PDA

View Full Version : Safaei Farahani Says it all



smanhoobi
06-22-2006, 01:18 AM
ايرنا - رييس سابق فدراسيون فوتبال، موفقيت ها و ناكامى ها در هر تشكيلات از جمله فوتبال ايران را مرهون و دستخوش مديريت آن مى داند و به نوعى همه چيز را به رأس هرم تشكيلاتى ربط مى دهد.
«محسن صفايى فراهانى» به بررسى وضع فوتبال ايران،دلايل حذف تيم ملى در مرحله مقدماتى جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان، آينده اين رشته در ايران و در نهايت مشكلات مديريتى و برنامه ريزى در فوتبال ايران پرداخت.
وى عمده مشكل ورزش كشور را مقطعى فكر كردن مى داند و مى گويد: معمولاً در رابطه با اتفاقاتى كه در ورزش رخ مى دهد، دو نوع برخورد داريم، يا خيلى زودگذر و احساسى به مسأله نگاه مى كنيم يا اينكه دنبال تغييرى مى گرديم كه از آن مقطع استفاده و مشكل خودمان را حل كنيم.
به گفته صفايى فراهانى در پايان هر رويداد مهم مثل بازيهاى المپيك، بازيهاى آسيايى و جام جهانى كه تيم هاى كشورمان به نتايج دلخواه دست پيدا نمى كنند، با اين مشكلات مواجه هستيم.
وى مى گويد:«جام جهانى هم جدا از اين موضوع نيست و در همان مجموعه قرار دارد و به نوعى سناريوهاى سابق تكرار مى شود.»
فراهانى افزود:«در مورد تيم ملى فوتبال ايران اگر بخواهيم كار كوتاه مدت انجام دهيم يك بحث است و اگر بخواهيم فعاليت ورزش كشور را مرور كنيم بحث ديگرى است.»
واقعيت اين است كه تشكيلات ورزش ما به هيچ وجه براى ساماندهى يك ورزش مناسب شكل نگرفته و ساختار منسجمى ندارد و اگر ما بخواهيم اين مشكل اساسى را حل كنيم مقوله ورزش بايد بيشتر مورد حمايت مسؤولان ورزش كشور قرار بگيرد و براى مثال به همان اندازه كه به مسأله آموزش اهميت مى دهند به ورزش هم اهميت بدهند.
در واقع مى توان گفت كه در بخش ورزش سازمان مناسبى نداريم ضمن اينكه اعتقاد ندارم كه سازمانى بايد متولى ورزش باشد.»
وى ادامه داد:«ورزش امروزه در دنيا متكى به دولت نيست بلكه متكى به بخش خصوصى است و دولت از آن حمايت مى كند و با وضع قوانين و مقررات بسيار روشن و شفاف بركار آن نظارت دارد و دولت مى بايست همانگونه كه تسهيلاتى براى بخش هاى صنعتى درنظر مى گيرد، براى ورزش هم امكاناتى فراهم كند تا بخش خصوصى به گونه اى برروى آن سرمايه گذارى كند و بتواند ى يييميليون نفر جمعيت را پوشش دهد.
چنين تشكيلاتى كارى زيربنايى و سنگين و منظم مى خواهد. در واقع ما بايد اول وضع ورزش كشور را درست كنيم و بعد به سراغ فدراسيون ها بياييم و ساختار آنها را درست كنيم.»
وى گفت:«در مورد فوتبال به طور خاص، اصولاً عادت كرديم وقتى مشكلى پيش مى آيد به جاى حل اساسى مشكلات با ضعيف ترين مهره ها برخورد كنيم و آنها را زير فشار مستمر قرار دهيم.
كجاى باخت هاى ما در جام جهانى فوتبال قابل پيش بينى نبود كه كارشناسان ورزشى، ورزشى نويسان، محققان و كسانى كه به نوعى با اين رشته سروكار دارند، با اين باخت ها اين گونه رفتار مى كنند واقعاً فكر مى كرديم كه از سد تيم هاى پرتغال و مكزيك مى گذريم وحالا كه نگذشتيم اين همه عناوين و مصيبت را به رخ مردم بكشيم و بگوييم مشكل به وجود آمده است.
نه، مشكل به وجود نيامده بلكه مشكل وجود داشته و ما نخواستيم به آن بپردازيم. خودمان را عادت داديم وقتى اتفاقى مى افتد شيون و واويلاى بيشترى بكنيم.»
صفايى فراهانى گفت:«وقتى ما در مسابقات باشگاهى در طول ۳ سال گذشته هيچ توفيقى را در سطح باشگاه هاى آسيا نداشته ايم اول بايد به مشكلات ليگ و سطح بازيكنان مى پرداختيم. چطور انتظار داريم همان بازيكن ليگ كه نتوانسته در ليگ نتيجه خوبى به دست بياورد يكباره در بزرگترين رويداد ورزشى جهان نتيجه خوبى بگيرد.»
