داوران، مدیران و واسطه*هایی که در تعیین نتایج نقش داشته*اند برخوردار نیست. ورود مجلس شورای اسلامی نیز با توجه به اینکه صرفاً نهادی قانون*گذار است، چشم*انداز این ماجرا را روشن*تر نکرده است.

    کمیسیون اصل ۹۰ در آخرین نشست خود از امیر قلعه*نویی سرمربی استقلال دعوت کرده بود اما علیپور دبیر ستاد مبارزه با تخلفات حرفه*ای فوتبال با کنایه گفت: مجلس اگر واقعا می*خواهد فوتبال را پاکسازی کند بهتر است از دعوت آدم*های مسئله*دار که عملکردشان با شائبه همراه بوده خودداری کند. مربیان و بازیکنان اخلاق از دعوت برخی چهره*ها به مجلس معترض بودند و خواهان حضور اهالی پاک در این کمیسیون هستند تا آنها بتوانند برای مقابله با ناپاکی، مشاوره*های درستی ارائه کنند!

    [Only registered and activated users can see links. ]

    سال گذشته محمد فنایی داور بین*المللی سابق فوتبال ایران که در جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا کمک داور مسابقه*ی فنیال بین برزیل و ایتالیا بود در مورد کمیته داوران و نقش فدارسیون در ارتباط با مشکلات آن می*گوید:*

    جوّ آنقدر خراب است که خود فدراسیون هم گیج شده است. فدراسیون آنقدر هنر دارد و شاهکار کرده که داوری هم جزئی از این موارد است. اتفاقات مدیریت نمی*شود و همین عامل اصلی مشکلاتی است که وجود دارد. دوست ندارم به این مسئله وارد شوم، مردم بهترین افرادی هستند که متوجه تمامی اتفاقات می*شوند. مطمئن باشید حالا حالاها هم جو به همین شکل خواهد بود. تا زمانی که مدیریت قوی نشود و تا زمانی که افراد به یکدیگر احترام *نگذارند بهتر است صحبت نکنیم. من صلاح می*دانم فقط در مورد مسائل کارشناسی تا آنجایی که اطلاع دارم صحبت کنم و به اتفاقات دیگر کاری نداشته باشم. ... ما اصولا قدرت*طلبیم و برای گرفتن میز با وجود اینکه توانایی نداریم تلاش می*کنیم. همین*ها باعث شده در داوری مشکلات فراوانی بوجود آید.

    [Only registered and activated users can see links. ]

    سرانجام سید محمدهادی آیت*اللهی نایب رئیس فدراسیون فوتبال که سابقه**ی خدمت در سپاه پاسداران منطقه ۹ و بسیج را هم دارد برای جمع کردن پرونده و جلوگیری از باز شدن سر کلاف تخلفات و پایین کشیده نشدن خیلی*ها آب پاکی روی دست همه ریخت و گفت:*

    هیچ اتهامی درباره*ی این داور اثبات نشده و او می*تواند حتی علیه اتهام*هایی که به وی نسبت داده شده است شکایت کند. چیزی كه من به عنوان رئیس هیأت رسیدگی به تخلفات فوتبال ایران در مورد این پرونده می*دانم این است که تمامی مسائل مطرح شده در مورد پرونده محسن قهرمانی اتهام*زنی است و هنوز هیچ چیز ثابت نشده و هیچ مدرک محکمه پسندی هم به نظر من در این پرونده دیده نشده، مگر آنکه در آینده مدارک دیگری ارائه شود. اکنون تحقیقات اولیه انجام شده و ما در حال جمع*بندی این پرونده هستیم. باز هم می*گویم در پرونده محسن قهرمانی در ارتباط با افراد دیگری مسئله قابل پیگیری وجود دارد اما در مورد محسن قهرمانی فقط اتهام*هایی مطرح شده که اثبات نشده است.

    [Only registered and activated users can see links. ]

    محمد پنجعلی مدیر تیم پرسپولیس در واکنش به اظهارات آیت*اللهی گفت:*
    من از روز اول هم که بحث*های فساد در فوتبال راه افتاد، حدس می*زدم کار به اینجا بکشد که بخواهند همه چیز را جمع و جور کنند. گفته بودم ممکن است در پیگیری مسائل به یکسری افراد برسند که توانایی برخورد نداشته باشند و بخواهند همه چیز را از بیخ و بن منکر شوند.

    [Only registered and activated users can see links. ]

    پس از اظهار نظر آیت*اللهی رسانه*ها به صراحت از صدور حکم محرومیت شش*ماهه علی دایی به خاطر افشاگری در مورد رشوه در فوتبال ایران خبردادند. اما مصاحبه*ی شدید*اللحن دایی و نفوذ وی در فیفا و احترامی که مجامع بین*المللی برای او قائل هستند باعث شد تا فدراسیون فوتبال دست به عقب*نشینی زده و ترجیح دهند که با دم شیر بازی نکند.

    کفاشیان رئیس فدراسیون خود به میدان آمد و از اساس منکر موضوع شد چرا که می*دانند قدرت مانور محدودی دارند و باز شدن پای فیفا به موضوع، فوتبال غرق در فساد ایران را در بحران بزرگتری فرو می*برد. آن*ها در یک عقب*نشینی آشکار همچنین مدعی شدند که محسن قهرمانی در تست آمادگی جسمانی مردود شده و حداقل برای این قصل از داوری محروم می*شود.

    وضعیت فوتبال ایران و فساد حاکم بر آن آینه*ی تمام نمایی است از جامعه و رژیم حاکم بر آن*. این دو را جدا از هم نباید دید. مسیری که فوتبال ایران طی ۳۵ سال گذشته طی کرده جدا از مسیری نیست که جامعه*ی ایران در این مدت به خاطر وجود یک رژیم غرق در فساد و بی*کفایتی پشت سر گذاشته است. اگر پرونده*ی قتل*های زنجیره*ای و حمله به کوی دانشگاه و کهریزک و ... به نتیجه رسید پرونده* فساد در فوتبال نیز به سرانجام می*رسد.

    برای آن که نشان دهم ریشه فساد در کجاست و برای درمان آن چه باید کرد نگاه گذرایی خواهم داشت به مسیری که فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته طی کرده است و به عوامل مؤثر در آن اشاره می*کنم.

    فوتبال ایران سرآمد آسیا
    پس از پیروزی انقلاب ضد*سلطنتی فوتبال ایران که قدرت درجه اول آسیا بود و فدراسیون آن یکه*تاز قاره، مانند بسیاری از امور دیگر به واسطه*ی تسلط عناصر بی*کفایت و بی مسئولیت سیرقهقرایی طی کرد و به فاجعه**ای منجر شد که امروز همه*ی ما شاهد آن هستیم.

    پیش از انقلاب، شش دوره لیگ سراسری فوتبال تخت جمشید با موفقیت و نظم چشم*گیری برگزار شده و در سایه*ی آن فوتبال ملی به قدرت برتر و بلامنازع آسیا تبدیل شده بود. آخرین دوره*ی لیگ با اعلام حکومت نظامی در ۱۶ شهریور ۵۷ و لغو مسابقه*ی تاج و پرسپولیس که قرار بود روز ۱۷ شهریور برگزار شود نیمه تمام ماند.

    پس از پیروزی انقلاب، تیمی که به سادگی نماینده*ی آسیا در المپیک مونیخ و مونترال و جام جهانی آرژانتین بود و سه دوره*ی متوالی قهرمانی آسیا را یدک می*کشید و تیم جوانانش بارها به قهرمانی در قاره رسیده بود و بخوبی از عهده*ی میزبانی بزرگترین مسابقات *آسیایی برآمده بود به جایی رسید که در حسرت صعود به المپیک همچنان می*سوزد و سه دوره*ای که به جام جهانی صعود کرده با وجود ۴-۵ سهمیه آسیا به سختی و با صعوبت بسیاری همراه بوده است.

    در زمینه*ی فوتبال نوجوانان و جوانان هنوز جز یک جرقه*، درخششی در سطح آسیا نداشته*ایم. در حالی که تیم*های قطر و عربستان سعودی و کره جنوبی و ژاپن به موفقیت*های چشمگیری در سطح آسیا و بین*المللی نائل آمده*اند. در حالی که ژاپن و کره مسابقات جام جهانی ۲۰۰۲ را برگزار کردند و قطر میزبان مسابقات جام جهانی ۲۰۲۲ خواهد بود ایران پس از گذشت نزدیک به ۴ دهه هنوز در حسرت برگزاری جام ملت*های آسیا به سر می*برد و زمین*های فوتبال و به ویژه استادیوم صدهزار نفری آزادی که تا سال ۵۷ گل سر سبد استادیوم*های آسیا بود به چنان فلاکتی دچار شده*اند که مسئولان ورزشی خود به اندازه*ی کافی در مورد آن روشنگری کرده*اند. در حالی که امروز برای یک پست ساده در کنفدراسیون فوتبال آسیا نیاز به لابی گسترده و دادن امتیاز*های گوناگون به کشورهای کوچک که بعضاً صاحب فوتبال هم نیستند است، پیش از انقلاب ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا با کامبیز آتابای رئیس فدراسیون فوتبال بود.

    این سقوط در زمینه*ی داوری هم دیده می*شود. از سال ۱۹۷۸ که جعفر نامدار، دیدار تیم*های لهستان و مکزیک را در جام جهانی آرژانتین سوت زد هنوز هیچ داور وسط ایرانی در المپیک و جام جهانی عهده**دار قضاوت نبوده است.
    این در حالی است که نامدار در جام جهانی ۱۹۷۴ و در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ و ۱۹۷۶ مونترال نیز به عنوان داور وسط قضاوت کرد.

    در طول ۳۵ سال گذشته محمد فنایی در المپیک ۱۹۹۲ بارسلون و جام جهانی ۱۹۹۴ به عنوان کمک داور و حسن کامرانی*فر در جام جهانی ۲۰۱۰ به عنوان کمک داور حضور داشتند.

    ادامه دارد...
    Last edited by hzv; 12-30-2013 at 09:42 AM.

  3. #83
    PFDC Asset
    Reputation
    ReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputation

    Join Date
    Jan 2009
    Posts
    10,690
    Thanks
    6,994
    Thanked 5,759 Times in 3,144 Posts
    Rep Power
    27401302
    iran football in the past 35 years part 2 of 4..interesting read..



    نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۲


    پس از سرکوب و کشتار وسیع سال ۶۰ و خدشه*دار شدن چهره*ی خمینی در اذهان بسیاری از مردم، احمد خمینی با حربه*های گوناگون تلاش می*کرد چهره*ی پدرش را منزه جلوه دهد. استفاده از ورزشکاران و فوتبالیست*ها و بردن آن*ها به دیدار خمینی یکی از این اقدامات بود. در اسفندماه ۶۰ احمد خمینی از طریق محمد کاظم رحیمی فوتبالیست سابق تیم شاهین که دوستی نزدیکی هم با وی داشت ترتیب ملاقات فوتبالیست*ها با خمینی را داد

    آغاز سقوط فوتبال ایران
    پس از پیروزی انقلاب ضد*سلطنتی حاکمان جدید اعتقادی به ورزش و به ویژه فوتبال نداشتند. جام تخت جمشید قبل از هرچیز به خاطر اسم*اش از بین رفت. صادق خلخالی شعار نابودی تخت جمشید را می*داد و حاکمان جدید در صدد محو تاریخ گذشته*ی ایران بودند.

    دو رئیس تربیت*بدنی تیمسار علی حجت و تیمسار نادر جهانبانی در اسفند ۵۷ تحت عنوان مفسد فی*الارض و محارب با خدا به جوخه*ی اعدام سپرده شدند و آتابای به خارج از کشور گریخت. کاخ ورزشی تاج به مقر آموزش و ستاد عملیات کمیته و زندان تبدیل شد و کسی اعتراضی نکرد. غافل از آن که بعدها همین محل*ها به اسارتگاه و شکنجه*گاه خود ما تبدیل خواهد شد.

    اگر شورای انقلاب در اولین اقدامات خود دو هفته پس از پیروزی انقلاب، قانون بالنسبه مترقی حمایت از خانواده را که در اثر مبارزات زنان میهن*مان در سال ۱۳۴۶ تصویب و در سال ۵۳ به نفع زنان اصلاح شده بود لغو کرد و بر اجرای قوانین ارتجاعی شرعی تأکید کرد در فوتبال کشور محدودیت*های مقرر برای زنان از همان روزهای اول پیروزی انقلاب خود را نشان داد و فوتبال زنان ایران که پیشتاز منطقه بود و اولین تیم*های زنان فوتبال در آسیا در ایران (۱۳۴۹) متولد شده بودند از بین رفتند. و بعدها دوباره در دهه*ی ۸۰ آهسته آهسته و همراه با مبارزات زنان میهن*مان پدیدار شدند.





    تیم فوتبال زنان پرسپولیس سال ۱۳۵۵

    باشگاه*های فوتبال می*رفتند که از هم بپاشند. جام شهید صمدی اسپندی، مسابقاتی بود که در مرداد ۱۳۵۸ بطور غیررسمی و با کیفیتی پایین بدون آن که توجهی را در سطح جامعه به خود جلب کند در ۵ گروه برگزار شد. دور دوم مسابقات در دو گروه ادامه یافت تا سرانجام پرسپولیس قهرمان شد.

    همچنین برای اولین بار پس از ده*سال مسابقات قوتبال قهرمانی کشور با حضور هشت تیم و بدون شرکت تیم منتخب خوزستان برگزار شد که تهران به قهرمانی رسید.

    قرار بود در سالگرد پیروزی انقلاب مسابقات بین*المللی فوتبال در تهران برگزار شود که به علت عدم استقبال کشورهای خارجی با شکست روبرو شد. کویت و یوگسلاوی رسماً عذرخواهی کردند و خبری از دیگر کشورها نشد.

    در اسفندماه ۵۸ باوجودی که تیم ملی ایران یک سال و نیم بود در هیچ مسابقه*ای شرکت نداشت در مسابقات انتخابی آسیا برای المپیک مسکو در سنگاپور شرکت کرد. تیم ملی ایران با وجود همراه نداشتن حسین كازرانی، حسن نظری، آندرانیك اسكندریان، حسن نایب*آقا، محمد صادقی، ایرج دانایی فرد، حسن روشن، غفور جهانی، ابراهیم قاسمپور، جواد الله وردی، حسین فرکی، ناصر نورایی، مجید بشکار، علی شجاعی، علیرضا قشقائیان، حمید مجد*تیموری که استخوانبندی تیم ملی فوتبال در جام جهانی ۱۹۷۸ را تشکیل می*دادند و خداحافظی پرویز قلیچ*خانی، علیرضا خورشیدی، غلامحسین مظلومی، محمدرضا عادلخانی، علیرضا عزیزی و ... به خاطر ساختار مستحکم فوتبال ایران به سادگی و با حضور نیروهای جوانی چون عبدالرضا برزگری، هدایت شعار غفاری، حبیب خبیری، محمود حقیقیان، بهتاش فریبا، حمید علیدوستی، احمد سنجری، مهدی دینورزاده، حسین فداکار به همراه بازیکنان باتجربه*ای چون علی پروین، ناصر حجازی، نصرالله عبداللهی با مربی*گری حسن حبیبی و فریدون عسگرزاده با ارائه بازی*های خوب جواز شرکت در المپیک ۱۹۸۰مسکو را دریافت کرد اما به خاطر سیاست*های ضدملی جمهوری اسلامی که تحت عنوان سیاست نه شرقی، نه غربی اعمال می*شد و با پافشاری بنی*صدر که به ریاست جمهوری رسیده بود در حمایت از مجاهدان افغانی و اشغال این کشور توسط نیروهای ارتش سرخ بنا به تصمیم شورای انقلاب در این مسابقات شرکت نکرد. تصمیمی که با مخالفت حزب توده و سازمان مجاهدین خلق و ... روبرو شد. این آخرین باری بود که تیم ملی فوتبال ایران موفق به دریافت جواز شرکت مسابقات فوتبال المپیک شد.



    اردوی این تیم در بوشهر و در نهایت تنگدستی و نامهربانی مسئولان شهر برگزار شد. مردمی که توسط نیروهای مشخصی تحریک شده بودند با شعار اردوی تیم ملی، خیانت است به ملت به استقبال تیم رفتند. (روزی روزگاری فوتبال؛ جامعه شناسی فوتبال، حمیدرضا صدر، تهران، نشر چشمه، چاپ دوم ص ۶۱ )
    انجمن تبلیغات اسلامی بوشهر با صدور اطلاعیه*ای و در پوششی از شعارهای پرطمطراق، بی*محتوا، کینه و دشمنی خود را با فوتبال نشان داد:*

    آیا بهتر نبود به جای این که مخارج زیادی را صرف این قبیل کارهای سرگرم کننده کنند، عده*ای از جوانان ما را برای یافتن تخصص در رشته*های مورد نیاز مملکت به کشورهای مربوطه بفرستند؟... آیا بهتر نبود به جای صرف ذره ذره*ی خون این ملت بی*گناه و ستمدیده در این قبیل مسائل بیهوده، مدرسه، درمانگاه و برق و آب روستاهای محروم را از همین*ها درست کنند؟... آیا بهتر نبود به جای دلقک بازی*های انگلیسی و آمریکایی و به اصطلاح در میادین بین*المللی درخشیدن، در روستاهای ما که از وسایل اولیه راحتی محروم*اند کنار برادران زحمتکش جهاد سازندگی بدرخشند؟ ... آیا مسائل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ما حل شده که به ورزش پرداخته*ایم

    (روزی روزگاری فوتبال؛ جامعه شناسی فوتبال، حمیدرضا صدر، تهران، نشر چشمه، چاپ دوم صص ۶۲-۶۳ )

    البته موضع نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی هم چندان بهتر از رژیم نبود و اگر جایی مثل مخالفت با تحریم بازی*های المپیک مسکو به موضع*گیری مبادرت می*کردند بیشتر جنبه*ی سیاسی داشت تا دفاع از ورزش و فوتبال و ...
    جنگ با عراق که خمینی آن را موهبتی الهی خواند زمینه*ی لازم را نه تنها برای ازهم پاشیده*شدن شیرازه جامعه و تسلط انقلاب اسلامی و صدور انقلاب فراهم کرد بلکه در فوتبال که از پشتوانه*ی غنی برخوردار بود نیز نقطه آغازی شد برای رفتن به سمت قهقرا. با آن که مسابقات لیگ فوتبال کشور برگزار نمی*شد تیم ملی ایران یکی از شانس*های اصلی قهرمانی در جام ملت*های آسیا بود که در کویت برگزار می*شد.

    بازی تیم ملی فوتبال ایران با کویت در شهریور ۱۳۵۹ مصادف گردید با شروع جنگ ایران و عراق. بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران که از شرایط روحی و روانی خوبی برخوردار نبودند با وجود همراهی حسن روشن و ایرج دانایی فرد و با بهره*گیری از بازیکنانی مانند ناصر حجازی، کریم بوستانی، احمد سنجری، امیر مرزوقی، حبیب خبیری، محمود حقیقیان، مهدی دینورزاده، محمد پنجعلی، نصرالله عبداللهی، عبدالرضا برزگری، علی پروین، حمید درخشان، بهتاش فریبا، حسین فرکی، رضا نعلچگر، هدایت شعارغفاری و حمید علیدوستی با شکست از کویت از راه*یابی به فینال باز ماندند و این سرآغاز شکست*های بعدی فوتبال ایران شد. پس از آن دیگر فوتبال ایران همچون جامعه*ی ایران در حاکمیت نظام اسلامی کمر راست نکرد.

    سیاست رژیم و فدراسیون فوتبال در دوران جنگ

    دولت مکتبی و تیشه به ریشه*ی فوتبال
    به قدرت رسیدن دولت محمدعلی* رجایی پس از کش و قوس*های فراوان بین بنی*صدر و مجلس، مصادف شد با شروع جنگ ایران و عراق در شهریور ۵۹. سنگ بنای نابودی فوتبال کشور در همین دولت واقدامات نابخردانه*ی آن و دولت*های بعدی که دشمنی و کینه*توزی عجیبی با فوتبال داشتند گذاشته شد.

    در مهرماه ۵۹ پس از بازگشت تیم شکست*خورده از کویت، هادی طاووسی دروازه بان سابق تیم*های شاهین، پیکان و پرسپولیس هدایت فدراسیون فوتبال را به عهده گرفت. دولت مکتبی رجایی هنوز ارکان قدرت را به صورت تمام و کمال در دست نگرفته بود و به خاطر مشکلات عدیده و جنگ قدرتی که با بنی*صدر داشت و بخشی از وزارتخانه*ها به خاطر دعوای بین او با بنی*صدر بدون وزیر مانده و توسط سرپرست اداره می**شدند نمی*توانست تمامی منویات خود را در ورزش و به ویژه فوتبال به مورد اجرا بگذارد.

    طاووسی که فردی متخصص بود تلاش کرد با آوردن مردان خوشنام و تحصیل*کرده*ای چون کامبیز جمالی و حسین کلانی بازیکنان سابق تیم*های تاج و پرسپولیس کار را به کاردان بسپارد و به فوتبال کشور سر و سامانی ببخشد و لیگ سراسری فوتبال را که برگزار نمی*شد راه*اندازی کند.

    سازمان تربیت بدنی به دست مصطفی داوودی یک معلم ورزش و داور کشتی بدنام افتاده بود که حالا در کسوت یک مدیر مکتبی عزم جزم کرده بود تا ارزش**های الهی و اسلامی را در ورزش حاکم کند. در هرم قدرت، نیروهای ارتجاعی با در دست داشتن مجلس و قوه قضاییه و بخشی مهمی از قوه مجریه می*رفتند تا تمامی قدرت را در انحصار خود درآورند؛ در ورزش نیز همین روند را به خوبی می*شد دید.

    تربیت بدنی دولت رجایی همچون خود او و کابینه*اش برای پیش*برد طرح*های ارتجاعی*شان نمی*توانستند نیروهای کارآمد و نخبه را تحمل کنند به همین دلیل پس از برکناری بنی*صدر و پیروزی کودتای ارتجاعی و سرکوب خونین سی خرداد، در مردادماه ۶۰ هادی طاووسی هم از کار برکنار شد تا کار به دست حزب*اللهی*های از نوع حسین آب*شناسان بازیکن سابق تیم*های درجه*ی دوم شعاع و برق تهران سپرده شود. وی که برادر حسن آبشناسان فرمانده قرارگاه حمزه و فرمانده لشکر ۲۳ نیروهای ویژه هوابرد بود از مرداد ۶۰ تا بهمن ماه به مدت شش ماه هدایت سکان فوتبال کشور را عهده دار شد.

    کشور در جنگ به سر می*برد و ماشین سرکوب رژیم یک آن از کشتار در زندان*ها غافل نبود، سالانه ده*ها هزار نفر به زندان*ها برده می*شدند، همه*ی نیروها و سرمایه*های کشور صرف جنگ با دولت عراق، صدور تروریسم و سرکوب داخلی می*شد. جنگ بهانه*ای شد تا حاکمان جدید در جهت کمرنگ*کردن هرچه بیشتر فوتبال از برگزاری مسابقات سراسری فوتبال بین باشگاه*ها جلوگیری کنند .

    داوودی بلافاصله پس از تصدی تربیت بدنی در مرداد ۵۹ به وضوح سیاست دولت رجایی را بیان کرد و گفت:* در حال حاضر مسابقه در سطح پایین را خواستاریم که برای مردم تفریح و سرگرمی باشد و نه بیشتر

    (روزی روزگاری فوتبال؛ جامعه شناسی فوتبال، حمیدرضا صدر، تهران، نشر چشمه، چاپ دوم ص۶۴ )

    و پس از ۳۰ خرداد ۶۰ و یکپارچه*شدن رژیم این سیاست را در عمل اجرا کردند. دولت میرحسین موسوی در واقع ادامه*ی دولت مکتبی رجایی بود و طرح**های ارتجاعی او را دنبال می*کرد.

    در این دوران رژیم تلاش می*کرد نیروهای خود را در تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال جاسازی کند و هدایت تیم ملی فوتبال را به عهده گرفته و آن را از چشم مردم و نیروهای جوان بیاندازد.

    جامعه به سمت یک تصفیه خونین پیش می*رفت. ورزشکاران و فوتبالیست*ها نیز بخشی از قربانیان رژیم را تشکیل می*دادند. علاءالدین عترتی (علا کوشالی) بازیکن دارایی و پرسپولیس و سپیدرود رشت در تابستان ۶۰ و ابراهیم هوشمند بازیکن جوانان راه* آهن در پاییز ۶۰ و حبیب خبیری بازیکن هما در ۲۴ تیرماه ۱۳۶۳ به جوخه*ی اعدام سپرده *شدند و مهشید رزاقی، ایرج امیدوار، امان*الله نقدی، علی سجادی، احمد سجادی، سعید پهلوان افشاری، ابراهیم حبیبی و حسن جشنی*وند و ... به زندان*ها راه بردند. ناصر نبوی و شیرعلی روشن بازیکنان بانک ملی در اوین خدمت می*کردند و محمد اسماعیل کوثری بازیکن ابومسلم در سپاه پاسداران فرمانده بود. مهدی خبیری وقتی برادرش حبیب اعدام شد از آمریکا به ایران برگشت و به قیمت پایمال کردن خون برادرش به نایب رئیسی فدراسیون فوتبال هم رسید.

    خوزستان یکی از قطب*های اصلی فوتبال ایران درگیر جنگی خانمانسوز بود. نه تنها استادیوم*ها و زیرساخت*های ورزشی در زیر بمباران*های مداوم نابود می*شدند بلکه فوتبالیست*ها نیز تحت عنوان جنگ*زده به دیگر شهرها کوچ می*کردند و جوانانی که می*توانستند آینده فوتبال ایران را رقم بزنند به جبهه*ها اعزام می*شدند.

    بازی پرسپولیس و استقلال که در نیمه مهرماه ۶۰ در استادیوم آزادی برگزار شد چنگی به دل نمی*زد و به خاطر جو حاکم بر جامعه و کشتارهای بیرحمانه*ای که در تابستان و مهر ۶۰ در سراسر ایران صورت گرفته بود استقبال شایان توجهی از آن نشد.

    تلاش نیروهای سرکوبگر برای تغییر چهره*ی ایران در ورزش محبوب مردم نیز خود را نشان می*داد. بایستی کاری می*کردند تا استادیوم*ها خالی از تماشاگر شوند؛ پرده* و روپوشی سیاه، از آداب و سنن ارتجاعی همه جا را بپوشاند؛ غم و اندوه جای شادی و سرور مردم و به ویژه جوانان را فرا گیرد؛ اجتماع مردم حتی*الامکان در آیین*های مذهبی و عزاداری با حزن و شیون دیده شود و نه در میادین ورزشی و همراه با شور و نشاط که در مکتب حاکمان در بهترین حالت مکروه بود؛ رنگ*های شاد و زنده بایستی از فضای جامعه رخت بر می*بستند و تیرگی و کدورت مسلط می*شد و نوحه*های گوش*خراش و شیون*های عزاداری، به*جای فریادهای شادی*آفرین مردم چهره*ی شهرهای میهن را در هم می*کشید تا اسلام آقایان پیاده می*شد و همه چیز رنگ مکتبی* می*گرفت.



    در این دوران مصطفی داوودی رئیس تربیت بدنی با اجرای طرح ۲۷ ساله*ها این خط را در فوتبال کشور دنبال کرد. بر اساس این طرح، کلیه*ی ورزشکارانی که بالای ۲۷ سال سن داشتند نمی*توانستند در سطح ملی شرکت داشته باشند. بایستی به هر ترتیب و بهانه آن*ها را خانه*نشین می*کردند تا شور و علاقه در مردم کشته شود. او طرح ابلهانه*ی دیگری هم داشت مبنی بر طرح ۳۷ ساله**ها. بر اساس این طرح مربیان نبایستی بیش از ۳۷ سال می*داشتند که در ارتباط با مربیان تیم ملی قوتبال اجرا شد. اولین بار در تاریخ بود که رژیمی این چنین به جنگ با مردم خودش برخاسته بود و تلاش می*کرد همه*ی چیزهای دوست*داشتنی* آن*ها را بازستاند. ابتدا ورزش زنان ممنوع شد و سپس ورود زنان تماشاگر به استادیوم*های ورزشی. مکتب آقایان حضور زنان در جامعه و دوشادوش مردان را بر نمی*تابید.

    طرح موهوم فوتبال منطقه*ای در سال ۶۱ تلاشی بود برای حذف مسابقات باشگاهی. انجام مسابقات جام* حذفی تهران با حضور مناطق مختلف شهرداری اولین گام در جهت اجرای این طرح ارتجاعی بود که خوشبختانه به سرعت کنار گذاشته شد.
    داوودی نه تنها استقلال فدراسیون*ها را به رسمیت نمی*شناخت بلکه به کار بردن کلمه*ی جام را هم بر نمی*تابید و از این رو دستور داد به جای اصطلاح جام یا هر عنوان دیگر از واژه بزرگداشت استفاده شود و اعداد روی پیراهن بازیکنان نیز به جای لاتین به فارسی نوشته شود. آهسته آهسته مسابقات به سمتی رفت که تماشاگران در مسابفات بسکتبال وقتی توپ در سبد می*افتاد به جای هورا کشیدن الله اکبر می*گفتند. تلویزیون مسابقات کشتی و وزنه*برداری را به بهانه*ی لباس غیر شرعی ورزشکاران پخش نمی*کرد و پس از فشارهای زیاد مسابقات را از دور فیلم*برداری می*کردند و در گوشه*ی صفحه*ی تلویزیون نمایش می*دادند. خوشبختانه این روند در فوتبال طی نشد. هرچند آیین*های مذهبی و خرافی قبل از شروع مسابقه برگزار می*شد و می*شود. علم و تخصص جای خود را به مکتب داده بود و عناصر مکتبی در همه جا حرف اول را می*زدند.

    انتقاد از طرح*های من در آوردی مصطفی داوودی در رسانه*ها و از زبان کارشناسان به قدری بالا گرفت که تماشاگران فوتبال در استادیوم امجدیه یک لحظه از شعار داوودی دیوانه اعدام باید گردد دست بر نمی*داشتند، اما تیغ*شان نمی*برید. داوودی که توسط رجایی به معاونت نخست وزیر و ریاست تربیت بدنی رسیده بود حالا از حمایت میرحسین موسوی و سیدعلی خامنه*ای در مقام نخست وزیر و ریاست جمهوری هم برخوردار بود. دشمنی این دو با فوتبال تا آن*جا بود که روزنامه*ی جمهوری اسلامی به صاحب*امتیازی سید علی خامنه*ای و مدیر مسئولی میرحسین موسوی تا اواسط دهه*ی ۶۰ از درج نتایج مسابقات فوتبال در صفحه*ی ورزش خود امتناع می*کرد و مقالاتی را علیه فوتبال به چاپ می*رساند. اگر مطلبی هم راجع به فوتبال چاپ می*کردند مربوط به بازی*های گل کوچک پاسداران و حزب*اللهی*ها در ماه رمضان و اخباری در این حد بود. با این حال نظام جمهوری اسلامی و مسئولان آن در نبرد با فوتبال شکست خوردند. آن*ها نه تنها قادر به حذف فوتبال و یا کم*کردن علاقمندی مردم به آن نشدند بلکه این فوتبال بود که حتی حوزه*های علمیه را نیز تسخیر کرد.

    [Only registered and activated users can see links. ]

    مصطفی داوودی در سال ۶۰ همزمان به ریاست کمیته ملی المپیک هم رسید تا با دست بازتری به پیش*برد طرح*های ارتجاعی*اش بپردازد.

    تیم ملی فوتبال ایران به بهانه*ی جنگ و در راستای سیاست رژیم برای محو و خاموشی فوتبال از شرکت در بازی*های مقدماتی جام جهانی ۱۹۸۲ خودداری کرد و تیم*های کویت و نیوزلند به عنوان نمایندگان آسیا- اقیانوسیه به این مسابقات راه یافتند.

    در اسفندماه سال ۶۰ حسین راغفر دروازه*بان سابق راه آهن جایگزین حسین آب*شناسان شد. اما مدت صدارت وی نیز شش ماه بیشتر طول نکشید.

    پس از سرکوب و کشتار وسیع سال ۶۰ و خدشه*دار شدن چهره*ی خمینی در اذهان بسیاری از مردم، احمد خمینی با حربه*های گوناگون تلاش می*کرد چهره*ی پدرش را منزه جلوه دهد. استفاده از ورزشکاران و فوتبالیست*ها و بردن آن*ها به دیدار خمینی یکی از این اقدامات بود. در اسفندماه ۶۰ احمد خمینی از طریق محمد کاظم رحیمی فوتبالیست سابق تیم شاهین که دوستی نزدیکی هم با وی داشت ترتیب ملاقات فوتبالیست*ها با خمینی را داد.



    فوتبالیست*های حاضر در دیدار با خمینی عبارت بودند از محمد مایلی*كهن، *محمد دادكان، محمود حقیقیان، امیر مرزوقی علی پروین، مهدی دینورزاده، علی حیدری، نادر فریاد*شیران، امیر خانی، عباس موسیوند، محمود خوردبین، مجید سبزی، ضیاء عربشاهی، مهدی غفاری، ابراهیم كیان*طهماسبی، عباس كارگر، غلامرضا فتح*آبادی سعید مراغه*چیان، ناصر محمدخانی، كامل انجینی، منوچهر طاهرخانی، جمشید آبیاری،

    [Only registered and activated users can see links. ]

    رادیو و تلویزیون به عنوان مهمترین ابزار حکومت که تا اقصی نقاط کشور برد داشت نیز همسو با دولت و سازمان تربیت بدنی سیاست حذف فوتبال را دنبال می*کرد. بازی*های جام جهانی ۱۹۸۲ در خرداد و تیر ۶۱ با آن که از طریق ماهواره مستقیم دریافت می*شد اما روز بعد و با تأخیر تنها بخشی از این مسابقات پخش می*گردید. آن*ها به این ترتیب می*خواستند به خاطر آگاهی مردم از نتیجه*ی مسابقات، شور و شوق کمتری در جامعه برای تماشای مسابقات باشد. با این حال احمد خمینی که سابقاً در تیم شاهین قم بازی می*کرد شخصاً در جام جم حضور می*یافت و بازی*ها را مستقیم از طریق ماهواره تماشا می*کرد. برای مردم همه چیز حرام شده بود و گرنه برای مسئولان نظام هرگاه که اراده می*کردند همه چیز حلال بود. (۱)

    ادامه دارد...

    ----------------
    (۱) در زندان اوین به خاطر شادی زندانیان به هنگام تماشای مسابقات از سوی مقامات زندان تهدید شدیم که در صورت تکرار شادی و دست زدن، تلویزیون اتاق*مان گرفته خواهد شد. زندان محلی بود که در آن کارگزاران نظام راحت*تر و به شکل عریانتری خواسته*هایشان را عملی می*کردند.

  4. #84
    PFDC Asset
    Reputation
    ReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputation

    Join Date
    Jan 2009
    Posts
    10,690
    Thanks
    6,994
    Thanked 5,759 Times in 3,144 Posts
    Rep Power
    27401302
    iran football in the past 35 years part 3 of 5..interesting read..


    نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته۳


    در سال ۱۳۶۴ اتفاق مضحکی باعث محروم شدن مجید وارث گزارشگر باتجربه*ی تلویزیون شد تا تراژدی ورزش ایران تکمیل شود. وی هنگام گزارش یکی از مسابقات باشگاه*های تهران، زمانی که مدافع تیم توپ را از مهاجم حریف ربود بدون آن که متوجه* باشد گفت:* حالا توپ ملاخور میشه. همین جمله کافی بود تا وی مجبور شود برای همیشه از گزارشگری کناره گیری کند

    شکست*های پی*در پی در مسابقات آسیایی و اقدامات مکتبی
    تیم ملی جوانان ایران به سرپرستی مهدی اربابی در مسابقات آسیایی نپال در سال ۶۱ شرکت داشت. در این دوران تیم*های ایرانی همراه باعکس خمینی در تورنمنت*ها حاضر می*شدند. در دور دوم مسابقات، تیم ایران در مقابل عراق حاضر نشد و بازی را واگذار کرد و از دور مسابقات حذف شد. متعاقباً جوانان ایران که آینده*سازان فوتبال بودند به علت حاضر نشدن در مقابل عراق با محرومیتی ۵ ساله مواجه شده و از حضور در مسابقات آسیایی و بین*المللی محروم شدند. بازیکنان تیم ایران به دستور مسئولان تیم قبل از شروع مسابقه اقدام به برگزاری نماز جماعت ظهر و عصر در زمین مسابقه کردند و سپس با فریاد الله اکبر و خمینی رهبر از زمین خارج شدند و به این ترتیب تیم جوانان ایران برای یک دوران طولانی از دور خارج و پایه*های فوتبال ایران لرزان*تر از همیشه شد و مهدی اربابی و همراهان که این فاجعه را بر سر فوتبال ایران آورده بودند همچون سردارانی فاتح که میخ اسلام را در سرزمین کفر فرو کرده و پرچم ظفرنمون اسلام را به اهتزاز درآورده*اند وارد کشور شدند.

    راغفر در شهریور ۶۱ به معاونت فنی سازمان تربیت بدنی رسید و دوباره حسین آب*شناسان رئیس فدراسیون فوتبال شد. همانطور که تیغ تصفیه در ادارات و دانشگاه*ها و مراکز آموزشی چهره*های دوست*داشتنی و مردمی را حذف می*کرد در صحنه**ی ورزش و به ویژه فوتبال نیز با همین روند مواجه بودیم. تعدادی از بازیکنان از بازی در تیم ملی محروم شدند تا عده*ای دیگر جای آن*ها را بگیرند.

    ابراهیم قاسم پور، حسن نظری، حسین فرکی، عبدالرضا برزگری، و بسیاری از فوتبالیست*های خوزستانی و ... به خاطر بازی در تیم*های کشورهای حاشیه خلیج فارس اجازه*ی حضور در تیم ملی فوتبال ایران را نمی*یافتند. سازمان تربیت بدنی علیرغم مخالفت کلیه کارشناسان بر اساس طرح ۲۷ ساله*ها بسیاری از فوتبالیست*های صاحب نام ملی همچون حجازی، عبداللهی، پروین، روشن و ... را خانه نشین کرد و با حضور نفراتی چون فرزام نیا، عبدالعلی چنگیز، حمید علیدوستی، حبیب خبیری و ... در تیم ملی مخالفت كرد.

    رضا نعلچگر و رضا رجبی به خاطر آن که فرقشان را از وسط باز می*کردند از تیم ملی محروم شدند و علیدوستی به علت نواختن گیتار با محرومیت روبرو شد.
    حسین آبشناسان رئیس وقت فدراسیون یکی از عجیب*ترین وقایع فوتبال در جهان را رقم زد. او حكم سرمربیگری تیم ملی را به نام خود زد و جلال چراغپور و تقی جهانی که ۳۲ ساله بودند بر اساس طرح ۳۷ ساله*ها روی نیمکت تیم ملی نشستند و هدایت تیم ملی فوتبال در بازی*های آسیایی ۱۹۸۲ دهلی نو را به عهده گرفتند. چراغپور ۳۱ سال بعد در تیم تراکتورسازی تبریز دستیار مجید جلالی شد.

    در این مسابقات مایلی كهن، حقیقیان، دینور زاده و دادکان با آن كه بیش از ۲۷ سال داشتند به خاطر حزب*اللهی بودن به تیم زیر ۲۷ ساله*ها راه* یافتند. و در آذر ماه ۱۳۶۱ این تیم با شكست مقابل كویت از صعود به مراحل بعدی رقابت ها باز ماند.


    ایستاده از چپ: بهروز سلطانی، محمد دادگان، امیر مرزوقی، علیرضا فیروزی، محمد پنجعلی و ضیاء عربشاهی ... نشسته از چپ: محمد مایلی کهن، حمید درخشان، عباس کارگر، ناصر محمدخانی و مهدی دینورزاده(کاپیتان).

    در پایان این بازی برخی از بازیکنان ایران با داور هندی مسابقه به علت اعلام خطایی که منجر به گل کویت شد، درگیر شدند و محمد مایلی کهن سیلی به گوش داور زد. کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز در واکنش به این درگیری، مایلی کهن، عباس کارگر و بهروز سلطانی را یک سال و ضیا عربشاهی و علی فیروزی را از 3 بازی محروم کرد. مایلی کهن که از قضا کارمند حراست سازمان تربیت بدنی هم بود در توجیه عمل خود گفته بود: داور با انقلاب اسلامی دشمنی داشته و او به عنوان مدافع انقلاب این عمل را انجام داده است.


    ایستاده از چپ مایلی کهن، ایرانپاک، جمشید رشیدی ... نشسته محمدرضا خلعتبری

    پیش از انقلاب مایلی کهن شلوار جین می*پوشید و پیراهن مارک دانشگاه کالیفرنیا تن می*کرد. اما بعد از انقلاب حزب**اللهی دو آتشه بود و در اردوهای تیم ملی حتی اجازه نمی*داد بازیکنان تخته نرد بازی کنند.

    سیدمحمد هادی آیت*اللهی که بعدها به نایب رئیسی فدراسیون فوتبال رسید در سن ۲۴ سالگی سرپرستی کاروان ورزشی کشور و کنترل ورزشکاران در بازی*های آسیایی دهلی*نو را به عهده داشت.

    شکست در دهلی*نو و افتضاحاتی که کاروان ورزشی ایران به وجود آورد باعث تشدید شعارهای مردم در استادیوم*ها شد، آن*ها مستقیم میرحسین موسوی را خطاب قرار داده و می*گفتند: نخست وزیر موسوی، تو را به حق قرآن، داوودی را عوض کن!

    عاقبت این شعارها و اعتراضات مؤثر واقع شد و پس از بازگشت کاروان ورزشی ایران در بازی*های آسیایی دهلی نو، مصطفی داوودی برکنار و طرح ۲۷ ساله*ها بدون سر و صدا ملغی شد.

    قرمزته ، آبی*ته به جای شعار*های مکتبی
    پس از وی، اسماعیل داوودی شمسی یک عنصر امنیتی به ریاست تربیت بدنی رسید که هیچ نسبتی با ورزش نداشت. مهم ترین اتفاق این دوره دخالت*های آشکار هیأت فوتبال تهران در امور فدراسیون فوتبال بود.

    درجریان رقابت بین تیم های پرسپولیس با هما واستقلال با راه آهن و درخواست ریاست پلیس مرکزی تهران مبنی برتعطیلی مسابقات فوتبال دسته اول باشگاه های تهران، روابط عمومی تربیت بدنی تهران در اطلاعیه ای با اعلام وجود عده ای از عناصر نفوذی وفرصت طلب دربین تماشاگران که با طرح شعارهایی خارج از مسائل ورزشی و ایجاد جو مسموم وضرب وجرح بازیکنان و وارد آوردن خسارات مالی، مسابقات فوتبال درتهران را تا اخذ موافقت پلیس تهران در رابطه با حفظ امنیت تعطیل اعلام کرد ( کیهان ورزشی، اسفند ۱۳۶۲)

    تیم ملی فوتبال ایران در بازی*های مقدماتی انتخابی آسیا برای شرکت در المپیک لس*آنجلس (۱۹۸۴) شرکت نکرد و این بازی*ها را نیز همراه با کشورهای بلوک شرق تحریم کرد سیاستی که علیرغم پوشش امپریالیسم ستیزانه و حق*طلبانه مطلقاً منافع ملی را همراه نداشت.

    سال ۶۲ شهرآورد (دربی) تهران (مسابقه پرسپولیس و استقلال) از راه *رسید. مقامات رژیم آهسته آهسته متوجه می*شدند که چه بهتر که انرژی نهفته*ی جوانان در چنین جاهایی خرج شود. سیمای جمهوری اسلامی هادی غفاری نماینده مجلس را در استادیوم آزادی نشان می*داد که می*گفت: قرمزته و به دنبال کسب محبوبیت در میان جمعیت فوتبال*دوست بود. هادی غفاری چهره*ی منفوری بود. در سال ۵۸ در راهرو دادگاه تیر به گلوی هویدا زده بود؛ در غائله*ی انقلاب فرهنگی در شمال کشور جنایات زیادی را مرتکب شده و یکی از بسیج*کنندگان اصلی چماقداران برای حمله به متینگ*ها و دفاتر و فعالین گروه*های سیاسی بود. در روزهای ۳۰ خرداد و ۵ مهر با حضور در خیابان انقلاب و میدان فردوسی شخصاً به سرکوب تظاهرکنندگان پرداخته و سپس در اوین نه تنها در شعبات بازجویی جنایات زیادی را مرتکب شده بود بلکه در جوخه*های اعدام نیز شرکت داشت. او نشانه*گیری درستی کرده بود کمتر از شش ماه به انتخابات مجلس شورای اسلامی دور دوم مانده بود و او کاندیدای نمایندگی مجلس از تهران بود.
    برای اولین بار شعار غیرمکتبی قرمزته و آبی*ته شعار جوانان ایران می*شد. هرچند جایگزینی آن به جای الله اکبر و شعار*های جنگ*طلبانه ، مطلوب رژیم نبود اما از آن استقبال می*کردند چرا که در هر صورت فراگیر شدن آن بهتر از شعارهای ضد رژیم و آزادیخواهانه بود.

    در مهرماه ۱۳۶۲ شهرآورد پایتخت ۱۲۰ هزار نفر را به استادیوم آزادی کشاند. این بازی پرتماشاگرترین مسابقه*ی باشگاهی در تاریخ ایران محسوب می*شود. مدیران ورزشگاه که ناتوان از کنترل جمعیت بودند از پروین و حجازی کاپیتان*های دو تیم خواستند تا مردم را به بیرون از زمین هدایت کنند. خواسته*ای که از سوی پروین اجابت شد اما ناصر حجازی با درایتی که داشت زیر بار آن نرفت و در مقابل دوربین تلویزیون گفت چرا ما را در مقابل مردم قرار می*دهید. بلیط کمتر بفروشید.

    آشوب در امجدیه و تعطیلی مسابقات فوتبال تهران
    مسابقات تیم پرسپولیس در سال ۶۳ از جذابیت زیادی برخوردار بود و این تیم با شش برد متوالی با نتایج باورنکردنی تماشاگران زیادی را به استادیوم می*کشاند. در روز 17 مهر ۶۳، بی*توجهی مسوولان فوتبال تهران، كار را به عصیان تماشاگران کشاند. مسابقات پرسپولیس در بازی*های غیرحساس بالای ۵۰ هزار تماشاگر داشت اما بازی مهم پرسپولیس- پاس در استادیوم امجدیه برنامه*ریزی شد که تنها گنجایش ۲۵ هزار نفر را داشت. بیش از ۵۰ هزار تماشاگر در امجدیه وقتی مطلع شدند كه مسوولان انتظامی و امنیتی ورزشگاه نمی*توانند مسابقه را برگزار كنند به داخل زمین ریخته تیر دروازه*ها را كندند، تشک*های پرش ارتفاع و وسایل دوومیدانی کنار زمین و هرچه را که قابل آتش گرفتن بود آتش زده و برعلیه خمینی و مسئولان رژیم شعار*های خصمانه دادند و در خیابان*های اطراف امجدیه به تخریب اموال عمومی پرداختند.

    روز ۱۸ تیرماه روزنامه**ی اطلاعات خبر از دستگیری محمد جانفدا رئیس هیأت فوتبال تهران به دستور بازپرس شعبه ویژه دادسرای عمومی تهران داد و نوشت:* وی به علت تخلف خودسرانه، عدم رعایت مقررات و عدم هماهنگی*های لازم که باعث بروز حوادث ناگواری در ورزشگاه شهید شیرودی شد، که خود ایشان هم به این امر معترف هستند، با قرار 3 میلیون ریال بازداشت و روانه زندان شد!

    اما محمد جانفدا خبر بازداشت و زندانی شدنش را تکذیب کرد و گفت: مساله صدور حکم جلب و دستگیری من مطلقاً در میان نبوده، بلکه مساله اصلی این است که طی تماسی که از سوی سازمان تربیت بدنی با من گرفته شد، به من گفتند که برای ادای توضیحات به دادستانی تهران مراجعه نمایم ... انشاء الله مسئولین قضایی دادستانی دقیقاً این موضوع را پیگیری نمایند تا مشخص شود متخلفین واقعی چه کسانی بوده*اند.

    سازمان تربیت بدنی اما با صدور اطلاعیه*ای، رئیس هیات فوتبال تهران را مقصر اصلی این حادثه دانست و در این باره نوشت: به دلیل عدم توجه هیات فوتبال تهران به دستورالعمل سازمان تربیت بدنی در مورد برگزاری مسابقات فوتبال باشگاهها ... و رعایت ننمودن تذکرات پلیس تهران در مورد مسابقه روز سه شنبه 17 مهر ماه، رئیس هیات فوتبال تهران مقصر بود و باید هر چه زودتر برکنار شود.

    خبر اعدام حبیب خبیری فوتبالیست محبوب تیم ملی ایران و باشگاه هما که در ۲۴ تیرماه ۱۳۶۳ در اوین صورت گرفته بود (۲) تازه در جامعه پیچیده و باعث گر گرفتن خشم مردم و به ویژه جوانان شده بود. در پی این تحولات بهروز صحابه رئیس فدراسیون فوتبال برکنار شد و به جای وی سید نصرالله سجادی به ریاست فدراسیون رسید و مسوولان هیات فوتبال تهران وادار به استعفا شدند و لیگ فوتبال تهران تعطیل شد.

    در این دوران جدا از تعطیلی مسابقات لیگ تهران بیم آن می*رفت که فوتبال تعطیل شود. پیام رژیم برای اشاعه*ی جو النصر بالرعب یا نصرت و پیروزی در ایجاد جو رعب و وحشت* است با اعدام حبیب خبیری به وضوح به جامعه*ی ورزش ایران ابلاغ می*شد.

    در آن سال*ها رژیم از سایه*ی خودش نیز وحشت داشت و گرنه درگیری در استادیوم*های ورزشی در همه*ی جای دنیا به نوعی پذیرفته شده است و در ایران نیز سابقه دار بود. در ۲۵ آبان ۵۸ و در حالی که جامعه در تک و تاب اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام به سر می*برد و شور ضد*امپریالیستی ایران را فرا گرفته و حکومت از پشتوانه*ی مردمی برخوردار بود دیدار دوستانه*ی تیم*های پرسپولیس و استقلال که برای بزرگداشت مرحوم علی دانایی فرد برگزار شد در دقیقه ۷۵ به علت هجوم تماشاگران به داخل میدان نیمه كاره ماند.

    گشت**های ارشاد رژیم که تحت عنوان ثارالله و القارعه و ... فعالیت می*کردند فقط در خیابان*های تهران به بازداشت و مجازات مردم نمی*پرداختند، دخالت در زندگی خصوصی مردم دامنه*اش به رفتار فوتبالیست*های رژیم در اردوهای خارج از کشور هم کشیده شده بود. در مسابقات جام*ملت*های۱۹۸۴ آسیا که در سنگاپور برگزار می*شد بهروز سلطانی، رضا احدی و جعفر مختاری فرد سه بازیکن جوان و مطرح تیم ملی به هنگام گفتگو با زنان سنگاپوری توسط مأموران حراست سازمان تربیت بدنی دیده شدند و به همین علت به مدت پنج سال از حضور در تیم ملی محروم شدند.

    مرد قدرتمند فوتبال کسی نبود جز مهدی اربابی. رئیس هیأت فوتبال تهران، مسئول اجرایی فدراسیون فوتبال و رئیس سابق کمیته انقلاب اسلامی سعدآباد. (۳) او نقش مستقیمی هم در سرکوب و کشتار داشت. از آن*جایی که کمیته*ی مزبور روابط نزدیکی با اوین داشت، اعتراضات مردمی باعث شد پای شکنجه*گران اوین هم به فدراسیون فوتبال و هیأت فوتبال تهران باز شد. برای کنترل مسابقات فوتبال، مجید قدوسی که یکی از دادیاران و شکنجه*گران و مسئولان زندان اوین بود مسئول کمیته برگزاری مسابقات فوتبال شد.

    ممنوعیت برگزاری مسابقات رسمی فوتبال در ایران از سوی فیفا
    فدراسیون بین*المللی فوتبال به دلیل جنگ و عدم امنیت اجازه*ی برگزاری مسابقات رسمی فوتبال در ایران را نمی*داد. رژیم نیز به بهانه*ی جنگ با عراق و اجبار ایران به بازی در زمین*های بی*طرف در رقابت*های مقدماتی جام جهانی ۱۹۸۶ شرکت نکرد. رژیم جمهوری اسلامی که سر ستیز با کلیه**ی قواعد و قوانین بین*المللی داشت حاضر به پذیرش نظر کارشناسانه و مسئولانه فیفا که نمی*خواست جان ورزشکاران با خطر مواجه شود نبود. آن*ها نمی*خواستند بپذیرند که جنگ نعمت نیست و باعث نابودی کشور می*شود. با این حال عراق با پذیرش شرایط فیفا و برگزاری مسابقات**اش در کشورهای بی*طرف با موفقیت در مسابقات مقدماتی جام* جهانی از منطقه*ی غرب و کره* جنوبی از شرق به عنوان نمایندگان قاره آسیا در این رقابت*ها شرکت کردند و شکست* دیگری به فوتبال ایران در صحنه*ی بین*المللی تحمیل شد.

    در سال ۱۳۶۴ اتفاق مضحکی باعث محروم شدن مجید وارث گزارشگر باتجربه*ی تلویزیون شد تا تراژدی ورزش ایران تکمیل شود. وی هنگام گزارش یکی از مسابقات باشگاه*های تهران، زمانی که مدافع تیم توپ را از مهاجم حریف ربود بدون آن که متوجه* باشد گفت:* حالا توپ ملاخور میشه. همین جمله کافی بود تا وی مجبور شود برای همیشه از گزارشگری کناره گیری کند و برای زندگی و ادامه*ی تحصیل ایران را ترک کرده و به استرالیا مهاجرت کند.

    ربودن هواپیمای رفسنجانی و ترور فوتبالیست معروف
    علی*اکبر محمدی بازیکن خط دفاع سابق تیم*های پرسپولیس و عفاب تهران، خلبان ویژه پرواز بلندپایگان رژیم از جمله رفسنجانی و خامنه*ای در تاریخ ۲۱ مردادماه ۱۳۶۵ با یک فروند هواپیمای جت فالکون به عراق گریخت و مصاحبه*های مطبوعاتی متعددی با رسانه*های عراقی انجام داد که بازتاب گسترده*ای در رسانه*های بین*المللی داشت. وی در این گفتگوها رژیم و شخص خمینی را عامل ادامه*ی جنگ معرفی کرد.

    [Only registered and activated users can see links. ]

    محمدی در اولین فرصت با دریافت ۲ میلیون دلار پاداش از سوی دولت عراق به آلمان مهاجرت کرد و بصورت ناشناس به زندگی پرداخت. رژیم که به لحاظ تبلیغاتی ضربه*ی سختی را متحمل شده بود ضمن تکذیب ارتباط محمدی با رفسنجانی و دیگر بلندپایگان رژیم ترور وی را در دستور کار قرار داد.

    در ۲۶ دیماه همان سال برابر با شانزدهم ژانویه*ی ۱۹۸۷ علی اکبر محمدی در برابر کلوپی در هامبورگ که اداره*ی آن را عهده*دار بود توسط تیم*های تروریستی اعزامی رژیم به قتل رسید. علیرغم این که او یکی از بازیکنان معروف اواخر دهه*ی ۴۰ و اوایل دهه*ی ۵۰ بود اما اشاره*ای به سابقه*ی ورزشی او نشد. از آن*جایی که فریدون فرخزاد دوست و همزی سعید محمدی خواننده*ی ایرانی و برادر علی*اکبر محمدی بود پلیس آلمان وی را در مورد این قتل مورد بازجویی قرار داد. فرخزاد در بازجویی*های خود اعتراف کرد که به کنسولگری رژیم مراجعه کرده است اما آدرس محمدی را وی در اختیار رژیم قرار نداده است.

    استعفای بازیکنان تیم ملی و محرومیت آنان
    حضور ایران در بازی*های آسیایی ۱۹۸۶سئول (شهریور – مهر ۱۳۶۵) نیز با بحران دیگری مواجه شد.



    ایستاده از راست: احمد سجادی، مرتضی فنونی زاده، کریم باوی، حمید درخشان، محمد پنجعلی، حسین مسگرساروی ... نشسته از راست: عبدالعلی چنگیز، مرحوم سیروس قایقران، شاهرخ بیانی، شاهین بیانی، ناصر محمدخانی

    ۱۴ تن از بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران در راه بازگشت به تهران در داخل هواپیما در اعتراض به کادر مربیگری تیم نامه*ای نوشته و از تیم ملی استعفا دادند. دلیل استعفای آنان مخالفت با مدیر تیم ملی پرویز دهداری یکی از خوشنام*ترین چهره*های فوتبال ایران و دستیاران او بود. دهداری یکی از مربیان سخت*گیر به لحاظ اخلاقی بود و پیشتر تفکرات خود را در پایه*ریزی تیم*های موفق و خوشنام گارد و هما نشان داده بود. دهداری که میانه*ی خوشی با پنجعلی کاپیتان حزب*اللهی تیم نداشت در دو بازی با ژاپن و بنگلادش وی را نیمکت نشین کرد. برخورد غیرمنطقی و مستبدانه*ی رضا وطنخواه و بهمن صالح*نیا با عبدالعلی چنگیز و مهدی ابطحی دیگر بازیکن حزب*اللهی تیم و جو سربازخانه*ای که ایجاد کرده بودند باعث به وجود آمدن فضای منفی علیه کادر فنی شد؛ شکست از کره* جنوبی در ضربات پنالتی موقعیتی را به وجود آورد تا بازیکنان تیم ملی تصمیم به برکناری کادر فنی که حزب*اللهی نبودند بگیرند. استعفا دهندگان عبارت بودند از:

    محمد پنجعلی، سیدمهدی ابطحی، مرتضی فنونی*زاده، ناصر محمدخانی، ضیاء عربشاهی احمد سجادی، اصغر حاجیلو، شاهرخ بیانی، حمید درخشان، عبدالعلی چنگیز، غلامرضا فتح*آبادی، شاهین بیانی، مرتضی یکه و فرشاد پیوس.

    برخلاف انتظار بازیکنان، مسئولان انضباطی ورزش تشکیل جلسه داده و چنگیز را به مدت ۹ ماه، پنجعلی و حاجیلو را به مدت شش ماه و حمید درخشان را سه ماه از حضور در میادین فوتبال محروم کردند. محمد پنجعلی پس از محرومیت به جبهه رفت و به لشکر ۲۷ محمد رسول*الله پیوست که فرماندهی آن با محمد اسماعیل کوثری هم بازی سابق*اش در تیم ابومسلم مشهد بود. شاهرخ و شاهین بیانی، ناصر محمدخانی، عبدالعلی چنگیز و حمید درخشان به قطر رفتند و بقیه دوران فوتبال خود را در این کشور ادامه دادند. و پنجعلی هم دو سالی را در الاتحاد گذراند.

    غلامرضا فتح آبادی، ضیاء عربشاهی، مرتضی فنونی زاده با پس گرفتن امضایشان در سال*های بعد به تیم ملی بازگشتند اما درخششی نداشتند. پیوس ( در دوران دهداری) و شاهرخ بیانی و پنجعلی هم پس از برکناری دهداری و دستیارانش دوباره به تیم ملی فراخوانده شدند.

    هدف اصلی مسئولان انضباطی از محرومیت*ها و تأیید دهداری مربی تیم ملی که دل خوشی هم از او نداشتند مقابله با روحیه*ی اعتراض و اقدام اعتراضی بود. آن*ها می*خواستند ریشه*ی اعتراض را بخشکانند. برایشان فرقی نمی*کرد چه کسی علیه چه چیزی اعتراض کرده است.

    ادامه دارد...

    ----------------------
    (۲) مجید قدوسی (ملاجعفر) در آن دوران دادیار اجرای احکام اوین بود و نفوذ زیادی داشت. از آن*جایی که خود فوتبالیست بود و به حبیب خبیری علاقه داشت حکم اعدام وی را معلق نگه*داشته بود. به گفته*ی خودش هنگامی که در سفر حج به سر می*برد حبیب را اعدام کردند. او پس از بازگشت از سفر حج شدیداً از این موضوع ناراحت بود و ادعا می*کرد عده*ای مغرض در دادستانی هستند که از موقعیت سوءاستفاده کرده و پرونده**ی حبیب را به جریان انداخته و او را اعدام کرده*اند. هرچند در اسناد انتشار یافته از سوی مجاهدین تاریخ اعدام حبیب خبیری ۳۱ خرداد ۶۳ آمده است اما تاریخ خاکسپاری وی در بهشت زهرا ۲۴ تیرماه ۱۳۶۳ ذکر شده است. همچنین از سوی این سازمان به غلط حبیب خبیری کاپیتان تیم ملی قوتبال ایران معرفی شده است که درست نیست.

    (۳) مهدی اربابی هم*اکنون رییس هیات فوتبال شمیران است و مدتی نیز سرپرست و مدیر تیم سعدآباد شمیران بود که امتیاز آن ابتدا به صدا و سیما و سپس در سال ۶۵ به سازمان گسترش صنایع واگذار شد. وی تاکنون مسوولیت*هایی همچون سرپرستی تیم ملی فوتبال، مربی*گری تیم ملی فوتبال جوانان، ریاست هیات فوتبال استان تهران، سرپرستی باشگاه پیکان، مدیریت باشگاه انقلاب، مسوولیت تربیت*بدنی وزرات امور خارجه، ریاست تربیت*بدنی بنیاد جانبازان، سرپرستی تیم فوتبال سایپا در دوران مربی*گری علی دایی و مدیریت عامل باشگاه پگاه گیلان را در کارنامه خود دارد. وی در سمت ریاست کمیته سعدآباد در سیاه*ترین سال*های رژیم جنایات زیادی از جمله مشارکت در حمله به پایگاه موسی خیابانی و ... را مرتکب شده بود. کمیته سعدآباد و اوین در آن سال*ها روابط بسیار نزدیکی داشتند.

  5. #85
    PFDC Asset
    Reputation
    ReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputation

    Join Date
    Jan 2009
    Posts
    10,690
    Thanks
    6,994
    Thanked 5,759 Times in 3,144 Posts
    Rep Power
    27401302
    iran football in the past 35 years part 4 of 5..interesting read..


    نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته ۴


    مهاجرت فوتبالیست*ها به خارج از کشور، پس از سی خرداد و شروع سرکوب گسترده*ی نیروهای سیاسی و اجتماعی خیل مهاجرت فوتبالیست*های بازنشسته به خارج از کشور نیز شروع شد. آن*ها که پس از سال*ها تلاش مانند بسیاری از مردم از اختناق حاکم بر جامعه خسته شده بودند مهاجرت به خارج از کشور و زندگی در تبعید را در پیش گرفتند... از جمله پرویز قلیچ*خانی، عزیز اصلی، بهرام مودت، حسین فداکار، احمد نقوی، مسلم*خانی، مجید مشتری حسین کلانی و

    حقه*بازی برای کم*کردن ظرفیت ورزشگاه آزادی و بزرگنمایی اعتراضات مردمی
    مسابقات فوتبال یکی از سرگرمی*های مهم و اساسی مردم بود که تعداد زیادی از جوانان را به استادیوم می*کشاند. به خاطر سیاست*های ضدفوتبالی رژیم و همچنین اختناق و سرکوبی که بر جامعه حاکم بود استادیوم*های ورزشی دستخوش ناآرامی*های بسیاری بود، هر بازی فوتبال می*توانست به آشوب کشیده شود. جوانان عاصی پس از پایان هر بازی خشم*شان را بر سر اتوبوس*های شرکت واحد خالی کرده و به درگیری در خیابان*های اطراف ورزشگاه* آزادی می*پرداختند.

    پلیس و کمیته توانایی کنترل جمعیت انبوه ناراضی را نداشتند و شورای امنیت ملی و شورای تأمین استان، همیشه این نگرانی را داشتند که مبادا در هنگام مسابقه و یا بعد از آن شعار*های ضدرژیمی داده شود. برای جلوگیری از بروز چنین حوادثی سعی در محدود کردن تعداد تماشاچیان کردند. تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال اعلام کردند که طبقه*ی دوم ورزشکاه آزادی ترک برداشته و امکان نشستن تماشاچی در آن وجود ندارد و حتی در تلویزیون متخصصان وابسته به رژیم نظر دادند که به خاطر فساد حکومت پهلوی از مصالح نامرغوب برای ساختن استادیوم استفاده شده است. با این ترفند نزدیک به ۶۰ درصد ظرفیت ورزشگاه را بلااستفاده کردند.

    متأسفانه سازمان مجاهدین خلق در این میان ضمن بزرگنمایی بی*فایده*ی اعتراضات مردمی - که بخشی از آن مربوط به پدیده*ی اوباشگری مرسوم در استادیوم*های فوتبال بود- در اطلاعیه*های خود بطور مداوم از سر دادن شعار درود بر رجوی توسط مردم خبر می*داد که فاصله**ای عمیق با واقعیت*های جامعه**ی ایران داشت:

    روز جمعه گذشته ۱۰ اکتبر بیش از ۵۰ هزار نفر از مردم تهران در خیابان*های آزادی و محمدعلی جناح (غرب تهران) با شعارهای مرگ بر خمینی- درود بر رجوی تظاهرات نمودند. در این تظاهرات که از استادیوم ازادی تهران و به دنبال برگزاری یک مسابقه*ی فوتبال آغاز شد، مردم حمایت خود را از قهرمانان تیم ملی وزنه*برداری ایران در سئول که به مجاهدین پیوستند ابراز داشتند. ساعتی پس از شروع این تظاهرات پاسداران خمینی به سوی تظاهرکنندگان آتش گشودند و گروهی زخمی و حداقل ۲۰۰ تن از تظاهرکنندگان دستگیر شدند. ولی پس از آن تظاهرات بصورت جنگ و گریز تا ساعت*ها ادامه یافت و قسمت*های کوچکتری از تظاهرات به خیابان*های مرکزی شهر نیز کشیده شد. یادآوری می*شود که به دنبال پیام برادر مجاهد مسعود رجوی به ورزشکاران و پیوستن چهار قهرمان ملی پوش به مجاهدین رژیم سرکوبگر خمینی فشار بسیار زیادی را بر بازیکنان ایرانی در سئول وارد نمود و پس از بازگشت به ایران بیش از بیست تن از ورزشکاران منجمله سلیمانی پاک و عیدی پور از تیم واترپولو را دستگیر نمود. همچنین ۱۴ بازیکن تیم فوتبال نیز در اعتراض به قضایای اخیر از این تیم استعفا نمودند و همچنین رژیم خمینی از وحشت پیوستن ورزشکاران به مجاهدین مسافرت تیم والیبال خود به تایلند جهت شرکت در مسابقات قهرمانی جوانان آسیا را لغو نمود. سازمان مجاهدین خلق ایران ضمن اعلام این که ورزشکاران و تظاهرکنندگان دستگیر شده تحت شکنجه*های وحشیانه و قرون*وسطایی قرار دارند از همه کشورها و مجامع و شخصیت*های آزادیخواه و بشردوست استمداد می*کند تا برای نجات جان این زندانیان از شکنجه و اعدام از هیچ تلاشی فروگذار نکنند.

    دفتر مجاهدین خلق ایران- پاریس
    ۲۱ مهر ۶۵ – ۱۳ اکتبر ۸۶
    نشریه اتحادیه انجمن*های دانشجویی مسلمان خارج از کشور شماره ۶۷
    [Only registered and activated users can see links. ]

    فاجعه*ی مکه، حذف ملوان انزلی و کشته شدن مهدی رضایی مجد در جنگ
    در زمستان سال ۶۵ تیم ملوان بندرانزلی به عنوان قهرمان جام حذفی ایران در بازی*های مقدماتی جام باشگاههای آسیا که در سریلانکا برگزار می*شد شرکت کرد و به مرحله نهایی که سال بعد قرار بود در عربستان سعودی برگزار شود صعود کرد. اما این تیم به خاطر فاجعه**ای که رژیم در مکه به وجود آورد و طی آن صدها حاجی ایرانی و تعدادی از مردم عربستان و نیروهای امنیتی این کشور کشته شدند نتوانست در این مسابقات شرکت کند.

    در اسفند ۶۵ کشته شدن مهدی رضایی مجد بازیکن و کاپیتان تیم ملی فوتبال جوانان ایران که در قالب سپاهیان محمد - به سپاهیان یک بار مصرف، معروف شده بودند- در عملیات تکمیلی کربلای پنج شرکت کرده بود انعکاس وسیعی یافت. دستگاه تبلیغاتی رژیمی که دو سال قبل حبیب* خبیری یکی از بهترین و با*اخلاق*ترین بازیکنان فوتبال ایران را مقابل جوخه*ی اعدام قرار داده بود یکسره از اخلاق و جوانمردی رضایی مجد می*نوشت.

    فوتبال در سال ۶۷ و پس از کشتار
    در نیمه شهریور ۱۳۶۷ شهرآورد تهران با شکوه هرچه تمامتر برگزار شد. مردم بی*خبر از آن*چه در زندان*ها گذشته بود در شور و اشتیاق پایان جنگ به استادیوم آزادی هجوم آوردند. یک صد هزار نفر شاهد بازی پرسپولیس و استقلال بودند. کمتر کسی می*دانست در همان ایام مهشید(حسین) رزاقی بازیکن تیم ملی امید ایران و باشگاه هما به همراه ابراهیم حبیبی بازیکن تیم ستاد مشترک و عادل نوری بازیکن جوانان راه*آهن از جمله قتل*عام شدگان بوده*اند.



    مهاجرت فوتبالیست*ها به خارج از کشور
    پس از سی خرداد و شروع سرکوب گسترده*ی نیروهای سیاسی و اجتماعی خیل مهاجرت فوتبالیست*های بازنشسته به خارج از کشور نیز شروع شد. آن*ها که پس از سال*ها تلاش مانند بسیاری از مردم از اختناق حاکم بر جامعه خسته شده بودند مهاجرت به خارج از کشور و زندگی در تبعید را در پیش گرفتند. از جمله فوتبالیست*های معروفی که زندگی در تبعید را انتخاب کردند می*توان به پرویز قلیچ*خانی، عزیز اصلی، بهرام مودت، حسین فداکار، احمد نقوی، مسلم*خانی، مجید مشتری، صفر ایرانپاک، ابراهیم کیان*طهماسبی، روح*الله عبادزاده، حبیب علیزاده، حسین کلانی و ... اشاره کرد که به فوتبالیست*هایی چون عباس نوین*روزگار، حسن نایب*آقا، علیرضا خورشیدی، مهدی غزال، مصطفی عرب، آندرانیک اسکندریان، حسن نظری، مجید پهلوان افشاری و ... که از پیش در خارج از کشور بودند پیوستند. مربیانی چون رجبعلی فرامرزی، عباس رضوی، جلال طالبی، اصغر شرفی، حشمت مهاجرانی و ... نیز به خارج از کشور مهاجرت کردند. البته تعدادی از بازیکنان و مربیان بعداً دوباره به ایران بازگشتند.

    در دوران جنگ در سفرهای خارجی تیم*های ورزشی به شدت محافظت می*شدند تا مبادا بازیکنان به کشورهای خارجی پناهنده شوند. برای این کار علاوه بر مأموران حراست تربیت بدنی، فوتبالیست*های حزب*اللهی هم به عنوان چشم و گوش نظام عمل می**کردند. به غیر از سعید جانفدا که در سال ۶۷ با ترک اردوی تیم ملی ایران در آلمان شرقی به سفارت هلند در این کشور پناهنده شد و فوتبالش همان*جا تمام شد هیچ*یک از فوتبالیست*ها در سفرهای خارجی به دیگر کشورها پناهنده نشدند.

    فوتبال در دوران پس از جنگ
    سنگسار و حلق*آویز در استادیوم*های ورزشی
    جنگ تمام شده بود اما وحشی*گری نه. پروژه*ی کشتار زندانیان سیاسی به مورد اجرا گذاشته شده بود. رژیم شکست*خورده در جنگ، هنوز خون می*طلبید و چنگ و دندان نشان می*داد تا مبادا کسی جرأت کرده دست به اعتراض بزند. استادیوم*های ورزشی پیش از آن*که طالبان در افغانستان به قدرت برسند در ایران به محل اعدام تبدیل شد.

    در بهمن ۱۳۶۷ صفی*قلی*خان اشرفی رهبر گروه عیاران (اهل حق) در زمین فوتبال سرخه حصار کرج در مقابل علاقمندانش به دار آویخته شد.

    در اردیبهشت ۶۸ یک زن دردمند در استادیوم تختی نیشابور سنگسار شد. (روزنامه کیهان ۲۳ اردیبهشت ۶۸ ) و سپس در دیماه ۶۸ در استادیوم آستانه اشرفیه یک زن و مرد را سنگسار کردند. (روزنامه جمهوری اسلامی۹ دی ۶۸)

    در دیماه ۱۳۹۱ یک متجاوز به عنف را در استادیوم ورزشی سبزوار به دار آویختند.



    [Only registered and activated users can see links. ]

    و این بار فدراسیون بین*المللی فوتبال درباره اعدام در استادیوم*های ورزشی به ایران تذکر داد.

    [Only registered and activated users can see links. ]

    نکته*ی قابل تأمل آن است که در ایران اسلامی ورود زنان به استادیوم برای تماشای مسابقات مردان ممنوع است اما ورود آن*ها به استادیوم* برای دیدن اعدام مردان آزاد است.

    البته این وحشی*گری*ها ریشه در گذشته داشت. هنگامی که نیروهای سیاسی چشم بر واقعیات می*بستند و خطری بزرگ که میهن*مان را تهدید می*کرد نمی*دیدند.

    استادیوم ورزشی رفسنجان در مرداد ۵۸ تبدیل به بی*دادگاه شد.

    دادسرای انقلاب اسلامی رفسنجان اعلام داشت که جلسه محاکمه عباس خاندانی رباخوار معروف که علاوه بر تجاوز به حقوق قشرهای مختلف مردم از طریق رباخوری ارعاب و تحکیم رژیم منفور پهلوی، در کار ساختن مجسمه*های شاه مخلوع و نصب آن*ها در میادین شهرها نقش عمده داشته ساعت ۹ صبح روز چهارشنبه دهم مردادماه سال جاری در محل استادیوم ورزشی رفسنجان برگزار خواهد شد. (روزنامه اطلاعات ۹ مرداد ۱۳۵۸)

    تظاهرات*های اعتراضی و کنترل ورزشگاه*ها
    در دوران پس از جنگ، کنترل ورزشگاه*ها یکی از اولویت*های دستگاه*های امنیتی بود به همین دلیل پس از تظاهرات اعتراضی بهمن ۶۸ اداره*ی ورزشگاه*ها نیز به عهده*ی نیروهای امنیتی گذاشته شد.

    در ۲۷ بهمن*ماه ۶۸، به خاطر عدم برگزاری ۴ مسابقه*ی فوتبال در استادیوم*های امجدیه و آزادی، جوانان خشمگین دست به تظاهرات*های اعتراضی زده و از مقابل امجدیه در خیابان مفتح تا میدان امام حسین و همچنین غرب تهران و اطراف استادیوم آزادی به شعار دادن علیه مسئولان رژیم به ویژه رفسنجانی و خامنه*ای پرداخته و با سنگ به ماشین*ها حمله کرده، شیشه*ی مغاره*ها را شکسته و به چند اتوبوس و ماشین آسیب رساندند. گفته می*شد به علت برف سنگینی که باریده بود هیأت فوتبال در اقدامی نابخردانه و بدون آن که به عواقب آن فکر کند در آخرین لحظه دستور لغو مسابقات را داده بود. تظاهرات در مقابل امجدیه و خیابان*های اطراف شدیدتر بود و از آن*جایی که در مرکز تهران بیم گسترش آن می*رفت نیروهای امنیتی با شلیک گلوله و گاز اشک*آور به مقابله با تظاهر*کنندگان پرداخته و عده*ای را نیز دستگیر کردند.

    در اطلاعیه*ی صادره از سوی دفتر مجاهدین، ضمن اشاره به سر دادن شعار درود بر رجوی از سوی مردم آمده بود:

    بنا به گزارش*های رسیده از ایران، اجساد کسانی که در جریان تظاهرات ده*ها هزار تن از مردم تهران علیه رژیم ملایان در روز جمعه گذشته کشته شده بودند، مخفیانه در بهشت زهرا در گورهای بی نام و نشان دفن گردیدند. شاهدان عینی تحویل اجساد حداقل ده تن از شهیدان را به قسمت ویژه شهدای مقاومت در روز شنبه گزارش کرده*اند. (نشریه شورا شماره*ی ۵۱ دی و بهمن ۶۸)
    اطلاعیه مجاهدین عاری از حقیقت بود، نه شعار درود بر رجوی (۴) داده شده بود و نه علیرغم جنایات بیشماری که رژیم علیه مردم مرتکب شده، چنان کشته شدگانی وجود خارجی داشتند. (۵)

    بعد از این تاریخ، انجام مسابقه*های تیم پرطرفدار استقلال در استادیوم امجدیه که در مرکز تهران قرار دارد و هرگونه شورش در آن می*توانست پایتخت را تحت*الشعاع قرار دهد، ممنوع شد. بازی*های این تیم نیز مانند بازی*های تیم پرسپولیس به استادیوم آزادی منتقل شد و برگزاری هر نوع مسابقه فوتبال در استادیوم امجدیه ممنوع شد.

    پس از این واقعه، مجید قدوسی به ریاست استادیوم آزادی رسید و ریاست استادیوم امجدیه به حمید کریمی که از دژخیمان اوین بود، داده شد. وی هم اکنون اداره*ی کانون اصلاح و تربیت واقع در شهرزیبا را به عهده دارد. این زندان پذیرای صدها کودک و نوجوان زیر هیجده سال است.



    مجتبی محرمی یکی از بهترین فوتبالیست*های ایران در مورد جو حاکم در دهه*ی ۶۰ می*گوید:
    در تمام دوران فوتبالم ۴ بار پایم باز شد به کلانتری. یکی که همان ماجرای معروف بود و ماجرای ضربدر قرمز. دوبار هم مراسم عقد و عروسی*ام بود. بابا مراسم عقدم بود. همسرم و خانواده*اش بودند. همسرم در سفارت آلمان کار می*کرد و این باعث شده بود تعدادی هم مهمان خارجی داشته باشیم. ریختند و شلوغش کردند که در پارتی دستگیر شده. بابا وقتی آمدند، عاقد هنوز آنجا نشسته بود. بعد هم گفتند جاسوس خارجی دعوت کرده بوده. این*ها اگر با من دشمنی نداشتند که این حرف*ها را نمی*زدند. مگر به سفره عقد می*گوید پارتی؟ با دوستم گرفتندم در خیابان و گفتند در مراسم لهو و لعب دستگیرش کردیم. آخر تو دهه ۶۰، وسط خیابون چی کار می*شد کرد؟ چه مراسم لهو و لعبی می*شد راه انداخت؟

    [Only registered and activated users can see links. ]

    تغییر نگاه به فوتبال و تلاش برای تیم*سازی مکتبی
    در فاصله*ی سال*های (۱۳۶۷-۱۳۶۴) لیگ فوتبال قدس برگزار شد. در این لیگ نوظهور به جای رقابت بین باشگاه*های فوتبال که در همه* جای دنیا مرسوم است تیم*های منتخب استان*ها به رقابت با یکدیگر می*پرداختند تا از حساسیت فوتبال کاسته شود و جنگ تحت*الشعاع آن قرار نگیرد. مسابقه* بین تیم*های منتخب استان*ها نمی*توانست گرمای رقابت بین باشگاه*ها را ایجاد کند.


    دیدار تیمهای فوتبال تهران الف و منتخب بوشهر در مسابقات لیگ فوتبال قدس، سال ۱۳۶۶

    در این دوران مسئولان رژیم که نگاهشان بیشتر به جنگ و سرکوب داخلی بود کمتر به امر اداره**ی باشگاه*ها می*پرداختند. تیم*های سرباز که بعداً به نیروی زمینی تغییر نام داد، ستاد مشترک و پاس تیم*های نظامی بودند که در کنار تیم بنیاد شهید در مسابقات باشگاه*های تهران شرکت داشتند. بنیاد شهید در سال ۷۲ امتیازش را به راه آهن فروخت و از تیم داری دست کشید.



    جدال غلامحسین پیروانی با ناصر محمدخانی در لیگ قدس

    ملوان بندرانزلی نیز که وابسته به نیروی دریایی بود در مسابقات باشگاهی گیلان شرکت داشت. با این حال عناصر وابسته به رژیم و مدعی مکتب و انقلاب و اسلام، تلاش می*کردند با باشگاه*سازی و تیمداری بر اساس الگوهای اسلامی و مکتبی، خودی نشان دهند. تیم سعدآباد به سرپرستی مهدی اربابی که در شمیران پایه*ریزی شده بود در سال ۶۰ یکی از تیم*های ۱۸ گانه مسابقات دسته اول تهران بود. این تیم در سال ۱۳۶۳ امتیازش را به صدا و سیما فروخت و با نام جام جم و سپس صدا و سیما به فعالیت پرداخت و در سال ۶۵ توسط سازمان گسترش که به تیمداری روی آورده بود خریداری و مهدی دادرس سرپرست آن شد. محمد مهدی نبی مدیرعامل بعدی آن بود. این* تیم پس از مدتی منحل شد اما دادرس مدیرعامل پیکان و سایپا و سرپرست تیم ملی شد و محمد مهدی نبی سر از اتحادیه فوتبال در آورد و عاقبت به دبیرکلی فدراسیون فوتبال رسید.

    تیم کاخ جوانان یکی دیگر از تیم*های ۱۸ گانه*ی دسته اول تهران بود که نامش را به جوانان و سپس وحدت تغییر داد. علی محمد مرتضوی که به ریاست فدراسیون فوتبال رسید و به مدت سه دهه از اعضای تأثیرگذار اتحادیه فوتبال بوده ریاست باشگاه را به عهده داشت و همراه با حزب*اللهی*های محله*ی سرآسیاب دولاب و عارف تهران آن را اداره* می*کرد. این تیم در سال ۷۲ منحل شد و امتیاز آن را بهمن خرید. مهر شمیران نیز یکی دیگر از تیم*هایی بود که توسط مهدی* دینورزاده اداره می*شد که امتیازش را به بانک صنعت و معدن فروخت و در محاق رفت. تیم بنیاد شهید نیز آخرین بار در سال ۱۳۶۷ در مسابقات شرکت کرد و پس از آن منحل شد و پروژه*ی تیم*داری مکتبی با شکست به کار خود پایان داد.

    پس از پایان جنگ در ۱۳۶۸ فوتبال رونقی دوباره گرفت و جام قدس در فصل ۶٩-۱۳۶۸ بین تیم*های باشگاهی در دو دسته ۱۱ تیمی برای اولین بار برگزار شد . از سال ۷۰ لیگ آزادگان شروع به فعالیت کرد و یک دهه تداوم داشت تا در دهه*ی ۸۰ جای خود را به لیگ برتر فوتبال داد که ادعای حرفه*ای بودن دارد!

    هاشمی رفسنجانی در نخستین اقدام محدودیت*ها و ممنوعیت*های تجاری- تبلیغاتی را برداشت تا در جهت رهنمودهای اقتصادی بانک جهانی و صندوق بین*المللی پول قدم بردارد. اما یک نظام عقب*مانده با ساختاری پوسیده نمی*توانست خود را با الگو*های جهانی هماهنگ کند.

    تأثیر این حرکت در فوتبال، تزریق پول**های هنگفت توسط وابستگان هاشمی رفسنجانی که اداره*ی وزارتخانه*ها، ارگان*ها و بویژه بانک*ها را به عهده داشتند بود.

    عیسی کلانتری، وزیر کشاورزی تیم کشاورز را پایه گذاشت و به بهانه*ی حرفه*ای کردن فوتبال مثل ریگ پول خرج کرد و به این *ترتیب با آغاز دهه*ی 70 شمسی، باشگاه*های ریشه*دار و سازنده پایتخت محکوم به مرگ شدند. کلانتری و معاونش صفی*زاده از بودجه**های عمرانی مربوط به کشاورزی به فوتبال پایتخت تزریق می*کردند در حالیکه صرف بودجه تبلیغاتی در فوتبال اگر برای مؤسسات خصوصی و بانک*ها توجیهی داشت، برای یک وزارتخانه دولتی هیچ توجیهی نداشت. کشاورز بهترین چهره*های فوتبال کشور را جذب کرد و تا ۵ *برابر دیگر تیم*های متمول به آن*ها پول می*داد. اما این تیم بدون آن که موفقیتی کسب کند در ۷۵ سقوط کرد و امتیازش را واگذار کردند.

    بانک تجارت در سال ۱۳۶۸ با خرید امتیاز تیم قدیمی و سازنده*ی بوتان پا به عرصه مسابقات گذاشت ولی تا سال 73 نتوانست به لیگ سراسری صعود کند و با تغییر مدیریت بانک باشگاه منحل شد.

    دوران جدیدی در کشور شکل می*گرفت و عناصر رژیم که از جنگ و سرکوب خونین دهه*ی ۶۰ و قتل*عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ فارغ شده بودند می*رفتند تا بیش از پیش اهرم*های اقتصادی را در دست گرفته و به غارت و چپاول سرمایه*های ملی بپردازند.

    علاوه بر کلانتری وزیران دولت رفسنجانی مانند محمد جواد ایروانی، حسین محلوجی، و مدیران ثروتمند صنعتی و دولتی وارد فوتبال شده بودند و سرداران سپاه که می*رفتند تا عنان باشگاه*ها، فدراسیون و اتحادیه فوتبال را به دست بگیرند. به خوبی از تأثیر فوتبال و قدرت فزاینده*ی آن باخبر بودند.

    سپاه پاسداران بسیاری از نیروهایش آزاد شده بودند و در شرایط جدید در نهادهای مختلف نظام جاسازی می*شدند تا گام به گام به سمت قبضه*ی قدرت پیش بروند. ورزش و به ویژه فوتبال از آن*جایی که با قشر جوان جامعه سر و کار داشت از اهمیت به سزایی برخوردار بود و به همین دلیل هدف شماره یک سپاه پاسداران و دستگاه امنیتی قرار گرفت و هرچه جلوتر رفتیم این سیاست بارزتر شد.

    اسلامی(مصطفی رمضانی) سربازجوی بیرحم شعبه*ی هفت اوین و یکی از بزرگترین و کارکشته*ترین جنایتکاران علیه بشریت به هیأت فوتبال تهران راه یافت و به ریاست کمیته انضباطی رسید و جو سنگینی را در هیأت فوتبال حاکم کرد. در این دوران دو نفر از پاسداران سالن ملاقات اوین نیز در هیأت فوتبال تهران شاغل بودند.

    جام صلح و دوستی و پروژه*ی ناتمام آشتی*کنان
    سومین جام صلح و دوستی که در سال 1989 در کویت با تلاش شیخ صباح رئیس شورای المپیک آسیا براساس یک معاهده سیاسی ورزش برگزار شد که مبنای آن ترکیه ،* ایران *و عراق بود.

    کویتی*ها پس از برقراری آتش بس و در سال ۱۹۸۹ در تلاش بودند با برگزاری مسابقات جام صلح و دوستی آن را به مراسم آشتی کنانی بین عراق و ایران تبدیل کنند. مسابقات یادشده که در دو گروه برگزار می*شد به گونه*ای تنظیم شده بود که ایران و عراق هم در دور مقدماتی و هم در فینال با هم بازی کنند.



    مقامات کویتی قبل از شروع بازی از بازیکنان دو تیم خواستند این*گونه در کنار همدیگر عکس بگیرند. ملی*پوشان ایران ایستاده از راست: جواد زرینچه، علی افتخاری، محمدحسن انصاری*فرد، مهدی ابطحی، مرتضی فنونی*زاده و محمد پنجعلی
    نشسته از راست: مجید نامجومطلق، مجتبی محرمی، مرحوم سیروس قایقران و شاهرخ بیانی

    این دو تیم که در گروه*شان اول و دوم شده بودند به مصاف کویت و اوگاندا تیم*های اول و دوم گروه مقابل رفتند تا در صورت پیروزی بر آن*ها در فینال در مقابل هم قرار گیرند. عراق،* کویت را در نیمه نهایی برد و ایران در ضربات پنالتی مغلوب اوگاندا شد و با باخت مقابل کویت به مقام چهارمی دست یافت تا رشته**های مقامات کویتی پنبه شود. چیزی نگذشت که کشور کویت که قصد ایجاد صلح و دوستی بین ایران و عراق را داشت با حمله***ی نیروهای عراقی مواجه شد و به اشغال این کشور درآمد.

    تلاش*های ناموفق تیم ملی برای شرکت در جام جهانی
    تیم ملی قوتبال ایران برای اولین بار پس از انقلاب در مسابقات مقدماتی آسیا برای شرکت در جام جهانی فوتبال ۱۹۹۰ شرکت کرد اما به دلیل محرومیت اخلاقی که فدراسیون فوتبال برای ۴ ستاره*ی تیم ملی ایران سیروس قایقران، مجتبی محرمی، نادر محمدخانی و مرتضی فنونی*زاده قائل شده بود در رقابت با چین شکست خورد و به مسابقات نهایی انتخابی آسیا نرسید. عاقبت تیم*های کره جنوبی و امارات به عنوان نمایندگان آسیا در جام جهانی شرکت کردند.


    این عکس مربوط به بازی رفت مقابل چین در شهر شن یانگ است، ایستاده از راست: مسعود معینی (کمک مربی) ، احمدرضا عابدزاده، مهدی فنونی زاده، رضا حسن زاده، سید مهدی ابطحی، سید علی افتخاری، کریم باوی، مهدی مناجاتی (سرمربی) نشسته از راست: محمد خاکپور، مجید نامجومطلق، فرشاد پیوس، مرتضی کرمانی، محمد تقوی.

    در دیماه ۷۱ مجتبی محرمی، حمید روزبهانی، محمود کلهر و بهروز داداش*زاده در یک میهمانی شبانه توسط نیروی انتظامی دستگیر شدند. دو نفر اول به یک سال محرومیت محکوم و کلهر و داداش*زاده توبیخ کتبی شدند. در مملکت بدون قانون، مأموران حراست فدراسیون فوتبال روزبهانی را در دهه*ی ۸۰ در خیابان ربوده و به زیرزمین فدراسیون بردند و پس از ضرب و شتم از وی همانجا مقابل دوربین اعتراف گرفتند که در ازای دریافت پول دلالی می*کرده و به شاگردان فوتبالش قول می*داده که آن*ها را به تیم*های فوتبال معرفی کند. این فیلم با صورت شطرنجی*شده*ی وی در برنامه*ی پربیننده ۹۰ پخش شد.

    [Only registered and activated users can see links. ]

    قهرمانی ایران در بازی*های آسیایی پکن (1990) و سپس پیروزی، تیم*های استقلال و پرسپولیس در جام باشگاه*های آسیا* و جام در جام آسیا نوید روزهای خوبی را برای فوتبال ایران می*داد. اما این نوید به سرعت با شکست ایران برابر ژاپن و حذف از مسابقات جام ملت*های آسیا (هیروشیما 1992) رنگ باخت. هرچند بعدها پاس یک بار دیگر قهرمان جام باشگاه*ها شد اما بعد از گذشت دو دهه ایران دیگر موفقیتی کسب نکرد.

    در مهرماه ۱۳۷۲ تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا که در دوحه* قطر برگزار می*شد شرکت کرد. مسئولان رژیم تمایلی به شرکت تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی نداشتند اما به خاطر واکنش افکار عمومی جرأت علنی*کردن این موضع را نداشتند. مسئولان تربیت بدنی قبل از مسابقات به بازیکنان گفته بودند که در صورت صعود هم از آن*جایی که جام جهانی در آمریکا برگزار می*شود ممکن است مسابقات را تحریم کنند.

    هرچند مرتضی (مجتبی) کرمانی مقدم، فرشاذ پیوس و مجتبی محرمی سه بازیکن برتر ایران به خاطر ضرب و شتم جمال شریف داور سوری دیدار ایران و ژاپن در جام ملت*های آسیا که در هیروشیما برگزار شد با محرومیت یک ساله مواجه شده بودند و محرمی محرومیتی داخلی را هم در پرونده داشت اما از آن*جایی که مسئولان امنیتی امکان صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی را می*دادند در اقدامی خیانت*کارانه تلاش کردند تا آن*جا که ممکن است روحیه تیم را تضعیف کنند که با شکست در مسابقات مشکل تحریم پیش نیاید.

    یکی از نقطه* امیدهای اصلی ایران در این مسابقات بهزاد غلامپور دروازه*بان تیم ملی بود. قبل از بازی با کره*جنوبی یکی از مسئولان حراست و اطلاعاتی*های همراه تیم در استخر هتل سیلی محکمی به گوش غلامپور می*زند. وی قصد بازگشت به ایران را می*کند اما با پادرمیانی همراهان تیم ملی با روحیه*ای ضعیف در اردو می**ماند. شب*زنده*داری و اجبار بازیکنان به شرکت در مراسم دعا و ندبه به لحاظ روحی تیم را در وضعیت شکننده*ای قرار می*دهد. در اولین بازی تیم کم*روحیه*ی ایران روی اشتباهات هولناک غلامپور سه بر صفر به کره جنوبی باخت و وضعیت روحی تیم به شدت متزلزل شد. در بازی دوم هم غلامپور شرایط متعادلی نداشت و روی گلی که ژاپن زد مقصر بود .

    پس از حذف ایران از بازی*ها و هنگام بازگشت تیم ملی به ایران، علی پروین به دستور مقامات اطلاعاتی نه تنها از مربیگری تیم ملی بلکه پرسپولیس نیز برکنار و ورود او به ورزشگاه*ها ممنوع شد! در همان زمان بوقچی پرسپولیس را بازداشت و به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و تهدید کرده بودند که مبادا در استادیوم شعار به نفع علی پروین بدهد. هنگامی که او در بوقش می*دمید و از مردم می*خواست که پرسپولیس را تشویق کنند جمعیت با توضیح مردمی که در جریان امر بودند یک صدا علی پروین را با تأکید روی سلطان علی پروین تشویق می*کردند و سلطان چیزی نبود که به ذائقه*ی نظام خوش بیاید. نیروهای امنیتی با لیاس شخصی و فرم به مردمی که شعار به نفع پروین می*دادند حمله کرده و آن*ها را دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار می*دادند. بردن نام علی پروین ممنوع بود.

    سیاست دستگاه اطلاعاتی حذف کلیه چهره*های سیاسی رقیب خامنه*ای بود، بختیار و قاسلمو و برومند و کاظم رجوی، فرخزاد و هرکس که دستشان می*رسید در اروپا ترور کرده بودند. رژیم در صدد حذف دیگر چهره*های سیاسی در داخل و خارج از کشور بود. فوتبال نبایستی سلطان می*داشت. (۶) سلطان فقط خامنه*ای بود. پروین ۵ سال بدون آن که توضیحی داده شود از فوتبال حذف شد و سپس با اجازه**ی صفایی فراهانی رئیس فدراسیون وقت در سال ۷۷ دوباره به فوتبال بازگشت. او که به اندازه*ی کافی در دوران ۵ ساله تجربه کسب کرده بود می*دانست برای حضور در فضای آلوده*ی فوتبال کشور بایستی به نهادهای قدرت نزدیک شده و با شراکت آنها در غارت خان یغما سهیم شود. از این گذشته نسل فوتبال و فوتبال*دوستان نیز عوض شده بود و او دیگر نقش گذشته را نداشت با این حال همچنان محبوبیت*اش را حفظ کرده است. وقتی سریال ترکی در حریم سلطان خانه* ایرانیان را به تسخیر خود در آورد، یک مجله* هفتگی که معروف هم نبود با انتشار عکس خانوادگی علی پروین و با تیتر در حریم سلطان به فروشی فوق*العاده دست یافت.



    -------------------------------
    (۴) مجاهدین مسعود رجوی را رهبر انقلاب نوین مردم ایران معرفی می*کردند. از آن*جایی که در دنیای واقعی و در میان مردم ایران آلترناتیو جا نیفتاده و رهبری او مورد پذیرش نبود، آن*ها هر از چند گاهی مدعی تظاهرات*های چند ده*هزار نفری و سردادن شعار درود بر رجوی از سوی مردم می*شدند تا این گونه جلوه دهند که مردم ایران با جان و دل پذیرای او هستند و از زندان و شکنجه و بذل جان هم هراسی ندارند و همه جا نام او را فریاد می*کنند.

    حتی در شرایط به شدت خفقان*آمیز پس از کشتار ۶۷ نیز مجاهدین بارها مدعی برگزاری تظاهرات*های چند ده*هزار نفری به ابتکار مادران زندانیان سیاسی قتل*عام شده آن*هم مثلاً از میدان رسالت تا پل سیدخندان و دیگر نقاط تهران شدند که واقعیت نداشت.

    این* ادعاهای غیرواقعی در حالی صورت می*گرفت که با وجود تشکیلات عریض و طویل و بسیار قدرتمند مجاهدین در خردادماه ۶۰ امکان برگزاری چنین تظاهرات*هایی نبود و از برگزاری ۳۰خرداد به عنوان یک شاهکار تاکتیکی نام برده می*شود که آن*هم به سهولت توسط نیروهای سرکوبگر رژیم و در عرض مدت کوتاهی در میدان فردوسی سرکوب شد.

    در سال*های پس از ظهور تلفن دستی و ماهواره و اینترنت و فیس*بوک و توئیتر ... دیگر چنین ادعاهایی مطرح نشد چرا که بلافاصله این سؤال مطرح می*شد که چرا هیچ خبر، فیلم و یا تصویری از این رویدادها موجود نیست. با وجود تظاهرات*های ۱۸ تیر ۷۸ و جنبش چند ماهه ۸۸ و تظاهرات میلیونی بعد از کودتای انتخاباتی حتی یک شعار درود بر رجوی شنیده نشد و مجاهدین هم در این رابطه ادعایی را مطرح نکردند.

    (۵) در اوین با تعدادی از دستگیرشدگان فوتبالدوست که در همین تظاهرات* دستگیر شده بودند هم*بند شدم. اتهام*شان شورش و اقدام علیه امنیت ملی و تخریب اموال عمومی بود. از سیاست چیزی سر در نمی*آوردند و به شدت غیرسیاسی بودند. هیچ شناختی از مجاهدین و رجوی هم نداشتند. شیفته*ی فوتبال بودند و تیم محبوب*شان. مقام*های اطلاعاتی رژیم، بیش*ترشان را پس از بازجویی و نسق*گیری و تهدید و ارعاب آزاد کرده بودند. نمی*خواستند از آنان افراد سیاسی بسازند و با دست خود نسلی جدید از زندانیان سیاسی را پرورش دهند. تنها چند تن از آنان که پرونده سنگین*تری داشتند در میان ما به سر می*بردند که به سرعت آزاد شدند. فرزاد جوان سیه چرده*ی جنوبی، وقتی در تلویزیون مشاهده کرد تیم محبوبش استقلال، یک گل از حریف خورده است، از فرط ناراحتی سرش را محکم به دیوار کوبید. فرشاد که از قضا پرسپولیسی بود، از روی فیلم تهیه شده توسط مقام*های امنیتی در خلال تظاهرات فوق، شناسایی و شب در خانه دستگیر شده بود. یکی دیگر از آن*ها که استقلالی بود، به هنگام شعار دادن علیه رژیم تیر خورده بود. به خاطر شکستن شیشه، به مجازات نقدی نیز محکوم شده بود، اما همگی پس از مدت کوتاهی آزاد شدند. مقامات رژیم هم به دروغ به گالیندوپل نماینده ویژه دبیرکل برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران گزارش دادند که از شلیک گلوله استفاده نکردند که واقعیت نداشت. حداقل من یکی از آن*ها را به چشم خودم دیدم.

    (۶) محبوبیت علی پروین در فوتبال آن*چنان بود که اوایل دهه*ی ۶۰ سودجویان به نام او ملی*پوشان پرسپولیس فروشگاه ورزشی باز می*کردند و یا نام کفش*های تولید*ی*شان را علی پروین می*گذاشتند. این واقعه چنان دردسرآفرین شد که باعث صدور اطلاعیه از سوی پروین و پرسپولیس شد.

    اطلاعیه تیم پرسپولیس و علی پروین
    بدین وسیله به اطلاع امت شهیدپرور و کلیه هم*میهنان عزیز، ورزشکاران، ورزشدوستان و مصرف*کنندگان کالاهای ورزشی می*رساند : فروشگاه*های ملی پوشان پرسپولیس واقع در خیابان جمهوری- چهارراه استانبول، و علی پروین واقع در خیابان لاله*زارنو جنب سینما متروپل هیچ*گونه رابطه*ای با اینجانب و تیم پرسپولیس نداشته و از آن*جا که مدتی است افرادی سودجو در این فروشگاه*ها خود را توسط تلفن با نام علی پروین معرفی می*نمایند و یا اگر کسی با بنده کاری داشته باشد با این فروشگاه*ها تماس می*گیرد که متأسفانه بدون اطلاع اینجانب افراد سودجو می*گویند تا چند دقیقه دیگر به آن*جا خواهد آمد در حالیکه بنده و اعضای تیم پرسپولیس هیچ رابطه*ای با این فروشگاه*ها نداشته و اصلاً تاکنون به آن*جا مراجعه ننموده*ایم .... ضمناً کفش*هایی که به نام علی پروین تولید شده است، هیچگونه ارتباطی به بنده نداشته و از درجه اعتبار ساقط است.


  6. #86
    Banned
    ReputationReputation
    ReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputation

    Join Date
    Dec 2008
    Location
    Pacific Ocean
    Posts
    11,297
    Thanks
    1,553
    Thanked 1,733 Times in 1,190 Posts
    Rep Power
    0

  7. #87
    PFDC Asset
    Reputation
    ReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputation

    Join Date
    Jan 2009
    Posts
    10,690
    Thanks
    6,994
    Thanked 5,759 Times in 3,144 Posts
    Rep Power
    27401302
    iran football in the past 35 years part 5 of 7..interesting read..
    نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۵
    سرخوردگی مردم از دولت اصلاحات و شور و امیدی که آفریده بود در فوتبال نیز خود را نشان داد. تیم ملی فوتبال علیرغم شایستگی*هایی که داشت با شکست تحقیرآمیز از بحرین در منامه، از صعود مستقیم به جام جهانی ۲۰۰۲ بازماند. با توجه به تجربه*ی ناکامی تیم ملی در بازی*های مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۴ و سیاست خائنانه*ی دستگاه سیاسی و امنیتی رژیم در آن سال، دوباره این شایعه دهان به دهان *پیچید که گویا این بار نیز سیاست رژیم، مانع پیروزی تیم ملی فوتبال شده
    صعود به جام جهانی و بازی قرن
    در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ که پس از سال*ها جنب و جوش زیادی در جامعه ایجاد کرد باشگاه*های پرسپولیس و استقلال هم به صحنه آمدند، اولی از ناطق نوری و دومی از خاتمی حمایت به عمل آوردند.
    فوتبال ملی به خاطر بی*کفایتی مسئولان ورزش می*رفت تا محو شود. در حالی که به سادگی می*شد به جام جهانی رفت باخت پی*درپی به عربستان و قطر شانس مستقیم صعود تیم ملی به جام جهانی ۱۹۹۸ را سلب کرد. محمد مایلی کهن که توسط هاشمی طبا رئیس کمیته ملی المپیک و سعید فائقی همه* کاره*ی فدراسیون فوتبال به مربی*گری تیم ملی فوتبال رسیده بود با حمله*ی مردم به خانه*اش و شعارهایی که علیه وی داده می*شد از کار برکنار شد و ویرا و بیژن ذوالفقارنسب موقتاً هدایت تیم ملی را به عهده گرفتند. شکست از ژاپن در بازی رفت و برگشت کار را به دیدار با استرالیا کشاند.
    فوتبال ایران نیز همچون مردم ایران تا حدود زیادی پیش*بینی*ناپذیر است. در حالی که پس از مساوی ۱-۱ با استرالیا در تهران کمتر کسی به پیروزی فوتبال ایران در ملبورن باور داشت در هشتم آذرماه ۱۳۷۶ و در دوران اصلاحات در حالی که تیم ملی دو بر صفر عقب بود و حملات خردکننده*ی استرالیا نوید گل*های بیشتری را می*داد در برگشتی عجیب و خارق*العاده دو گل کریم باقری و خداداد عزیزی صعود ایران به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه را رقم زد. شادی وصف ناپذیری ایرانیان را در سراسر جهان فرا گرفت. فوتبال دوباره ورزش ملی شد و این*بار عاملی برای شور و هیجان مردم. تجمعات گسترده*ی مردم در سراسر ایران و رقص و آواز جوانان چهره*ی میهن را به*یکباره تغییر داد. امید به تغییر در چهره*ی تک تک مردم ایران موج می*زد.
    داریوش مصطفوی رئیس فدراسیون فوتبال برکنار شد و محمد خاتمی رئیس جمهور، صفایی فراهانی یکی از مدیران سیاسی را به جای وی به فدراسیون فرستاد.
    توطئه*ی بازیکنان تیم ملی در جهت خواست مسئولان فدرارسیون فوتبال و صفایی فراهانی، باعث حذف تومیسلاو ایویچ مربی کارآمد و باشخصیت تیم ملی در آستانه*ی بازی*های جام جهانی شد. بازیکنان در یک اقدام توطئه*آمیز آشکار به فرموده، بازی دوستانه به تیم رم را با نتیجه*ی هفت بر صفر واگذار کردند تا زمینه*ی برکناری ایویچ که در راه آماده*سازی تیم ملی زحمت زیادی کشیده و اثرات آن غیرقابل انکار بود فراهم شود. فدراسیون فوتبال تصمیم گرفته بود در مسابقات جهانی یک مربی ایرانی روی نیمکت باشد و ایویچ بایستی قربانی می*شد.

    جام جهانی ۱۹۹۸ با پیروزی ایران بر آمریکا غرور ملی را دامن زد و بار دیگر فوتبال قدرت خود را به دولتمردان نشان داد.
    مردم ایران با تمهیداتی که رژیم و فیفا چیده بودید متوجه**ی حضور گسترده*ی هواداران مجاهدین در استادیوم ژرلاند شهر لیون با تصاویر مسعود و مریم رجوی نشدند. چرا که دوربین*های تلویزیونی برخلاف دیگر مسابقات بر اساس توافقاتی که از پیش صورت گرفته بود از نشان دادن تماشاگران و آن*چه روی سکوها می*گذشت خودداری می*کردند. با این حال بسیج تشکیلاتی مجاهدین برای تهیه*ی بلیط مسابقات و انتقال هواداران از مرزهای به شدت کنترل شده به فرانسه و سپس بردن عکس*ها و تصاویر و ... مسعود و مریم رجوی به داخل استادیوم موفقیت بزرگی به لحاظ تشکیلاتی بود و از منظر سیاسی و تبلیغاتی بهره*ی زیادی برای آن*ها در خارج از کشور به همراه داشت. اما این موفقیت*ها در داخل کشور انعکاسی نداشت و برخلاف انتظار مجاهدین و کوششی که به خرج دادند هیچ حمایتی در میان فوتبالیست*های تیم ملی نیز کسب نکردند.
    این تلاش*ها در حالی انجام می*گرفت که مجاهدین به شدت مخالف هرگونه موفقیت تیم ملی فوتبال و ورزش ایران در سطح بین*المللی بودند و آن را به نفع رژیم ارزیابی می*کردند. (۷)
    هنگام برگزاری مسابقات جام جهانی ۱۹۹۸ اعضای این سازمان برخلاف هواداران و بدنه*ی تشکیلاتی مجاهدین در کشورهای اروپایی و آمریکا و کانادا با نفرت عجیبی از بازیکنان ایرانی یاد می*کردند. در اورسورواز تعدادی از آن*ها و به ویژه زنان که جسته* و گریخته لحظاتی از مسابقه* ایران و یوگسلاوی و ایران و آلمان را که از تلویزیون پخش می*شد تماشا می*کردند هرگاه توپ به بازیکنان ایرانی می*رسید با خشم و ناسزا از آن*ها یاد می*کردند. همین برخورد را علیه بازیکنان تیم ملی فرانسه داشتند. در واقع آن*ها خواهان عدم موفقیت دو تیم ایران و فرانسه بودند. ایران بازی قرن را برد و فرانسه جام جهانی را.
    اگر در سال*های اولیه دهه*ی ۶۰ حضور بازیکنان فوتبال ایران در کشورهای حوزه*ی خلیج و یا کشورهای خارجی باعث محرومیت آنان از تیم ملی می*شد در اواخر دهه*ی ۷۰ و به ویژه پس از جام جهانی ترانسفرهای متعدد و تقریبا بی*سابقه فوتبالیست*ها به کشورهای اروپایی و حوزه*ی خلیج فارس درآمد بسیاری به این تیم*ها تزریق کرد. بعدها این روند تا جایی ادامه یافت که نه تنها بازیکنان ایرانی متولد اروپا و آمریکا و دارای تبعیت مضاعف نیز به تیم ملی فوتبال راه یافتند بلکه کسانی که یکی از والدین آن*ها ایرانی بودند نیز امکان حضور در تیم ملی را پیدا کردند.
    کریم باوی بازیکن سابق تیم ملی و یکی از بهترین سرزنان فوتبال ایران که سال*ها در جبهه*های جنگ بود و ترکش*های خمپاره هنوز در پاهایش است در مورد آن روزها می**گوید:
    می*خواستم بروم قطر بازی کنم. شیخ های عرب بازی ام را خیلی دوست داشتند. با این وجو به من بیشتر از 2 هفته ویزا نمی*دادند. چون فکر می*کردند اگر بروم دیگر بر نمی گردم. یک بار کار به جایی رسید که با مسئول تیم نادی العرب توافق کردم و قرار شد تا از طریق دریا فرار کنم. رفتم خانه یکی از دوستانم در بوشهر تا از آن*جا شبانه با قایق فرار کنم. نمی*دانم چه کسی لو داد که دارم فرار می*کنم و ریختند دستگیرم کردند. ریختند و در بی سیم*های شان مدام می*گفتند متهم. بازداشت شد. به دستانم دستبند زدند. آن*جا یک ماموری بود که من را شناخت. مرا برد خانه خودش و خیلی از من پذیرایی کرد. بعد از من پرسید چه مشکلی داری؟ نمی*دانستم چه جوابی بدهم. بعدش هم از من عذرخواهی کرد. او باید وظیفه*اش را انجام می*داد. من هم اما اگر می*رفتم قطر، فوتبالم و زندگی*ام از این رو به آن رو می*شد اما نگذاشتند دیگر.
    [Only registered and activated users can see links. ]
    مجاهدین، حسن نایب*آقا و آرزوهای تحقق نیافته
    حسن نایب آقا بازیکن تیم ملی ایران در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین و عضو سازمان مجاهدین پس از انتخاب بازیکنان تیم ملی برای بازی*های آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک در مقاله*ای که در نشریه مجاهد به قلم او چاپ شد تفسیر کاملاً وارونه*ای از واقعیت ارائه داد که بیش از هرچیز نشانگر فاصله*ی عمیق ذهنیت*های او و مجاهدین با واقعیت*های جامعه**ی ایران و به ویژه ورزش و فوتبالیست*های ایران بود. او نوشت:
    زمانی که بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران در ورزشگاه ژرلاند شهر لیون فرانسه چشمشان به ده*ها هزار تن از ایرانیان آزاده و هواداران مقاومت، که عکس*ها و تی*شرت*هایی با تصاویر مریم و مسعود رجوی در دست و بر تن داشتند، افتاد، می*شد حدس زد که دیگر این تیم ملی برای رژیم تیم ملی نخواهد شد. آخوندها هر طور شده عذر بازیکنانی را که به این میوه ممنوعه نزدیک شده باشند خواهند خواست. هر ایرانی آزاده به محض این که مقاومت سراسری برای آزادی و رهایی از نزدیک ببیند خواه و ناخواه در معرض یک انتخاب قرار می*گیرد و به قول آن هم وطن مسیحی اگر از یک کیلومتری مقاومت هم رد شود جذب آن خواهد شد. بعد از پایان مسابقات جام جهانی فرانسه اشاره کرده بودیم که رویارویی مقاومت ایران با رژیم ضدبشری آخوندی در لیون بازتاب*های عمیقی در جامعه*ی ورزشی ایران خواهد داشت و ورزشکاران و علاقمندانی که مقاومت و آرمان*های آزادی*خواهانه*ی آن را از نزدیک ببینند پیام آن را به میان جامعه*ی ورزشی ایران خواهند برد. روز یک شنبه ۳ آبان فدراسیون فوتبال رژیم آخوندی، اسامی ۲۷ بازیکن تیم ملی فوتبال ایران را برای شرکت در بازی*های آسیایی ۱۹۹۸ تایلند اعلام کرد در این میان اسامی تنها نام مهدی مهدوی کیا از بازیکنان ثابت تیم ملی در جام جهانی به چشم می*خورد و بقیه بازیکنان ثابت تیم غایب بودند. فدراسیون فوتبال اعلام کرد این نفرات بدون احتساب بازیکنانی است که در باشگاه*های خارج از کشور عضویت دارند که در صورت نیاز بعداً به اردوی تیم*ملی دعوت خواهند شد. روز ۱۶ آبان سرمربی تیم ملی تعداد دیگری از بازیکنان را به اردو فرا خواند که در آن اسامی عابدزاده، خداداد عزیزی، سعداوی، پیروانی، استیلی، استاد اسدی، دین محمدی و لطیفی دیده نمی*شود.
    (نشریه مجاهد شماره*ی ۴۱۴ ۱۹ آبان ۱۳۷۷ صفحه*ی ۶)
    متأسفانه وی آرزوهای تحقق*نیافته*اش را با طرح ادعاهای غیرواقعی که ناشی از خودفریبی و دیگرفریبی بود و تنها مصرف داخلی داشت و در جامعه* ورزشی توجهی را جلب نمی*کرد بیان می*نمود. وی در این مقاله به گونه*ای جلوه داده* بود که گویا دعوت*نشدگان به تیم ملی به خاطر نزدیک شدن به میوه* ممنوعه که همانا دیدن عکس مسعود و مریم رجوی بود عذرشان خواسته شده است!
    در حالی که واقعیت کاملاً برعکس بود. حمید استیلی کسی بود که خامنه*ای بوسه بر پیشانی*اش زد و بعدها از فعالان ستاد احمدی*نژاد در انتخابات ریاست جمهوری بود.

    برخلاف ادعای نایب*آقا، استیلی یکی از بایکنان اصلی این تیم در بازی*های آسیایی ۱۹۹۸ تایلند بود. در آدرس زیر بازی ایران کویت در فینال بازی*های آسیایی ۱۹۹۸ را که در آذرماه ۱۳۷۷ برگزار شد ملاحظه کنید.
    [Only registered and activated users can see links. ]
    استیلی در بازی*های جام ملت*های آسیا سال ۲۰۰۰ لبنان نیز شرکت داشت. خداداد عزیزی نزدیکترین رابطه را با سرداران سپاه داشت و دارد و تا بازی*های انتخابی جام جهانی ۲۰۰۶ بارها در تیم ملی بازی کرد. عابدزاده آسیب دیده بود و هیچ سنخیتی با آن*چه نایب*آقا ادعا کرده نداشت. پیروانی همچنان تا سال ۲۰۰۲ در تیم ملی حضور داشت و کاپیتان این تیم بود و بعدها به مربی*گری تیم ملی هم رسید. علی*اکبر استاد اسدی ۳۴ ساله آخرین بازی او با استرالیا در مقدماتی جام جهانی بود و در فرانسه بازی نکرد و در سال ۷۸ فوتبال را کنار گذاشت.
    [Only registered and activated users can see links. ]
    سعید لطیفی در جام جهانی ذخیره بود اما بعدها دوباره به تیم ملی دعوت شد و عضو تیم ملی ایران در بازی*های آسیایی ۲۰۰۲ بود. سیروس دین محمدی تا سال ۲۰۰۱ در تیم ملی بود.
    نادر محمدخانی، جواد زرینچه، علی دایی، حمید استیلی، کریم باقری، مهدی مهدوی*کیا، علیرضا منصوریان، بازیکنان اصلی تیم ایران در جام*جهانی در این مسابقات در کنار علی کریمی، داریوش یزدانی و علی موسوی و وحید هاشمیان که هر چهار نفر در باشگاه*های آلمانی به میدان رفتند و ستار همدانی (در جام جهانی ۹۸ هم حضور داشت) تیم ملی ایران را تشکیل می*دادند و در فینال با شکست ۲ بر صفر کویت قهرمان بازی*های آسیایی ۱۹۹۸ تایلند شدند.
    برخلاف ارزیابی نایب*آقا رویارویی مقاومت ایران با رژیم ضدبشری آخوندی در لیون کمترین بازتابی در جامعه**ی ورزشی ایران نداشت و کسی پیام مقاومت را به میان جامعه**ی ورزشی ایران نبرد.
    استادیوم غیرسیاسی و سرخوردگی ملی ناشی از شکست
    روز ۲۰ تیرماه ۱۳۷۸ دور روز پس از شروع قیام دانشجویی ۱۸ تیر و در حالی که تهران در آشوب بود پیش*بینی می*شد شهرآورد پایتخت برگزار نشود اما با دوراندیشی نیروهای امنیتی این بازی در استادیوم آزادی برگزار شد. چرا که به درستی به این نتیجه* رسیده بودند که چه بسا عدم برگزاری مسابقه باعث شعله*ور شدن خشم جوانان فوتبال*دوست و پیوستن آن*ها به قیام دانشجویی شود. شور و هیجان شهرآورد و رقابت بین آبی و قرمز موقتاً می*توانست در پایتخت نگاه*ها را از قیام دانشجویی و خیابان*های اطراف دانشگاه تهران به استادیوم بازی و مستطیل سبز سوق دهد.
    تلویزیون*های ایرانی لس*آنجلسی و دیگر رسانه*های مرتبط با اپوزیسیون ایران در تلاش بودند با تحریک تماشاگران فوتبال، جمعیت 100 هزار نفری استادیوم آزادی را به خیابان ها بکشانند اما این دیدار یکی از آرام ترین شهرآورد*های پایتخت بود. 23 خردادماه 1382 هم شرایط مشابهی رقم خورد. در سالگرد 18 تیر هم با توجه به دعوت*های گوناگونی که از سوی اپوزیسیون برای گرامی*داشت این روز صورت گرفته بود شورای تامین استان مخالف برگزاری مسابقه پرسپولیس و استقلال بود. اما دیدار در کمال آرامش برگزار شد. و مشخص شد که سکوهای ورزشگاه آزادی با توجه به تغییراتی که در جامعه صورت گرفته و تغییر نسل و ... دیگر بار سیاسی ندارد. در طول دو بازی یاد شده حتی یک شعار سیاسی هم شنیده نشد.
    سرخوردگی مردم از دولت اصلاحات و شور و امیدی که آفریده بود در فوتبال نیز خود را نشان داد. تیم ملی فوتبال ایران علیرغم شایستگی*هایی که داشت با شکست تحقیرآمیز از بحرین در منامه، از صعود مستقیم به جام جهانی ۲۰۰۲ بازماند. با توجه به تجربه*ی ناکامی تیم ملی در بازی*های مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۴ و سیاست خائنانه*ی دستگاه سیاسی و امنیتی رژیم در آن سال، دوباره این شایعه دهان به دهان *پیچید که گویا این بار نیز سیاست رژیم، مانع پیروزی تیم ملی فوتبال شده تا مبادا مردم جشن پیروزی در شهرها راه بیاندازند.
    مردم با پخش این شایعه غرور ملی خود را که در منامه با شکست ۳-۱ از بحرین و جشن شادمانی تیم بحرین با پرچم عربستان خدشه*دار شده بود التیام می*بخشیدند. آن*ها به این ترتیب غم و اندوه خود و شکسته شدن غرور ملی را به پای رژیم می*گذاشتند.
    بلازویچ مربی اسبق تیم ملی ایران در مورد شکست از بحرین می*گوید: من از علاقمندان فوتبال ایران عذرخواهی می*کنم اما حوادث مرموزی پشت صحنه آن بازی بود و خاطرات بدی برای من برجای گذاشت.
    تیم ملی ایران در بازی پلی*آف *آنقدر قدرت نداشت تا از پس تیم قدرتمند ایرلند جنوبی برآید و در مسابقه*ی رفت و برگشت ۲-۱ نتیجه* را واگذار کرد و نتوانست در جام جهانی ۲۰۰۲ که در ژاپن و کره برگزار می*شد شرکت کند.
    در میان اپوزیسیون هم بودند نیروهایی که از عدم راهیابی تیم ملی فوتبال به جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان خوشحال بودند و این مسئله بیش از هرچیز در مواضع اعضا و هواداران مجاهدین مشهود بود. به تصور آن*ها عدم راهیابی تیم ملی به جام جهانی باعث خشم مردم شده و آن*ها را به اقدامات اعتراضی می**کشاند. دیدگاهی به غایت عقب*مانده که ناشی از عدم شناخت روحیه*ی مردم ایران هم هست. دیدگاهی که بیشتر برخاسته از نگاه امام زمانی* به تحولات جامعه است. مطابق این نگاه آنقدر فساد در جامعه بایستی افزایش پیدا کند تا آقا ظهور کنند. آنها درک نمی*کردند اتفاقاً چنین شکست*هایی بیشتر به خمود و درخودفرورفتگی مردم منجر می*شود و شور و نشاط را از جامعه می*گیرد.
    عدم صعود به جام جهانی ضربه بزرگی به فوتبال ایران زد. در نیمه**ی دوم دهه ۷۰ و به ویژه پس از حضور ایران در جام جهانی ۱۹۹۸ بازیکنان زیادی همچون دایی، باقری، عزیزی، مهدوی کیا، میناوند، پاشازاده، منصوریان، دین*محمدی، هاشمیان، خطیبی، یزدانی و ... به لیگ*های اروپایی راه یافتند اما عدم صعود تیم ملی به جام جهانی بازیکنان ایرانی را از سکه انداخت و تنها کریمی، هاشمیان، رحمان رضایی و مهدوی کیا به حضور خود در لیگ*های اروپایی ادامه دادند.
    پس از عدم صعود به جام جهانی مجاهد خذیراوی یکی از استعدادهای فوتبال ایران در ۲۰ سالگی به اتهام حضور در پارتی شبانه که بازیکنان دیگری هم حضور داشتند به مدت ۵ سال از فوتبال محروم شد و دیگر به دوران اوج خود برنگشت.
    ناکامی بزرگ فوتبال ایران؛ عدم*راهیابی به بازی*های المپیک
    تیم ملی امید ایران با آن که با مربی*گری برانکو ایوانوویچ در بازی*های آسیایی ۲۰۰۲ بوسان کره جنوبی به قهرمانی رسیده بود اما باز هم از رسیدن به المپیک ۲۰۰۴ سیدنی بازماند. در حالی که عراق تیمی بحران زده از کشوری که در سال*های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۳ با حمله*ی نیروهای آمریکایی و متحدین*شان روبرو شده و بزرگترین بمباران*های تاریخ را پشت سر گذاشته بود نه تنها به المپیک راه یافت بلکه در اوج ناباوری به مقام چهارمی این مسابقات دست یافت.
    از المپیک 1992 که قرار شد مسابقات فوتبال با حضور تیم*های زیر 23 سال تشکیل شود، تیم امید ایران رسماً فعالیت خود را آغاز کرد و تا امروز 1۴ سرمربی ایرانی و خارجی داشته است که به جز دو مدال طلا و برنز در بازیهای آسیایی، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶ در ۶ دوره مقدماتی المپیک و بازی*های آسیایی توفیقی نداشته است. و تیم ایران تاکنون نتوانسته است در بازی*های المپیک شرکت کند.
    صعود به جام جهانی ۲۰۰۶ و تلاش زنان برای راه یابی به استادیوم*ها
    هیجدم خردادماه ۱۳۸۴ تیم ملی ایران با شکست یک بر صفر بحرین در تهران منتظر بازی آخر خود با ژاپن نشد و جشن صعود به جام*جهانی را در شهرهای ایران برگزار کرد.
    مأموران انتظامی اجازه*ی ورود به زنانی که برای تماشای بازی به ورزشگاه آزادی رفته بودند نداد. حضور زنان در ورزشگاه آزادی ممنوع بود. سیدمحمد خاتمی، رییس*جمهوری وقت که با هیات همراه از در اصلی مجموعه ورزشی آزادی عبور می*کرد با دیدن صحنه*ی تجمع زنان اجازه*ی حضور آن*ها در ورزشگاه را برای دیدن این مسابقه صادر کرد. پس از پایان آن دیدار باز هم زنان پشت درهای آزادی ماندند. بعد از آن بود که فعالان حقوق زنان کمپینی را با نام روسری سفیدها برای ورود به ورزشگاه*ها تشکیل دادند. از همان موقع در مسابقات مختلف فوتبال در سرتاسر ایران گزارش*های زیادی مبنی بر حضور مخفیانه*ی دختران با لباس پسرانه در ورزشگاه*ها *منتشر شده است. فیلم آفساید ساخته*ی جعفر پناهی هم به همین معضل پرداخته است.
    تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۰۶ به علت آسیب*دیدگی بد موقع بازیکنان کلیدی پیش از جام جهانی و از فرم خارج*شدن آن*ها و درگیری*هایی که بین بازیکنان تیم ملی در رختکن به وجود آمد از انسجام درونی برخوردار نبود؛ با این حال بازی*های قابل قبولی در مقابل مکزیک و پرتغال و آنگولا ارائه داد و پس از آن نکونام، شجاعی و تیموریان به تیم*های اروپایی راه یافتند. برخلاف سال ۱۹۹۸ از آن*جایی که هواداران مجاهدین برای تماشای بازی*های ایران به استادیوم* نرفته بودند تعداد ایرانیان حاضر در بازی*های ایران چندان زیاد نبود و بازی*های این تیم برخلاف جام جهانی ۱۹۹۸در مطبوعات جهان انعکاس چندانی نیافت.
    جاده*های نا*امن بلای جان فوتبالیست*ها
    ایران بالاترین آمار تصادفات و تلفات جاده*ای در جهان را دارد و فوتبالیست*های ملی پوش نیز بخشی از قربانیان این فاجعه*اند.
    سیروس قایقران کاپیتان سابق تیم ملی ایران در ۱۸ فروردین ۱۳۷۷ در یک تصادق رانندگی همراه با پسرش راستین کشته شد.
    در سال ۷۳ جواد منافی دفاع چپ پرسپولیس و یکی از بهترین بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران و آسیا در تصادف رانندگی در جاده***ی قائم شهر و ساری به سختی مجروح شد. چند مهره*ی گردنش شکست و نخاعش آسیب دید و از ناحیه سینه به پایین فلج شد. بعد از درمان اولیه در بیمارستان ساری در تهران تحت عمل جراحی قرار گرفت و سه ماه در بیمارستان بستری بود و شش، هفت ماهی را هم خانه نشین شد. و مدت*ها روی ویلچر بود تا ادامه درمانش را در اروپا پیگیری کرد. او که می*رفت تا اولین لژیونر ایرانی فوتبال اروپا شود برای همیشه از فوتبال کناره*گیری کرد و امروز کمک مربی پرسپولیس است.
    امیر حسین اصلانیان دیگر ستاره ملی*پوش ایران نیز که امید زیادی به او می*رفت در سال ۸۰ در یک تصادف شدید برای همیشه از فوتبال حذف شد.
    در اسفند ماه ۱۳۹۰ ماشین علی دایی در جاده نطنز به کاشان واژگون شدن و او به خاطر استحکام ماشین جان به در برد. و این داستان همچنان ادامه دارد.
    دخالت بیش از حد دولت در فوتبال
    احمدی نژاد با تهمیدات خامنه*ای و بیت رهبری و سپاه پاسداران و بسیج به پاستور راه یافت و سکان هدایت کشور را به عهده گرفت و دوران وعده*های پوچ و تهی فرا رسید. احمدی نژاد در اسفندماه ۸۴ در دیداری که با اعضای تیم ملی فوتبال داشت گفت: می*توانیم در این دوره جام جهانی از گروه خود صعود كنیم؛ اما انتظار داریم تیم در دوره بعدی این جام جزو چهار تیم اول جهان باشد...
    او همه فن*حریفی را در فوتبال نیز نشان داد و گفت: باید هركدام یك تیم باشید و در عین حال بازی تیمی را نیز فراموش نكنید. بیش از آن كه خود بدوید، توپ را بدوانید. در راستای سیاست غرب*ستیزی رژیم احمدی نژاد گفت: غرب با درخشش ایرانی ها مخالف است و نمی*خواهد جوان ایرانی در هیچ زمینه*ای بدرخشد؛ اما بازیكنان ما در صورتی كه در جام جهانی نتیجه بگیرند، دوسوم مردم جهان را خوشحال می*كنند.
    [Only registered and activated users can see links. ]
    این گزافه*گویی*ها در حالی ایراد می*شد که تیم ملی ایران پس از پیروزی انقلاب رنگ قهرمانی در جام ملت*های آسیا را ندیده و بارها از راه*یابی به المپیک و جام جهانی باز مانده است.
    در سال ۸۵ محمود احمدی*نژاد که اهرم*های قدرت را در دست گرفته بود به منظور چهره*سازی از خود و بر اساس سیاست پوپولیستی که دنبال می*کرد با ارسال نامه*ای به رییس سازمان تربیت*بدنی خواستار فراهم کردن امکانات حضور زنان در ورزشگاه*ها شد. در این دستورالعمل آمده بود که بسترسازی برای حضور دختران در ورزشگاه*ها در اولویت قرار بگیرد. چند روز بعد از انتشار این نامه، گروهی از مراجع* تقلید و نیروهای سیاسی رژیم این سیاست را مورد حمله قرار دادند و اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی و باجناق احمدی*نژاد در این رابطه گفت: ... حضرت آقا نیز با حضور زنان در ورزشگاه مخالفت کردند. از ایشان پرسیدیم که آیا این طرح*ها به فوتبال مربوط می*شود؟ که ایشان فرمودند خیر و نباید زنان در ورزشگاه*ها وارد شوند. ممنوعیت حضور زنان محدود به ورزشگاه*ها نشد بلکه حضور آن*ها در سینماهایی که مسابقات فوتبال را مستقیم نشان می*دهند نیز شد. اسماعیل احمدی مقدم که سیاست نظام را پیاده می*کند در رابطه با دلیل ممنوعیت حضور زنان در سینما*هایی که فوتبال پخش می*کنند گفت: وقتی گلی در بازی*هایی که از سینما پخش می*شد رد و بدل می*شد، سن به جایگاه جشن و پایکوبی دختر و پسر تبدیل می*شد.
    از آن*جایی که بر اساس فتوای خمینی و خامنه*ای و ... نگاه کردن زن به بدن مرد جایز نیست، به زنان اجازه*ی حضور در استادیوم*ها داده نمی*شود. هنگامی که بحث حضور زنان در استادیوم*ها بالا گرفت، استفتائی از مراجع تقلید به صورت زیر شد.
    برخی در حال زمینه*سازی برای شرکت زنان در ورزشگاه*ها جهت تماشای مسابقات مردان می*باشند. از آنجایی که در این مکان*ها غالباً توسط طرف*داران تیم*های ورزشی حرکات غیراخلاقی صورت می*گیرد و تبعات سوئی را به همراه دارد، زمینه*سازی و شرکت زنان در این مکان*ها که موجب هتک حرمت*ها می*شود چه صورت دارد؟
    پاسخ مراجع تقلید شیعه آب پاکی روی دست همه ریخت:
    آیت*اللّه صافی: جایز نیست و وقوع این گونه امور در جمهوری اسلامی بسیار مایه*ی تأسف است.
    آیت*اللّه مکارم شیرازی: هرکاه موجب فساد یا هتک حرمت احکام اسلامی گردد جایز نیست.
    آیت*اللّه تبریزی: در فرض سؤال جایز نیست و مسؤلین باید در حفظ عفّت زنان و عزّت آنان بکوشند.
    آیت*اللّه بهجت: به نحو اختلاط مرد و زن جایز نیست و در غیر این صورت چون نوعاً پوشش متفاوت ندارند نظر جایز نیست علی*الاحوط (احتیاط واجب) و در فرض معرضیت ریبه حرام است قطعاً.
    آیت*اللّه سیستانی: به احتیاط واجب زن نباید بدن مرد را که بیش از حدّ معمول برهنه است تماشا کند.
    برکناری دادکان و تعلیق فدراسیون فوتبال
    در دوران احمدی*نژاد، محمد علی*آبادی که به واسطه*ی حضور در معاونت عمران و ساختمان بنیاد مستضعفان با بیش از یکصد شرکت عمرانی و ساختمانی و عضویت در هیأت مدیره سازمان مسکن و شرکت a.s.p و تعداد دیگری از شرکت*های بزرگ ساختمانی و همچنین تصدی پست مدیرعاملی تعدادی از شرکت*های بزرگ ساختمانی ثروت عظیمی بدست آورده بود و یکی از ثروتمندترین وزرای تاریخ جمهوری اسلامی است در دوران شهرداری احمدی*نژاد معاونت عمرانی وی را به عهده داشت، پست ریاست سازمان تربیت بدنی را به عهده گرفت و سپس رئیس کمیته ملی المپیک شد و هوای ریاست بر فدارسیون فوتبال را داشت که توسط فیفا به خاطر پست دولتی که داشت رد صلاحیت شد.
    بعد از پایان جام جهانی ۲۰۰۶ و عدم صعود تیم ایران به مرحله*ی دوم این بازی*ها که هر عقل سلیمی می*دانست در آن شرایط غیرممکن است، علی*آبادی به منظور در دست*گرفتن فدراسیون فوتبال حکم به برکناری دادکان داد که هنوز در پرتغال به سر می*برد. فیفا به دلیل دخالت دولت در امور فوتبال، فدراسیون ایران را تعلیق کرد.
    تعلیق فوتبال برای کشوری مثل ایران که یکی از جوان*ترین کشورهاست و توجه ویژه*ای از سوی جوانان به فوتبال می*شود کمتر از تحریم*های شدید اقتصادی نیست و به سرعت مردم را در مقابل حکومت قرار می*دهد. چرا که در اثر تعلیق فدراسیون، کلیه*ی فعالیت*های مربوط به فوتبال ایران در سطح* بین*المللی به حالت تعلیق در می*آید. و نه تنها تیم ملی بلکه تیم*های باشگاهی هم امکان بازی در سطح بین**المللی را پیدا نمی*کنند و هیچ تیم خارجی نیز اجازه*ی بازی در کشور را ندارد.
    فیفا که از قدرت بسیار زیادی برخوردار است برای اعمال فشار روی رژیم اهرم*های مختلفی را در اختیار دارد اما به دلایل گوناگون از آن بهره نمی*برد. به عنوان مثال به خاطر راه*ندادن زنان به استادیوم*های ورزشی فیفا می*تواند فدراسیون فوتبال ایران را تحت عنوان اعمال تبعیض در محیط*های ورزشی تعلیق کند.
    صفایی فراهانی و اصلاح*طلب*ها که متوجه*ی خطر بودند پا درمیانی کرده و با نفوذی که در کنفدراسیون فوتبال آسیا داشتند کمیته انتقالی تشکیل داده و برای رفع و رجوع خرابکاری دولت احمدی*نژاد و رفع تعلیق فوتبال مسئولیت انتخاب رییس جدید فدراسیون را بر عهده گرفتند و کفاشیان انتخاب شد.
    کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال که هیچ سابقه*ای در فوتبال نداشت بعد از انتخاب شدن اعتراف کرد جای من در کمیته ملی المپیک خوب بود ولی علی*آبادی که اون روزها رئیس سازمان تربیت بدنی بود به من گفت شما هم صوری در انتخابات فدراسیون فوتبال شرکت کن و بعد به نفع من کنار برو! ولی جریان برعکس شد و کمیته انتقالی صلاحیت علی*آبادی را تایید نکرد و من شدم رئیس فدراسیون فوتبال !
    فدراسیون فوتبال که با سرپرستی کیومرث هاشمی و با هدایت علی*آبادی اداره می*شد از برانکو ایوانکویچ مربی موفق تیم ملی ایران نیز به فیفا شکایت کرد. او که ادعایی نداشت در مقام دفاع اسنادی را به فیفا ارائه داد که باعث شد دولت ایران مجبور به پرداخت ۴۰۰ هزار دلار اضافه هم به او بشود.
    شکست* ایران در جام ملت*های آسیا و قهرمانی عراق
    بنا به توصیه*ی محسن علی*آبادی فرزند ارشد رئیس سازمان تربیت بدنی که عزیز کرده*ی پدر بود، امیر قلعه*نوعی به جای برانکو مربی تیم ملی ایران شد و هدایت این تیم را در جام*ملت*های آسیا در سال ۲۰۰۷ به عهده گرفت که با شکست از کره جنوبی حذف شد. محسن علی*آبادی ۲۶ ساله که پدرش وی را در هیأت رئیسه فدراسیون شنا جا کرده بود در گفتگو با سایت تابناک اعتراف کرد که پدرش از مشاوره*های وی در امر فوتبال استفاده می*کند. بعداً رئیس فدراسیون شنا به خاطر حضور این پسر برکنار شد.
    [Only registered and activated users can see links. ]
    عراق با وجود بحران*های سیاسی عمیق و جنگ*های فرقه*ای در میان حیرت ناظران به قهرمانی در جام ملت*های آسیا رسید.
    مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت که به خاطر غیبت مسعود رجوی مسئولیت شورای ملی مقاومت را نیز به عهده دارد در یک موضع*گیری حیرت*انگیز با ارسال پیامی موفقیت تیم ملی عراق را تبریک گفت و از قول مردم ایران و ورزشکاران ایرانی، پیروزی این تیم را پیروزی آنها دانست! در حالی که در ۳۲ سال گذشته هیچ*گاه رهبران مجاهدین و شخص وی به عنوان رئیس جمهور برگزیده مقاومت موفقیت*های ورزشکاران ایرانی را تبریک نگفته*اند:
    رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران خانم مریم رجوی پیروزی تیم ملی فوتبال عراق در جام ملت های آسیا را به مردم عراق و تیم ملی این کشور تبریک گفت و خطاب به آنان افزود: مردم ومقاومت ایران و ورزشکاران میهن دوست ایرانی، رودر روی فاشیسم مذهبی حاکم برایران، پیروزی شما را پیروزی خودشان می*دانند. امروز همه ناظران در منطقه وجهان متفق القولند که رمز پیروزی قهرمانان ملی پوش عراقی، وحدت و همبستگی درخشان آنها بود که درمیان بحران*های هولناک و دردآور کنونی، بهترین ساعات جشن و شادی ملی را برای تمامی عراقیان به ارمغان آورد.
    [Only registered and activated users can see links. ]

    تشکیل تیم ملی فوتبال زنان
    رشد روزافزون گرایش زنان به فوتبال و فشارهای آن*ها از یک سو و هراس رژیم از مجازات*هایی که فیفا می*توانست برای فوتبال ایران مقرر کند که قطعاً بازتاب*های اجتماعی بسیار شدیدی در جامعه*ی ایران داشت و رژیم برای پرهیز از آن حاضر به نشان دادن نرمش*های فوق*العاده*ای هم هست موجب شد تا در سال ۱۳۸۵ تیم ملی فوتبال زنان ایران با مربی*گری شهرزاد مظفر تشکیل شود و دو ماه بعد در مسابقات جایزه شرق آسیا شركت كند که موفقیتی به دست نیاورد. لغو سفر این تیم به برلین در آخرین لحظات در اردیبهشت ۸۶ هراس رژیم را از شرکت این تیم در مسابقات بین*المللی نشان می*داد.
    در بهمن ۱۳۸۷، خبر بازی دوستانه تیم نوجوانان پسر و تیم دختران باشگاه استقلال تهران جنجال و واکنش*های بسیاری برانگیخت. یکی از کسانی که به شدت به این مسئله اعتراض کرده و آن را غیرقابل گذشت دانست عبدالرضا ساور معاون فرهنگی ، حقوقی و امور مجلس سازمان تربیت بدنی و عضو هیأت مدیره باشگاه استقلال بود.

  8. #88
    PFDC Asset
    Reputation
    ReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputation

    Join Date
    Jan 2009
    Posts
    10,690
    Thanks
    6,994
    Thanked 5,759 Times in 3,144 Posts
    Rep Power
    27401302
    ^^ continuation of above....

    عاقبت سرمربی تیم فوتبال بانوان استقلال با رد دیدار تیمش با فوتبال نوجوانان پسر گفت: دیدار نداشتیم و تنها تداخل زمان تمرین بود. آنقدر به موازین فرهنگی و اسلامی حاكم بر ایران پایبند هستیم كه اجازه ندهیم چنین اتفاقی در تیم بیفتد. اصلاً رویارویی تیم های مردان و زنان جزء محالات ورزش ایران است. چطور ممكن است در ورزشگاهی كه دارای حراست است، دیداری اینچنینی صورت گیرد؟

    نادرپور اضافه کرد با دخالت ماموران حراست ورزشگاه مرغوبكار خیلی زود اعضای تیم پسران زمین تمرین را ترك و حتی مربیان این تیم از این بابت عذرخواهی كردند. هیچ دیداری بین دو تیم صورت نگرفت اما متاسفانه شایعات زیادی در زمین ایجاد شده است كه من به شدت همه آنها را تكذیب می كنم. روزنامه اعتماد، شماره ۱۸۷۴ به تاریخ ۵/۱۱/۸۷، صفحه 13 (ورزش)

    شرکت تیم فوتبال زنان ایران در المپیک نوجوانان و کسب رتبه*ی چهارم میان شش تیم و ظاهر شدن دختران ایران در میدانی بین المللی و ورزشگاهی که مردان نیز حضور داشتند، شکست روز اول و آخر آنها برابر تیم ترکیه را تحت شعاع خود قرار داد و موضوع لباس*های ورزشی این تیم، بازتابی فراتر از میدان*های ورزشی داشت. وقتی زنان در داخل کشور به خاطر رعایت مسائل شرعی اجازه*ی حضور در ورزشگاه*ها و تماشای بازی مردان را ندارند چگونه در سطح بین*المللی می*توانند خود در ورزشگاه*هایی بازی کنند که تماشاگران آن*ها مردان هستند. این سؤالی بود که کسی جوابی برای آن نداشت. در واقع سیاست دوگانه رژیم در سطح داخلی و خارجی در ارتباط با فوتبال و ورزش زنان نشان می*دهد که رعایت مسائل شرعی در داخل کشور بهانه*ای است برای سرکوب زنان و مهار جامعه.
    لیگ نیم بند فوتبال زنان ایران در دهه*ی ۸۰ کار خود را آغاز کرد و تمامی مسابقات آن در محیط*های بسته برگزارمی شود.

    تیم ملی فوتبال زنان ایران با این که از مرحله نخست مقدماتی برای شرکت در جام ملت*های آسیا صعود کرد، در دور بعد شکست خورد و به مرحله نهایی راه نیافت.

    عدم راهیابی به بازی*های جام جهانی ۲۰۱۰ و جنبش سبز
    بازی*های مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ از راه رسید، دخالت احمدی نژاد و دولت او در فوتبال تمامی نداشت. در حالی که افشین قطبی می*رفت که سکان هدایت تیم ملی ایران را به عهده بگیرد، به دستور احمدی*نژاد علی دایی با کمترین تجربه*، به خاطر نزدیکی*اش به مهرداد بذرپاش مدیرعامل مجموعه*ی عظیم خودروسازی سایپا و دولت، از سرمربی*گری سایپا به سرمربی*گری تیم ملی رسید.

    و از آنجا که سرمربی تیم ملی صاحب کارخانه تولیدکننده لباس ورزشی دایی است، تیم ملی در ادامه راه مسابقات مقدماتی جام جهانی لباس*های تولیدی مجید را از تن بیرون کرده و با لباس*های تولیدی دایی در میادین ظاهر شد.
    هنگامی که بازی ایران و عربستان یک بر صفر به نفع ایران بود، احمدی نژاد با اطلاع از نتیجه*ی بازی در استادیوم آزادی حضور یافت تا خود را پیروز میدان معرفی کند اما با دو گل عربستان طرح وی نقش بر آب شد و او پس از ترک ورزشگاه دستور برکناری دایی را صادر کرد. دایی هم در اعتراض به اقدام احمدی*نراد در انتخابات ریاست جمهوری طرف میرحسین موسوی را گرفت و با او پوستر تبلیغاتی چاپ کرد که در اردبیل و تبریز پخش شد تا به نوعی به برکناری اش از سرمربیگری تیم ملی اعتراض کند.

    کله*پز برخاست سگ جایش نشست. محمد مایلی کهن مربی حزب*اللهی که در اثر مخالفت مردم و جنبش اعتراضی که علیه او شکل گرفته بود در سال ۷۶ از مربی*گری تیم ملی برکنار شده بود جایگزین او شد. دو هفته بعد، پس از سردادن شعارهای مردمی علیه مایلی کهن در استادیوم آزادی و در جریان مسابقه استقلال و سایپا او استعفا داد و افشین قطبی به تیم ملی رسید.

    جامعه در تک و تاب بود و جنبش سبز ایران را فراگرفته بود. مردم در اعتراض به نتایج اعلام شده*ی انتخابات ریاست جمهوری در خیابان*ها بودند. علی کریمی، جواد نکونام، حسین کعبی، محمد نصرتی، مهدی مهدوی*کیا، مسعود شجاعی، ۶ بازیکن تیم ملی ایران نیز با دست*بندهای سبز به نشانه*ی همراهی با مردم ایران در بازی حضور یافتند و دنیا را در بهت فرو بردند. همه چیز گویای انتخاب مردم ایران بود و مخالفت با کودتایی که آرای به صندوق*ریخته را به یغما برده بود. با تهدید بازیکنان تیم ملی، آن*ها در نیمه*ی دوم دست*بندهایشان را درآوردند و یا زیر دست*بند دیگری مخفی کردند.

    منصور پورحیدری سرپرست تیم ملی در بازگشت از سئول مدعی شد:

    بازیکنان تیم ملی برای رسیدن به پیروزی برابر کره جنوبی و صعود به جام جهانی مچ بندهای سبزی را با نیت نذر حضرت ابوالفضل(ع) بسته بودند که در بین دو نیمه با این تشخیص که ممکن است این سبزها مورد سوء استفاده عده*ای قرار گیرد آنها را باز کردند. وی ادامه داد: بنده خودم 20 سال است سبز نذری حضرت ابوالفضل (ع) را چه در دروانی که فوتبال بازی می کردم و چه در دوران مربیگری بر دست می بندم.

    [Only registered and activated users can see links. ]

    مسئولان رژیم تنها به توجیه سرپرست تیم بسنده کرده و به خاطر پیامدهای بین*المللی و هراس از تصمیمات فیفا جرأت نکردند بازیکنان خاطی را که بهترین بازیکنان ایران هم بودند مجازات کنند.

    تیم ملی فوتبال که به سادگی می*توانست به جام جهانی راه یابد در اثر دخالت*های بی*جای دولت در امر ورزش و دستورات غیرفنی از رفتن به جام جهانی ۲۰۱۰ بازماند چنانکه حکومت از رفتن به سوی عقلانیت نسبی بازماند و شیرازه*ی جامعه بیش از پیش از هم گسیخته شد. عدم راه*یابی به جام جهانی باعث شد دیگر هیچ فوتبالیست ایرانی به اروپا راه نیابد و تنها نکونام و شجاعی به بازی در تیم اساسونا ادامه دادند.

    جنبش ۸۸ و حضور میلیونی مردم در خیابان*ها حساسیت مسابقات فوتبال و تجمع گسترده*ی مردم در استادیوم*ها و واکنش*های آن**ها را دو چندان کرد. شورای امنیت ملی در نتایج بازی*های فوتبال به ویژه شهرآورد تهران دخالت می*کرد. ۶ بازی پی در پی این دو تیم با نتیجه*ی مساوی به پایان رسیده بود.

    مجتبی شریفی رئیس کمیته انضباطی فوتبال در این رابطه در آبانماه ۸۸ و در بحبوحه*ی اعتراضات مردمی گفت:*

    هر تیمی دارای یک عده علاقمند و تماشاگر حرفه*ای است. برد و باخت تیم*ها، می*تواند به برخورد بین تماشاگران حرفه*ای و علاقمندان منجر شود، و کار را به مناقشه و جنگ و گریز خیابانی بکشاند و الان جامعه ما آماده پذیرش بحران*های بیشتر نیست و دنبال آرامش است که بعد از حوادث بعد از انتخابات از دست داده است. به همین دلیل هم خیلی از مسابقات با نتیجه تساوی تمام می*شود و کمیته حل بحران وابسته به شورایعالی امنیت ملی هم از مسابقات حساس منجر به نتیجه تساوی اظهار رضایت دارد. اما این جادوگران رمّال و ساحرها به این نکته*های حساس هیچ توجهی ندارند و فقط می*خواهند که تیم خودشان در جدول رقابت تیم*ها بالاتر برود و جزء تیم*های صدرنشین باشند. دلیلش هم این است که این جادوگرهای رمال و ساحرها ماهیانه حقوق زیادی می*گیرند، بعلاوه اینکه برای بُردن در هر مسابقه ای مقدار زیادی هم کمیسیون دریافت می*کنند و خلاصه همه این سودجویی*های غیر شرعی نه فقط مخالف اسلام است، بلکه جامعه را به آشوب می*کشد. کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال اجازه نمی*دهد که بازی فوتبال وسیله*ای برای فتنه*انگیزی و انقلاب مخملی و کودتای نرم در ایران بشود. رهبر بزرگ انقلاب فرموده*اند که همه باید بصیرت داشته باشند و البته بصیرت بدون اعتماد به اصل ولایت فقیه دست یافتنی نیست و ولی فقیه امر به آرامش داده*اند.

    [Only registered and activated users can see links. ]

    مسئولان امنیتی همه*ی تلاش*شان را به کار می*بردند تا مبادا فوتبال به فتنه و انقلاب مخملی و کودتای نرم مدد رساند و فرامین ولایت فقیه روی زمین بماند.

    شورای تأمین استان تهران و شورای امنیت ملی که از ماهیت غیرسیاسی نسبی استادیوم آزادی مطمئن شده بودند در حساس*ترین روزهای سه دهه*ی اخیر تاریخ میهن*مان، اجازه*ی بزگزاری دو مسابقه*ی مهم بین پرسپولیس و استقلال در استادیوم آزادی را دادند و این دو مسابقه با حضور نزدیک به ۹۰ هزار تماشاگر در آرامش و بدون کمترین شعار سیاسی در دهم مهر ۱۳۸۸ و ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ برگزار شد. در حالی که در ۱۳ آبان و ۶ دیماه (روز عاشورا) همانسال تظاهرات*های اعتراضی بزرگی در تهران شکل گرفت و به هاشمی رفسنجانی اجازه*ی برگزاری نماز جمعه داده نمی*شد و کوچکترین تجمع مردمی با سرکوب شدید مواجه می**گردید.

    با وجود این به دلایل گوناگون که در حوصله*ی این نوشته* نیست استادیوم*های ورزشی همانند دیگر تجمعات مردمی همچنان خطری بزرگ برای رژیم که از ماهیتی سرکوبگر و توتالیتر برخوردار است محسوب می*شود و این امکان هست که در شرایط ویژه*ای به کانونی شعله*ور تبدیل شود.

    ادامه دارد...

    ---------------------------------------
    (۷) محمدعلی (قاسم) جابرزاده انصاری یکی از مسئولان سیاسی مجاهدین در پاسخ به یکی از اعضای مجاهدین که نظر وی را در مورد بازی ایران و آمریکا و این که پیروزی کدام یک به نفع مقاومت است پرسید گفت: قطعاً پیروزی تیم ملی فوتبال ایران به نفع رژیم و به ضرر مقاومت است از آن*جایی که گفتگوی آن*ها دو نفره بود من دخالتی نکردم اما در بازگشت به اتاق کارم بلافاصله با شرح واقعه به مسئولم گفتم از هرچه که بگذریم جابرزاده با بیان این نظرات مشعشع نمی*فهمد وقتی ما در استادیوم حضور داریم و به شعار دادن علیه رژیم و به نفع مقاومت می*پردازیم در صورت شکست تیم همه*ی کاسه کوزه*ها سر ما شکسته خواهد شد و بهانه آورده خواهد شد که به خاطر حضور ما و شعارهایی که می*دادیم روحیه*ی بازیکنان پایین آمد و نتیجه* را واگذار کردیم؟ آیا درک این موضوع برای وی خیلی سخت است؟ و اضافه کردم راستش با وجود چنین تحلیل*گرانی مجاهدین به دشمن نیاز ندارند. او که دفاعی نداشت گفت خوب همین مسئله را با وی در میان می*گذاشتی و ...

  9. #89
    PFDC Asset
    Reputation
    ReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputation

    Join Date
    Jan 2009
    Posts
    10,690
    Thanks
    6,994
    Thanked 5,759 Times in 3,144 Posts
    Rep Power
    27401302
    iran football in the past 35 years part 6..interesting read..
    نگاهی به فوتبال ایران در ۳۵ سال گذشته (۶
    پرونده**ی شهلا جاهد توسط 31 قاضی دست به دست شد. 7 تن از این قضات معتقد بودند قتل کار او نیست. در زمان ریاست شاهرودی بر قوه* قضاییه حکم قصاص او یک بار صادر و سپس نقض شد. شاهرودی و مشاوران وی می*دانستند که این قتل کار شهلا جاهد نیست... عاقبت به دستور صادق لاریجانی و در زمان ریاست جعفری دولت*آبادی بر دادستانی انقلاب و عمومی تهران حکم وی اجرا شد و فرزند ناصرمحمدخانی طناب دار را به گردن شهلا جاهد انداخت
    قتل لاله سحرخیزان و شهلا جاهد
    پس از سرکوبی جنبش مردم در سال ۸۸ و پیش از اعدام زندانیان سیاسی علی صارمی، جعفر کاظمی، محمد حاج*آقایی و زهرا بهرامی در دی و بهمن ۸۹، خدیجه (شهلا) جاهد در ۱۰ آذر ۱۳۸۹ پس از تحمل بیش از ۸ سال زندان به دار آویخته شد. موضوع بر می*گشت به مهرماه ۱۳۸۱ و روزی که لاله سحرخیزان همسر ناصر محمد خانی هنگامی که وی همراه پرسپولیس در آلمان به سر می*برد در منزل مسکونی*اش با ۳۷ ضربه کارد به قتل رسید. قتل وی مشابه قتل*هایی بود که توسط نیروهای امنیتی صورت گرفته بود. پس از مدتی شهلا جاهد معشوقه*ی ناصر محمدخانی که از سیزده* سالگی عاشق وی بود و بعدها در خانه**اش بساط تریاک*کشی برای او و تعدادی از نیروهای امنیتی و انتظامی پهن می*کرد دستگیر شد. جامعه*ی فوتبال در بهت فرو رفته بود. نام حمید درخشان به عنوان کسی که شهلا را به ناصر وصل کرده بود مطرح شد. همچنین از حافظ طاحونی دروازه*بان سابق تیم ملی و بانک ملی به عنوان یکی از مطلعین نام برده می*شد. شهلا جاهد بعدها در دادگاه وی را نفرین کرد. تعداد دیگری از فوتبالیست*ها به عنوان شاهد و مطلع و ... در پرونده حاضر شدند.
    یک سال بعد شهلا جاهد پس از التماس*های ناصر محمدخانی که در برابر او می*گریست قتل* را به گردن گرفت. شهلا جاهد در این رابطه گفت: او از من خواست به قتل اعتراف کنم تا آبروی او حفظ شود. ناصر به من گفت برای گرفتن رضایت از اولیای دم یعنی دو پسرش و پدر و مادر لاله تمام سعی خود را خواهد کرد.
    شهلا بارها بر بیگناهی خود حتی در دادگاه تأکید کرد. شواهد امر نشان می*داد که او نمی*تواند قاتل باشد. در فیلم مستند کارت قرمز، ساخته*ی مهناز افضلی، دادرس جدید پرونده که نمی*خواست نام و چهره*اش مشخص شود، می*گوید اقرار شهلا به قتل فاقد شرایط قانونی است. او به استناد گزارش پزشکی قانونی می*گوید لاله سحرخیزان، مقتول، پیش از قتل آمیزش جنسی داشته است و در واژن او آب منی بوده است و این در حالی است که در زمان وقوع قتل، ناصر محمدخانی به همراه تیم پرسپولیس در آلمان بسر می*برد. همچنین در زیر سیگاری خانه مقتول دو ته سیگار بوده. یکی به دلیل داشتن آثار رژ لب متعلق به یک زن بوده که مأموران گفتند، بررسی نشان داده سیگار مقتول بوده و دیگری متعلق به یک مرد.

    سرگرد ابهریان یکی از مأموران سابق پلیس آگاهی که پیگیری پرونده را به عهده داشت پس از برکناری به صراحت عنوان کرد دلایلی به نفع متهم شهلا جاهد وجود داشت که به عمد جمع*آوری نشد. دلایلی که نشان می*داد شهلا جاهد بیگناه است، توسط عده*ای از مامورین لباس شخصی با نظارت سرهنگ کشفی، معاون آگاهی تهران، از بین رفت. او اضافه کرد: قصد ماموران امنیتی و اداره آگاهی تهران بر آن بود تا قتل لاله سحرخیزان که توسط دستگاه*های امنیتی به وقوع پیوسته است را به گردن شهلا جاهد بیاندازند.
    پرونده**ی شهلا جاهد توسط 31 قاضی دست به دست شد. 7 تن از این قضات معتقد بودند قتل کار او نیست. در زمان ریاست شاهرودی بر قوه* قضاییه حکم قصاص او یک بار صادر و سپس نقض شد. شاهرودی و مشاوران وی می*دانستند که این قتل کار شهلا جاهد نیست. به همین دلیل بر روند رسیدگی به پرونده ایراد می*گرفتند. عاقبت به دستور صادق لاریجانی و در زمان ریاست جعفری دولت*آبادی بر دادستانی انقلاب و عمومی تهران که هر دو روابط نزدیکی با دستگاه امنیتی دارند حکم وی اجرا شد و فرزند ناصرمحمدخانی طناب دار را به گردن شهلا جاهد انداخت و به حدس من محمدخانی که به خوبی قاتلان را می*شناخت از شر این پرونده راحت شد و در قتل زنی که دوستش داشت مشارکت کرد.
    وحید قلیچ دروازه*بان اسبق تیم ملی و پرسپولیس نزد مقام قضایی شهادت داده بود که در اثنای اردوی آلمان و در روز حادثه شاهد مکالمه*ای از ناصر بوده که به شخصی در آن سوی خط گفته پس کارو تموم کردی؟ بررسی سابقه مکالمات محمدخانی صحت این ادعا را ثابت کرد. قتل لاله سحرخیزان و سپس شهلا جاهد نشان*دهنده*ی فساد در فوتبال، دستگاه امنیتی و قضایی رژیم بود.
    از دست دادن کرسی فدراسیون فوتبال
    در انتخابات کنفدراسیون آسیا نیز به خاطر بی*کفایتی مسئولان، کرسی* ایران از دست رفت. در این انتخابات، كفاشیان كه كاندیدای عضویت در كمیته اجرایی فدراسیون فوتبال آسیا بود، به خاطر اینكه شانس نایب رئیس شدن علی سعیدلو معاون احمدی*نژاد را که به دستور او در انتخابات شرکت کرده بود بالا ببرد، از كاندیداتوری انصراف داد. بعدها مشخص شد محمد بن*همام رئیس وقت کنفدراسیون فوتبال آسیا در سفر خود به تهران به طور خصوصی به سعیدلو یادآور شده بود که با توجه به ترکیب آرا و رایزنی*های انجام شده شانسی برای انتخاب شدن ندارد و بهتر است در این انتخابات شرکت نکند. او همچنین تاکید کرده بود کفاشیان به احتمال قریب به یقین به عنوان عضو کمیته اجرایی کنفدراسیون فوتبال آسیا انتخاب خواهد شد. اما كفاشیان بی توجه به این توصیه، انصراف داد تا در نهایت سعیدلو هم مقابل نماینده نپالی شكست بخورد. با این اوصاف، کرسی ۱۱ساله ایران در کمیته اجرایی آسیا از دست رفت.
    تبدیل پیروزی به شکست نتیجه*ی بی*کفایتی مسئولان
    تیم فوتبال المپیک ایران که با شکست تیم قدرتمند عراق در اربیل، شانس زیادی برای صعود به مرحله*ی بعد داشت به خاطر بی*کفایتی مسئولان تیم امید و عدم توجه به دو*اخطاره بودن كمال كامیابی نیا و حضور چند دقیقه*ای او در زمین، نتیجه ۳-۰ به نفع عراق شد و تیم ملی ایران از صعود بازماند و فوتبال ایران در حسرت المپیک لندن ماند. ایران می*توانست علیه عراق به خاطر استفاده از بازیکن صغر سنی شکایت کند و نتیجه را برگرداند اما از آن**جایی که در زمان مقتضی شکایت نکرد این فرصت هم از دست رفت.
    عباس ترابیان که مسئول مستقیم حذف تیم بود در زمان مذکور هم سرپرست تیم ملی فوتبال بود و هم اداره*ی دو کمیته*ی مهم فوتسال و روابط بین*المللی فدراسیون را به عهده داشت. حتی پس از حذف دردناک تیم فوتبال امید ایران از مسابقات انتخابی المپیک 2012 لندن نیز گزندی به جایگاه ترابیان وارد نیامد و تنها چند هفته بعد مسئولیت کمیته*ی روابط بین*الملل را از او گرفتند و بعد از مدت کوتاهی دوباره کفاشیان رئیس فدارسیون خواستار سرپرستی این کمیته توسط وی شد. ترابیان مدیرکل فروش نفت خاورمیانه بود و در قرارداد نفتی کرسنت که به قرارداد ترکمانچای نفتی مشهور است پایش گیر بود و به خاطر آن دستگیر شده بود. گفته می*شد ۵-۶ میلیون دلار حق*حساب از طرف**های خارجی گرفته بود. عاقبت ۱-۲ میلیون دلار را مجبور شد بازپس دهد تا رهایش کنند. از آن*جایی که ترابیان عاشق گل کوچک بود شد رئیس کمیته فوتسال.
    تیم فوتبال سپاهان نیز به همین بلیه دچار شد. این تیم در حالی که تیم السد قطر را در هر دو بازی رفت و برگشت شکست داده بود به علت استفاده غیرمجاز از رحمان احمدی که طبق قوانین فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا در تیم* قبلی*اش پرسپولیس دواخطاره محسوب می*شد، از راهیابی به جمع چهار تیم برتر آسیا بازماند و السد قهرمان آسیا شد.
    با این کارنامه، فدراسیون فوتبال بنا به گفته*ی منابع داخلی با یک سری عکس و آمارهای غیرواقعی و بند و بست در کنفدراسیون فوتبال آسیا به عنوان فدراسیون برتر معرفی شد که با مضحکه*ی داخلی روبرو شد. این در حالی است که تنها در دو صفحه صورت مالی این فدراسیون ۷۰۰ میلیون تومان اختلاف حساب به چشم می*خورد و رئیس فدراسیون آن را پول خرد می*نامد:
    [Only registered and activated users can see links. ]
    صعود به جام جهانی ۲۰۱۴ و بایکوت مراسم دولتی
    فوتبال ایران که در کلیه**ی رده*های باشگاهی، ملی (نوجوانان، جوانان، امید و بزرگسالان) شکست خورده و روزگار سختی را می*گذراند با دعوت از کارلوس کی*روش یکی از مربیان برجسته*ی پرتغالی گام مثبتی برداشت.
    وی که بهتر از هرکس به پایین بودن سطح لیگ فوتبال ایران واقف بود تلاش کرد تا بازیکنان دورگه*ی ایرانی شاغل در تیم*های درجه دوم اروپا را به تیم ملی ایران دعوت کند. وی علیرغم این که با مخالفت*های جدی مربیان بی*کفایت و پرمدعای داخلی روبرو شده بود بالاخره حرف*اش را به کرسی نشاند و با دعوت از اشکان دژآگه و رضا قوچان نژاد زمینه*ی صعود تیم ملی را فراهم کرد. این موفقیت در حالی حاصل شد که تنها شجاعی در اروپا به سر می*برد که او نیز قراردادش با اساسونا پایان یافته بود و در به در به دنبال تیم می*گشت و عاقبت به لاس*پالماس یکی از تیم*های دسته دوم اسپانیا رفت. کی*روش بی*توجه به نغمه*های مخالف سپس دانیال داوری و مهرداد بیت*آشور را نیز به اردو فراخواند.
    در حالی که در نظر خواهی گسترده*ی برنامه*ی ۹۰ با بیش از یک میلیون شرکت کننده تنها ۲۹ درصد مردم به صعود مستقیم تیم ملی فوتبال به جام جهانی رأی داده بودند سید*مهدی رحمتی دروازه*بان و هادی عقیلی بازیکن خط دفاع تیم ملی که شانسی برای صعود تیم نمی*دیدند بنای ناسازگاری و باج*خواهی را گذاشتند تا بعد از برکناری کی*روش از موضع بالا خود را محق جلوه دهند. با این حال کی*روش به درستی روی پرنسیب*های خود ایستاد و هر دو آن*ها را در حساس*ترین روزهایی که به آن*ها نیاز داشت از تیم کنار گذاشت و درسی به مربیان وطنی داد که تسلیم باج*خواهی بازیکنان نشوند.
    پس از شکست خامنه*ای و بیت*رهبری در انتخابات ریاست جمهوری و جشن مردم در خیابان**ها با درایت کارلوس کی*روش این تیم در میان ناباوری با شکست کره*جنوبی در سئول به عنوان تیم اول گروه به مسابقات جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل راه یافت و جشنی دوباره در سراسر ایران برپا شد. زن و مرد از فرصت استفاده کرده بار دیگر در خیابان*ها و معابر عمومی به رقص و پایکوبی پرداختند.
    پس از آنکه فدراسیون فوتبال ایران، ورزشگاه آزادی را به عنوان محل استقبال از بازیکنان تیم فوتبال معرفی کرد و در اطلاعیه*ی خود تأکید نمود که جشن پیروزی فقط مختص مردان است و زنان اجازه*ی حضور در ورزشگاه را ندارند جمعیتی متشکل از زنان و مردان در اعتراض به ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه و جشن پیروزی صعود تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی نزدیک ورودی درب غربی ورزشگاه تجمع کردند که با سرکوب مأموران نیروی انتظامی مواجه شدند .بر خلاف انتظار مسئولان رژیم که شاهد حضور گسترده*ی مردم در خیابان*ها بودند تنها حدود ۱۵ هزار نفر در ورزشگاه ۱۰۰ هزارنفری آزادی و مراسم دولتی حضور پیدا کردند و جشن صعود تیم ملی به جام جهانی سوت و کور*تر از یک مسابقه معمولی باشگاهی در ایران برگزار شد. اطلاعیه*ی فدراسیون فوتبال و برخورد خشن نیروی انتظامی با زنان تجمع*کننده در مقابل استادیوم آزادی نشان داد که عدم واکنش آن*ها به شادی گسترده*ی مردم و به ویژه زنان در خیابان*ها بعد از صعود تیم ملی ناشی از این واقعیت بود که آن را حرکتی خودجوش و احساسی می*دیدند و به محض این که این شادی به صورت حرکتی هدفمند و با خواسته*ای مشخص ظهور پیدا کرد به سرکوب آن پرداختند. این واقعیت یک بار دیگر خود را نشان داد که نظام و دستگاه امنیتی و انتظامی در مقابل احساسات فردی و عمومی مردم مادامی که هدفمند و در چهارچوب خواسته*های مشخص نباشد با تسامح و تساهل برخورد می*کنند و به محض این که تبدیل به یک جنبش و خواسته می*شود در مقابل آن ایستاده و به سرکوب روی می*آورد.
    روحانی و وزارت ورزش و جوانان
    حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی برای پیشبرد امر ورزش و حل و فصل مشکلات جوانان ابتدا سلطانی*فر را به مجلس معرفی کرد. به خاطر حساسیت نمایندگان و باندهای رقیب نظام روی مسئله ورزش و جوانان سخت*گیری در مورد وزیر مربوطه شدید*تر بود و او رأی نیاورد. بدون آن که اشاره*ی چندانی به برادرش سعید شود که در دهه*ی ۶۰ بازیکن تیم شاهین تهران بود و نقش*آفرین در فیلم تویی که نمی*شناختمت که به جنگ می*پرداخت. او که فیلم*برادر روایت فتح بود و در جبهه*های جنگ شیمیایی شده بود در شهریور ۹۲ در بیمارستانی در مالزی فوت کرد.
    روحانی سپس صالحی امیری یکی از قدیمی*ترین کادرهای وزرات اطلاعات و مدیرکل اسبق اداره*ی اطلاعات خوزستان را که هیچ سابقه*ی ورزشی نداشت و از ابتدای تشکیل این وزارتخانه از مسئولان آن بود برای تصدی وزارت ورزش و جوانان به مجلس معروفی کرد که رأی نیاورد. الیاس نادران یکی از نمایندگان مجلس وی را به مباشرت و معاونت در شکنجه*ی زندانیان، قاچاق و دریافت رشوه و اختلاس متهم کرد که در یک دوره* حکم دستگیری*اش هم صادر شده بود. صالحی امیری ضمن رد اتهامات وارده تنها به ذکر این نکته اکتفا کرد که سینه*ی او اسرار نظام است و خواهان گشودن آن نیست. پس از آن که صالحی امیری رأی اعتماد نگرفت، روحانی، محمد شریعتمداری معاون اجرایی*اش را به عنوان سرپرست وزارت ورزش و جوانان انتخاب کرد. شریعتمداری هم از کادرهای اطلاعاتی قدیمی بود که از دفتر اطلاعات نخست وزیری به وزارت اطلاعات راه برد و در بنیانگذاری این وزارت*خانه مشارکت داشت. او در سال ۷۵ همراه با محمدی ری*شهری و روح*الله حسینیان و علی رازینی و احمد پورنجاتی که جملگی سوابق اطلاعاتی و امنیتی و قضایی داشتند جمعیت ارزش*ها را بنیان گذاشت و در دولت خاتمی به وزارت بازرگانی رسید. وی یکی از معتمدان خامنه*ای و گردانندگان امپراطوری مالی او در ستاد اجرایی فرمان حضرت امام است که میزان دارایی*ها آن به بیش از ۹۵ میلیارد دلار می*رسد.
    روحانی پس از مدت کوتاهی نصرالله سجادی را که در دهه*ی ۶۰ رئیس فدراسیون فوتبال بود به مجلس معرفی کرد که او نیز رأی اعتماد نیاورد. عاقبت گودرزی چهارمین گزینه*ی روحانی وزیر ورزش و جوانان شد و رسانه*های رژیم با انتشار عکس وی روی حضور او در عزاداری شام غریبان بیت* رهبری تأکید کردند. انتخاب وزیر مربوطه از این جهت مهم است که وی اعضای هیأت مدیره استقلال و پرسپولیس را تعیین می*کند و نقش مهمی در فوتبال دارد.
    عدم دریافت جوایز آسیایی زنگ خطر برای فوتبال ایران
    حتی صعود تیم ملی ایران به جام جهانی نیز باعث نشد که یک جایزه*ی آسیایی در سال ۲۰۱۳ به فوتبال ایران اهدا شود. در جریان انتخاب بهترین*های آسیا در سال ۲۰۱۳ که در کوالالامپور برگزار شد، هیچ*یک از عناوین بهترین بازیکن، برترین فدراسیون فوتبال آسیا، برترین تیم فوتبال باشگاهی آسیا، بهترین مربی، تیم جوانمرد، بهترین بازیکن فوتسال، بهترین بازیکن خارجی شاغل در باشگاه*های آسیا، برترین بازیکن بین*المللی فوتبال آسیا، برترین کمک داور سال آسیا، برترین کمک داور زن سال آسیا، بهترین تیم فوتسال باشگاهی آسیا، برترین داور سال آسیا، برترین کمک داور زن سال آسیا، برترین فدراسیون فوتبال در بخش پایه، رویایی*ترین تیم قاره* آسیا، برترین تیم ملی فوتبال آسیا، برترین تیم ملی فوتبال بانوان آسیا، برترین مربی فوتبال مردان آسیا، برترین مربی فوتبال بانوان آسیا، برترین بازیکن جوان پسر آسیا، برترین بازیکن جوان دختر آسیا، به ایران نرسید تا یک شکست مطلق در این زمینه نصیب یکی از قطب*های فوتبال آسیا شود. علی کریمی آخرین باریکن ایرانی بود که جایزه*ی بهترین فوتبالیست آسیا را در سال ۲۰۰۴ دریافت کرد. پیش از وی خداداد عزیزی، علی دایی و مهدی مهدوی کیا که متعلق به نسل قبلی فوتبال ایران بودند موفق به دریافت این جایزه شده بودند. ژاپن با دریافت ۵ جایزه بیشترین جوایز را در سال ۲۰۱۳ از آن خود کرد. جدا از سقوط جایگاه فوتبال ایران در آسیا، به خاطر بی*کفایتی و ندانم*کاری، دست*اندرکاران فدراسیون فوتبال ایران در کنفدراسیون آسیا نیز نفوذی ندارند و به همین دلیل نمی*توانند در هنگام اهدای جوایز نیز از حق فوتبال ایران دفاع کنند.
    شکست و عقب*ماندگی تنها در زمینه بردن جوایز نیست. با شرایطی که ایران دارد محال است در آینده*ی نزدیک حتی مراسم اهدای این جوایز نیز در ایران صورت گیرد و یا اصولاً هیچ*گونه مراسم آسیایی جدی در کشور برگزار شود.
    میزبانی جام ملت*های آسیا و برگزاری تورنمنت*های بزرگ ورزشی در حد رؤیا
    در دیدار آبانماه ۱۳۹۲ سپ بلاتر دبیرکل فیفا از ایران، حسن روحانی نیز به دیدار او شتافت و مقامات ورزش نظام کوشیدند بلکه او را متقاعد به برگزاری جام ملت*های آسیا در تهران کنند اما وی در پاسخ خواهان حل و فصل حضور زنان در استادیوم*های ورزشی شد و به این ترتیب برگزاری مسابقات فوتبال آسیا در ایران را منوط به حل این مسئله کرد. او همچنین با درخواست غیرمعقول رژیم برای برگزاری بخشی از مسابقات جام جهانی ۲۰۲۲ قطر در ایران مخالفت کرد.
    در حالی که بزرگترین تیم*های اروپایی اردوهای آمادگی*شان را در کمپ*های ورزشی امارات و قطر برگزار می*کنند و تورنمنت*های بزرگ ورزشی با حضور آن*ها در شرق آسیا برگزار می*شوند هیچ رویداد ورزشی بین*المللی قابل ذکری در فوتبال ایران اتفاق نمی*افتد. این در حالی است که کشورهای اندونزی، مالزی، تایلند، سنگاپور و هنگ*کنگ که دارای فوتبال جدی در سطح آسیا هم نیستند در این زمینه همپای صنعت و تجارت موفقی که دارند پیشتاز هستند. حتی بازی تدارکاتی تیم ایران با روسیه و برزیل نیز به جای ایران در امارات برگزار شد و اردوهای تدارکاتی تیم*های باشگاهی ایران نیز در کمپ*های ورزشی امارات برگزار می*شوند.
    مشارکت و سرمایه*گذاری اروپایی*ها در صنعت فوتبال ایران حتی به اندازه*ی سرمایه*گذاری در صنعت خودروسازی کشور هم نیست که شرکت*های بزرگ اروپایی و آسیایی برای حضور در آن با هم رقابت می*کنند. البته همه*ی این ناکامی*ها را نبایستی پای ضعف صنعت فوتبال ایران گذاشت. امروز در دنیای به هم پیوسته*ای زندگی می*کنیم و ارتباط بخش*های مختلف صنعتی و تجاری را نمی*توان دور از نظر داشت. عدم وجود استادیوم*ها و کمپ**های مجهز و مدرن با امکانات رفاهی ویژه، فقدان هتل*های مجهز و با کیفیت بین*المللی، ورشکستگی خطوط هواپیمایی کشور و غیراستاندارد بودن سطح خدمات آن*ها، پایین بودن سطح خدمات در کشور، نبود امکانات تفریحی و مناسب برای توریست*ها، قوانین دست*وپاگیر اجتماعی، فقدان سیستم تبلیغاتی پیشرفته و پایین بودن امکانات فیلم*برداری در استادیوم*ها و ... ابتدایی*ترین مواردی هستند که موجب عدم حضور تیم*های بزرگ اروپا در ایران و محروم ماندن فوتبال از این بازار جذاب می*شود....

  10. #90
    PFDC Asset
    Reputation
    ReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputationReputation

    Join Date
    Jan 2009
    Posts
    10,690
    Thanks
    6,994
    Thanked 5,759 Times in 3,144 Posts
    Rep Power
    27401302
    ....^^ continuation of the above...


    سرداران سپاه پاسداران گردانندگان تیم*های فوتبال
    در دهه*ی ۸۰ سپاه پاسداران نه فقط دولت و کرسی*های مجلس و مناقصه*های نفتی و طرح*های عظیم اقتصادی و مالکیت* واحدهای بزرگ صنعتی و تجاری و مافیای قاچاق مواد مخدر و ... که سکان هدایت فوتبال را نیز به عهده گرفت.
    ۱- اکبر غمخوار، در دوران جنگ مسئول لجستیک قرارگاه نوح سپاه پاسداران را به عهده داشت؛ پس از جنگ به بنیاد مستضعفان مأمور شده و متصدی معاونت هتلداری و گردشگری این نهاد شد و مدت*ها مدیرعامل بنیاد تعاون سپاه یکی از بزرگترین مجموعه*های اقتصادی ایران بود. وی هم**اکنون رییس كانون*هاى مسافرتى و جهانگردى ایران است و با چنین سابقه*ای به ریاست باشگاه پرسپولیس رسید.
    ۲- محمد (انوشیروان) رویانیان، فرمانده کمیته و فرمانده نیروی انتظامی نور و استان مازندران، فرمانده پلیس ۱۱۰، فرماندهٔ پلیس راهنمایی و رانندگی مدیرعامل کنونی باشگاه پرسپولیس است.
    ۳- لطف*الله فروزنده* دهکردی، معاونت نیروی انسانی سپاه پاسداران استان چهارمحال و بختیاری، معاونت بسیج سپاه پاسداران استان، رئیس ستاد تیپ قمربنی هاشمی استان و فرماندهی سپاه پاسداران استان چهارمحال و بختیاری تا سال 1371 هم اکنون یکی از اعضای هیات مدیره باشگاه پرسپولیس تهران است.
    ۴- مصطفى آجورلو، از فرماندهان سابق لشکر ۲۷ محمد رسول*الله، مدیرکل تربیت بدنی سپاه پاسداران، مسئول سازمان ورزش شهرداری، از سال ۷۳ تا سال ۸۹ به ترتیب به عنوان مدیر عامل تیم*های مقاومت شهید سپاسی شیراز، پاس و استیل آذین بوده و هم*اکنون در اداره*ی تیم پاس همدان دخالت دارد و فرد پشت پرده باشگاه تراکتورسازی تبریز است. کلیه*ی تیم*های فوتبال سپاه پاسداران به لحاظ تشکیلاتی زیر نظر او هستند. او همچنین مدیر مسئول روزنامه پاس جوان و رییس هیات مدیره خبرگزاری ورزش ایران (ایپنا) بود.
    ۵- كریم ملاحى؛ از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران مدیر عامل پاس تهران، پاس همدان و ابومسلم مشهد و تراکتور سازی تبریز بود. وی اخیراً حکم مشاورت مدیرعامل باشگاه استقلال را دریافت کرده است.
    ۶- احمد شهریاری و سرهنگ عباس مرادی تیم صبا باطری را که یکی از متمول*ترین و دست**و دل*باز ترین تیم*ها بود تشکیل دادند. شهریاری بعدها عضو هیأت مدیره استقلال شد و این دو سال گذشته کاندیدای تصدی پست مدیرعاملی و قائم*مقامی باشگاه استقلال بودند.
    ۷- حسن تهرانی مقدم رئیس صنایع موشکی سپاه پاسداران که در انفجار ملارد کشته شد سال*ها ریاست هیأت مدیره*ی باشگاه صبا باطری، پیکان و ابومسلم مشهد را به عهده داشت.
    ۸- ناصر شهسواری مسئول پشتیبانی بخش موشکی سپاه پاسداران سال*ها مدیرعامل باشگاه*های ابومسلم مشهد و پیکان تهران و صبا باطری بود. وی به پیشنهاد سردار عبداللهی رئیس سابق زندان رشت که نقش مستقیمی در کشتار ۶۷ این شهرستان داشت و بعدها جانشین فرمانده نیروی انتظامی شد به مشهد رفت و اداره تیم ابومسلم را به عهده گرفت. در آن دوران سردار احمدرضا رادان که بعدها جانشین فرمانده نیروی انتظامی شد یکی از اعضای هیأت مدیره این تیم بود. وی همچنین قائم مقام باشگاه استیل آذین بوده و 4 سال هم به عنوان نایب رئیس هیات مدیره باشگاه مهرام فعالیت كرده. شهسواری همچنین 5 سال عضو هیات رئیسه فدراسیون كشتی بوده است. وی قرار بود مدیرعامل باشگاه داماش شود.
    ۹- ناصر شفق پیش از آن که مدیرعامل تراکتورسازی شود مدیریت ابومسلم را به عهده داشت. او همچنین سال*ها مدیریت انجمن سینمای دفاع مقدس را عهده دار بود و خود از تهیه کنندگان فعال سینما محسوب می*شد. او مدتی مدیر عامل باشگاه پاس هم بود و هم*اکنون مدیر تیم المپیک و عضو هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال است.
    وی یکی از گزینه*های اصلی مدیرعاملی پرسپولیس بود و گفته می*شود قرار است عضو هیأت مدیره این باشگاه شود.
    ۱۰- مصطفی بنی اسد نیز مدت*ها رئیس هیات مدیره سابق باشگاه ابومسلم مشهد بود. ابومسلم و پیام مقاومت دو تیم مشهدی فعال در لیگ برتر و دسته اول در سال هاى اخیر همواره توسط سرداران سپاه اداره شده*اند. امتیاز ابومسلم در سال ۱۳۸۵ توسط نیروی انتظامی خریداری شد و سپس به ایران خودرو فروخته شد.
    على صلاحى، استاندار سابق خراسان مدتى مدیر عامل باشگاه پاس و سپس مدیر عامل و یکی از مالکان باشگاه پیام مشهد بود. وی از گزینه*های مدیرعاملی استقلال بود و عاقبت به معاونت اقتصادی این باشگاه رسید.
    سید هاشم غیاثى، جانشین فرمانده سپاه امام رضا استان خراسان و سرپرست هیأت ورزش های سه گانه خراسان پیش از این مدیر عامل باشگاه پاس تهران و ابومسلم مشهد بوده است.
    شاكرى، نایب رییس هیات مدیره باشگاه پیام مشهد و یکی از مالکان این باشگاه نیز از فرماندهان سپاه پاسداران محسوب می*شود.
    ۱۱-محمدحسین جعفری مدیرعامل و سردار علی اکبر پورجمشیدیان - فرمانده سپاه عاشورا، محمد رستمی، سرهنگ محمد اسماعیل سعیدی جانشین فرمانده سپاه عاشورا، سرهنگ محمد جواد دلفکار، فرماندهان سپاه عاشورا و سردار دارا غزنوی و سردار غفور کارگری گردانندگان تیم تراکتورسازی تبریز هستند.
    ۱۲- عزیز*الله محمدى با تیم فجر سپاسی وارد فوتبال شد. ۱۱ سال عضو هیأت رئیسه سازمان لیگ برتر، عضو هیأت رئیسه چهارساله فدراسیون فوتبال، رییس سازمان لیگ ایران و مسئول کمیته تیم*های ملی.
    ۱۳- مهدی تاج بازنشسته*ی سپاه پاسداران، نایب رئیس فدراسیون فوتبال- رییس سازمان لیگ ایران، عضو هیت*مدیره پرسپولیس و پیش از نماینده باشگاه فولاد مبارکه سپاهان.
    ۱۴- جواد ششکلانی عضو هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال فرمانده اسبق سپاه پاسداران تبریز است.
    ۱۵- محمد آقا میر رییس سازمان بسیج ورزش که هم*زمان ریاست سازمان ورزش شهردارى تهران را نیز دارد یک یاز فعالان در صحنه*ی ورزش و به ویژه فوتبال کشور است.
    ۱۶- محمد درخشان رئیس كمیته بازاریابی فدراسیون فوتبال، در دوران مهرعلی*زاده معاونت حقوقی و فرهنگی تربیت*بدنی بود و همچنین سال*ها ریاست فدراسیون جودو را به عهده داشت. عملكرد وی در فدارسیون فوتبال با انتقادهای زیادی روبه*رو بود که به استعفای وی در فروردین ۱۳۹۱ منجر شد. وی همچنین مدت*ها رئیس فدراسیون جودو بود. در مردادماه ۸۸ پس از سقوط هواپیمای توپولف پرواز تهران- ایروان كه تیم نوجوانان جودو هم در آن هواپیما بودند، فاش شد كه سه جودوكار بزرگسال تیم نوجوانان با شناسنامه جعلی به ارمنستان اعزام شدند. درخشان یکی از کسانی بود که تلاش می*کرد موضوع را ماست*مالی کند.
    در دهه*ی هفتاد با توجه به اهمیتی که فوتبال در سطح بین*المللی یافت و نقش تأثیرگذاری در معادلات سیاسی پیدا کرد جمهوری اسلامی هم به اهمیت آن واقف شد و سیاست رژیم در ارتباط با این ورزش محبوب تغییر پیدا کرد و تیم*های ورزشی یکی پس از دیگری به تملک سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و صنایع سنگین کشور و وزارت*خانه*ها و سرمایه*داران وابسته به نظام درآمدند و مدیریت آن*ها به عهده*ی نیروهای حزب*اللهی رژیم گذاشته شد.
    تراکتورسازی، فجر سیاسی، پاس تهران و همدان، ابومسلم خراسان، کشاورز، بهمن، بانک تجارت، سپاهان، فولاد خوزستان، ذوب آهن، مس سرچشمه، مس کرمان، صنعت نفت آبادان، پرسپولیس، نفت تهران، صبا باطری، شیرین فراز کرمانشاه، شاهین بوشهر، آلومینوم هرمزگان، کوثر لرستان، پیام مقاومت، برق شیراز، پیکان تهران و قزوین، سایپا، شهرداری تبریز، مس رفسنجان، ماشین سازی تبریز، نساجی مازندران، گل گهر سیرجان، فولاد یزد، نفت مسجد سلیمان، نفت و گاز گچساران، صنعت ساری، داماش ایرانیان، استیل آذین، گسترش فولاد، پدیده* شاندیز، راه*آهن، استقلال اهواز، ملوان انزلی، گل گهر درود، داماش لرستان، پارسه ایرانیان.
    تقریباً کمتر تیمی است که منویاتش از طریق سرداران سپاه پیش نرود. مثلاً سردار غلامرضا کرمی نمانیده مجلس مسئله حل کن تیم مس کرمان در سطح کلان کشور است.
    [Only registered and activated users can see links. ]
    آن*چه در اداره*ی باشگاه*های ایران می*گذرد در هیچ*کجای دنیا سابقه ندارد. افراد نظامی از این تیم به آن تیم می*روند و مدیرعامل تیم*های متفاوت می*شوند. آجورلو از پاس تهران به استیل آذین می*رود و سپس مرد پشت پرده تراکتورسازی می*شود. کریم ملاحی، از پاس به ابومسلم خراسان و سپس تراکتورسازی تبریز و بعد پاس همدان می*رود. سردار احمد شهریاری از صبا باطری به هیأت مدیره استقلال می*رود و کاندیدای مدیرعاملی این باشگاه می*شود. ناصر شفق، از ابومسلم به تراکتورسازی تبریز می*رود و سپس یکی از گزینه*های اصلی هدایت پرسپولیس می*شود. ناصر شهسواری از ابومسلم به صبا باطری و پیکان و تا مرز مدیرعاملی داماش پیش می*رود. سردار صلاحی از پاس تهران به ابومسلم خراسان می*رود. مهدی تاج عضو هیأت رئیسه فوتبال می*شود و در عین حال عضو هیأت مدیره پرسپولیس هم هست. عزیز*الله محمدی از فجر سپاسی به فدراسیون فوتبال راه پیدا می*کند و ...
    از این*ها گذشته سپاه اسپانسر تیم*ها هم هست. مثلاً اسپانسر تیم فوتسال آذربایجان غربی، سپاه شهدای این استان است.
    در سال ۱۳۸۶ در زمان ریاست احمدی مقدم بر نیروی انتظامی، باشگاه پاس تهران با قدمتی نزدیک به نیم*قرن، منحل و با بند وبست*هایی که محمدکاظم اولیایی داشت یک شبه تیم پاس همدان به جای آن به جمع باشگاه*های ورزشی کشور وارد شد و موجبات سقوط این تیم ریشه*دار به دسته پایین*تر فوتبال ایران را فراهم کرد.
    اولیایی در سال ۸۸ جای خود را به سردار کریم ملاحی داد. در این دوران سرهنگ مجتبی پیمبری، سرپرست و قائم مقام تیم پاس بود و پیشتر محمود مریخی سرپرستی این تیم را به عهده داشت.
    علی*محمد آزاد استاندار همدان دولت احمدی نژاد رئیس هیئت*مدیره، حمیدرضا حاجی*بابایی وزیر آموزش و پرورش، بهروز مرادی معاون برنامه*ریزی و نظارت راهبردی ریاست*جمهوری، امیر خجسته نماینده همدان در مجلس شورای اسلامی و عبدالحمید *رمضانی مدیرعامل باشگاه اعضای هیأت مدیره این باشگاه را تشکیل می*دهند. سید*عبدی افتخاری مدیركل اداره ورزش و جوانان و علی*اكبر فامیل*كریمی معاون سیاسی، امنیتی استانداری نیز اعضای علی*البدل هیأت مدیره هستند.
    همین بلا را به سر تیم پیکان آوردند، پس از انتقال به قزوین این تیم به دسته دوم سقوط کرد. سال گذشته تلاش کردند نفت تهران را به اراک منتقل کنند که با پافشاری بازیکنان این انتقال صورت نگرفت. پیشتر صبا باطری که به سپاه پاسداران تعلق دارد را به قم منتقل کردند و یا سایپا را به کرج دادند. عناصر ذی*نفوذ در شهرستان*ها پشت تمامی این نقل و انتقالات بوده*اند.
    سردار جعفر جعفری از فرماندهان سپاه پاسداران استان فارس اداره تیم فجر سپاسی شیراز را به عهده دارد. وی هم*اکنون بازرس هیات رئیسه سازمان لیگ هم هست. این باشگاه در سال ۱۳۷۱ توسط سپاه پاسداران خریداری شد. مدتی به مقاومت سپاسی تغییر نام داد اما مجدداً در سال ۱۳۹۰ نام باشگاه به همان نام سابق فجر سپاسی بازگشت. سرهنگ عاری، سرپرست تیم فجر و یکی از اعضای هیأت مدیره باشگاه است.
    وضعیت ذوب آهن و سپاهان و سایپا و پیکان و کلیه*ی تیم*های صنعتی بهتر از این دو باشگاه نیست. چرا که اداره*ی صنایع به دست فرماندهان سابق سپاه پاسداران و وابستگان بیت رهبری است. احمد وحید دستجردی مقام اطلاعاتی و نظامی جمهوری اسلامی در حال حاضر رئیس صندوق بازنشستگی نفت٬ نایب رئیس هیات مدیره شرکت سایپا و عضو هیات مدیره گروه خودروسازی بهمن (متعلق به بنیاد تعاون سپاه) و همچنین عضو سابق هیات مدیره شرکت صدرا می*باشد. بسیجی سابق مهرداد بذرپاش مدیرعامل سابق سایپا و پارس*خودرو به حکم محمدعلی جعفری فرمانده سپاه پاسداران به معاونت بنیاد تعاون سپاه پاسداران یکی از مهم*ترین بخش*های اقتصادی سپاه پاسداران انتخاب شد. ریاست این بنیاد با پرویز فتاح وزیر نیروی دولت احمدی نژاد است و پیش از او احمد وحید دستجردی وزیر دفاع دولت احمدی نژاد ریاست آن را به عهده داشت. سرنخ تیم سایپا و نفت و ... هم به سپاه پاسداران می*رسد.
    حسین کفعمی مدیرعامل سابق ذوب آهن، از سپاه اصفهان بود. از وی برای مدیرعاملی سپاهان اصفهان نیز نام برده می*شد.
    منوچهر منطقی از مدیران برجسته صنایع موشكی سپاه در دهه هفتاد که خامنه*ای از وی به عنوان پدر موشکی ایران یاد می*کند هفت سال مدیرعامل ایران خودرو بود و تیم فوتبال پیکان از زیرمجموعه*های آن محسوب می*شد. وی وقتی در آذرماه ۸۸ به عنوان مدیرعامل سازمان صنایع هوایی نیروهای مسلح منصوب شد، در گفت و گویی مفصل با خبرگزاری فارس وعده داده که تا سه سال آینده ایران جنگنده پبشرفته تولید خواهد کرد. بعد از گذشت ۴ سال خبری از تولید جنگنده نشد. همین وعده و وعیدها را در فوتبال می*دادند. ریاست او بر ایران خودرو باعث شد که پای سردار تهرانی مقدم فرمانده موشکی سپاه و ناصر شهسواری و ... به تیم پیکان و ... باز شود.
    آن*هایی هم که سابقه*ی حضور در سپاه پاسداران ندارند، مدیران تربیت*بدنی استان*ها بوده*اند که هدایت تیم*های فوتبال را به دست گرفته*اند.
    اتحادیه فوتبال ایران و سپاه پاسداران
    هفدهم اسفند ماه ۱۳۷۷ ، نخستین نشست شورای مرکزی اتحادیه فوتبال در محل باشگاه مقاومت تهران که وابسته به بسیج و تحت نظارت سپاه پاسداران است برگزار شد. در این نشست علی آقا محمدی به عنوان نخستین رییس شورای مرکزی و محمود جمالی دبیرکل اتحادیه انتخاب شدند.
    در اردیبهشت ۷۸ سردار مصطفی آجورلو مدیرعامل باشگاه پاس به عنوان نخستین نایب رییس اتحادیه فوتبال انتخاب گردید.
    در خرداد ماه ۱۳۸۰ علی آقامحمدی مجدداً به عنوان رییس اتحادیه و مصطفی آجورلو به عنوان دبیرکل اتحادیه فوتبال جانشین محمود جمالی شد.
    در مرداد ماه ۸۲ بار دیگر علی آقامحمدی در جایگاه ریاست ابقاء شد و سردار مهدی تاج به عنوان دبیرکل جدید اتحادیه فوتبال انتخاب شد.
    در سال ۸۴ علی آقامحمدی برای سومین بار در سمت خودش ابقاء شد و علی محمد مرتضوی به عنوان دبیرکل اتحادیه فوتبال انتخاب گردید.
    در سال ۱۳۸۷ دوره ده ساله ریاست علی آقامحمدی در اتحادیه فوتبال به پایان رسید و مصطفی آجورلو به عنوان رییس و علی محمد مرتضوی به عنوان دبیرکل انتخاب شد.
    در دی ماه سال ۱۳۸۹ عزیز الله محمدی به عنوان رئیس جدید شورای مرکزی و علی محمد مرتضوی دبیرکل انتخاب شدند.
    تیرماه سال ۱۳۹۲ عزیزالله محمدی برای دومین بار به سمت رئیس شورای مرکزی ، علی محمد مرتضوی به عنوان دبیرکل و عبدالرحیم فرید نیز به عنوان خزانه دار برای یک دوره سه ساله انتخاب شدند.
    [Only registered and activated users can see links. ]
    سردار سلیم آبادی، سردار شفق، سردار یوسف آبادی، سردار رویانیان، سردار غمخوار، سردار مجید مشایخی، سردار علی روزبهانی، سردار اکبر ملاحی، سردار افشار، سرهنگ مجتبی پیمبری، سرهنگ حسین کفعمی و ... در کنار سردار آجورلو، سردار مهدی تاج، سردار عزیز*الله محمدی و ... کارهای این اتحادیه را در سال*های گذشته دنبال کرده*اند.
    رؤسا و اعضای مهم و تعیین کننده*ی کمیسیون*های فنی، اقتصادی، فرهنگی و طرح و برنامه*ی این اتحادیه نیز از میان اعضای سپاه، روحانیت و وابستگان رژیم انتخاب می*شوند و اصولاً افراد مستقل نمی*توانند در این اتحادیه نیز مصدر کار قرار گیرند چه برسد به فدراسیون فوتبال.
    علی آقا محمدی سه دوره نماینده مجلس همدان بود و از نزدیکان بیت رهبری محسوب می*شود. وی مدت*ها مسئول میز عراق شورای امنیت ملی بود که مسئولیت صدور تروریسم به این کشور را به عهده داشت. وی معاون نظارت و هماهنگی در سیاست‎های اقتصادی معاون اول احمدی*نژاد بود. وی هم*اکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است. وی در زمان تصدی ریاست سازمان صدا و سیما توسط علی لاریجانی رئیس بخش خبر سیما بوده است.
    علی محمد مرتضوی، مسئول تیم حزب*اللهی وحدت و رئیس فدراسیون فوتبال در دهه*ی ۶۰ است که مدت*ها ریاست کمیته استیناف فدراسیون فوتبال را نیز به عهده داشت.
    سپاه پاسداران و سازمان لیگ فوتبال
    برای اداره* و کنترل هرچه بیشتر فوتبال در کنار فدراسیون فوتبال سازمان لیگ فوتبال نیز تأسیس شده است که هدایت آن را نیز به سرداران سپاه پاسداران سپرده*اند. اعضای هیأت رئیسه سازمان لیگ عبارتند از سردار مهدی تاج رئیس، سردار جعفر جعفری، سرهنگ ستاد مرتضی حسن*پور، مراد جعفری و سیف*الله دهکردی، و به پیشنهاد مهدی تاج، امیر عابدینی (استاندار سابق و معاون اسبق وزارت صنایع و معادن و...) نیز به عضویت این هیأت درآمده است.
    آرش جابری نیز بازرس علی*البدل این هیأت است. وی که از رانت*های ویژه برخوردار است در ۲۰ سالگی سرپرست تراکتورسازی تبریز بوده و بعدها سرپرست ماشین*سازی تبریزی، شهرداری بندرعباس و سرپرست و قائم مقام شیرین فراز کرمانشاه بوده است و هم**اکنون بازرس فوتسال هم هست.
    به گزارش سایت رسمی فدراسیون، در تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۹۲ پیرو مصوبه هیات رئیسه فدراسیون فوتبال و ابلاغیه دبیرکل فدراسیون فوتبال کلیه مسئولیت*ها و وظایف لیگ آزادگان شامل مسابقات لیگ*های دسته اول، دوم و سوم کشور به سازمان لیگ فوتبال کشور لازم الاجرا تلقی و به مورد اجرا گذاشته شد.
    تحولات باشگاه پرسپولیس و استقلال و تراکتورسازی تبریز
    تحولات باشگاه پرسپولیس و استقلال در طول ۳۵ سال گذشته بیانگر تغییر نگاه مسئولان جمهوری اسلامی طی این مدت و همچنین تلاش باندهای مختلف رژیم برای بهره*بردن از خوان یغمایی است که گسترده شده و نشان*دهنده سمت و سوی فساد در فوتبال ایران است.
    پس از پیروزی انقلاب ضد*سلطنتی مسئولان رژیم گمان می*کردند با تغییر نام باشگاه تاج به استقلال و پرسپولیس به چمران و آزادی و پیروزی این دو باشگاه مانند بسیاری از مؤسسات از روزنامه*های کیهان و اطلاعات گرفته تا بنیاد علوی که بنیاد مستضعفان شد و ... با کادری جدید در خدمت نظام قرار می*گیرند. اما در عمل این گونه نشد و رژیم طی سی و پنج سال گذشته راه*های گوناگونی را برای تسلط بر این باشگاه*ها که از حمایت عظیم مردمی برخوردارند طی نمود. هرچند مدیریت این باشگاه*ها در دست عوامل رژیم است اما تاکنون نتوانسته*اند در دل هواداران این گروه*ها نفوذ کنند و تنها از طرق مختلف می*کوشتد احساسات آن*ها را کنترل کرده و به خدمت خود در آورند.
    مسئولان نظام پس از آن که جا افتادند متوجه*ی حساسیت فوتبال، جوانان و ورزشگاه*ها شدند و از همان دهه*ی ۶۰ آن را جزو مقوله*های امنیتی دیدند و اندک اندک زمام باشگاه*ها و فوتبال را به مدیرانی سپردند که با مقوله*ی امنیت آشنا هستند. محمدحسین قریب مدیرعامل سابق باشگاه استقلال در پاسخ به پرسش مجری برنامه تلویزیونی صندلی داغ وقتی در مورد تحصیلاتش که در حوزه*ی امنیت استراتژیک است و رابطه*ی آن با فوتبال پرسید گفت:* تعجب نکنید . ارتباط دارد . فوتبال نیز مقوله ای امنیتی به حساب می*آید.
    در طول سه دهه*ی گذشته حاکمیت هیچ*گاه به دنبال خصوصی سازی واقعی این دو باشگاه پرطرفدار نرفته و نخواهد رفت چرا که این دو باشگاه با توجه به میلیون*ها طرفداری که در اقصی نقاط کشور دارند می*توانند به کانون خطر تبدیل شوند.
    با آن*که در سال ۸۴ مجوز واگذاری باشگاه*های ورزشی به تصویب هیات وزیران رسید و حتی کارشناسان تعیین قیمت آن هم مشخص شد، اما موضوع در همان حد حرف باقی ماند. نه دولت و نه سرداران سپاه و نه برنامه*ریزان امنیتی مایل به واگذاری باشگاه*های ورزشی پرطرفدار مانند پرسپولیس و استقلال و تراکتورسازی به بخش خصوصی نیستند.
    مقامات امنیتی وقتی حمایت وسیع مردم آذربایجان و به ویژه تبریز را از تیم تراکتورسازی دیدند آن را نیز به مالکیت سپاه پاسداران درآوردند تا زمام همه چیز در دست خودشان باشد و این باشگاه با توجه به موقعیت ویژه آذربایجان و حساسیت*های قومی تبدیل به مقوله**ای ضد*امنیتی نشود. تزریق سالانه صدها میلیارد تومان پول از بودجه*ی دولت و همچنین و صنایع وابسته به دولت و سپاه پاسداران زمینه*ی فساد در فوتبال ایران را به وجود آورده است. فسادی که امروز همه از آن حرف می*زنند اما کسی راه حلی برای درمان آن ارائه نمی*دهد .
    نگاهی به تحولات صورت گرفته در باشگاه*های پرسپولیس، استقلال و تراکتورسازی و

+ Reply to Thread
Page 9 of 14 FirstFirst ... 7891011 ... LastLast

Members who have read this thread : 3

You do not have permission to view the list of names.

Bookmarks

Posting Permissions

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts
[Output: 854.98 Kb. compressed to 846.11 Kb. by saving 8.87 Kb. (1.04%)]