وى افزود:«مگر اينكه يك كار مقطعى انجام مى داديم و به اصطلاح يك كار گلخانه اى مى كرديم يعنى ۳ الى ۴ ماه مانده به شروع بازيها، ۴۰ بازيكن را جمع مى كرديم، يك كادر مربيگرى خوب و قدرتمند هم مى گذاشتيم تا بازيكنان را به لحاظ فيزيك بدنى و شرايط روحى و روانى و تكنيك هاى لازم آماده كنند.
تعدادى هم مسابقات قابل قبول تداركاتى برگزار مى كرديم و دركل فضاى مسابقه را به شكل مقطعى برايشان فراهم مى كرديم آن وقت متوقع مى شديم كه تيم در جام جهانى حداقل نتايج آبرومندى به دست آورد.
ما كه هيچ كدام از اين كارها را نكرديم، هيچ كس هم نمى تواند توقع داشته باشد كه نتايج بهتر از اين كسب كنيم.»
وى افزود:«بايد بازيكنانى به عرصه بين المللى فرستاده مى شدند كه از نظر روانى آماده باشند و حضور بازيكنى مانند«خطيبى» كه از سال ۱۹۹۸ در تيم ملى به صورت ثابت قرار ندارد و در بازيهاى تداركاتى نيز حضور فيزيكى نداشته و يكباره در برابر تيم پرتغال وارد زمين مى شود، قطعاً از نظر روحى و روانى مشكل پيدا مى كند.»
فراهانى گفت:«اين مشكل بر ما وارد است نه به خطيبى و دست اندركاران و برنامه ريزان تيم ملى بايد به اين مسائل توجه كنند.»
وى گفت:«بازيكنى همچون نويدكيا به تيم ملى دعوت مى شود در حاليكه اين بازيكن در ۱۰ ماه گذشته در هيچ رويداد مهمى حضور نيافته است كه بتواند در ميدان جام جهانى بازى كند. اين ايراد نويدكيا نيست اين ايراد به سازماندهى فوتبال است.»
وى گفت:«همه اينها مورد توجه قرار مى گيرند در حالى كه به اعتقاد من اين افراد اصلاً مقصر نيستند و اين ناشى از يكسرى اتفاقاتى كه افتاده و ما به سادگى از كنارش مى گذريم و به اين مسائل كوچك مى پردازيم و تصور مى- كنيم كه اگر به اين مسائل بپردازيم مشكل حل مى شود.»
وى افزود:«چرا كره توانست ۹۰ دقيقه برابر فرانسه طاقت بياورد و به تساوى يك - يك برسد، چون فيزيك بدنى بازيكنانش به اين شرايط رسيده بود و تداركات خوبى هم ديده بودند.»
رييس سابق فدراسيون فوتبال گفت:«داشتن مربى خوب و آماده سازى بازيكنان باعث خواهد شد كه بازيكن بتواند بدود و در دقيقه ۸۰ يگل مساوى را بزند و تصميم بگيرد.»
وى گفت:«ما چگونه توقع داريم جوان ۲۳ ساله زير فشار شديد قرار بگيرد، فيزيك بدنى و توان روانى اش اجازه ندهد، آمادگى مسابقه را نداشته باشد و ما توقع داشته باشيم براى ما خوب بازى كند ، خوب تصميم بگيرد و خوب مانور كند و اين امكان ندارد، اين امرى محال است و ما دنبال محالات هستيم و اظهار نظر مى كنيم كه اين مربى بايد عوض شود، اين بازيكن را راه ندهيد اين بازيكن را اخراج كنيد و...
وقتى كه به جاى پرداختن به مشكلات اساسى، تيتر اول روزنامه ها چيز ديگرى است ، حالا مى خواهيم يك گروه ويژه را مسؤول پيدا كردن دلايل شكست هاى تيم ملى در جام جهانى بكنيم.»
فراهانى گفت:«مگر آقاى سرمربى تيم ملى براى مسؤولان فوتبال ايران شناخته شده نبود، وى آدمى نبود كه فقط ۶ ماه به ايران آمده باشد، وى از ۶ سال پيش در ايران كار كرده بود.
مسؤولان فدراسيون فوتبال و حتى ورزشى نويسان با روحيه، توان، نقاط مثبت و منفى وى كاملاً آشنا بودند. مگر مى خواست با توانى كه داشت و مى شناختيم معجزه بكند و نتوانست. اگر مى خواستيم معجزه اتفاق بيفتد بايد شرايط معجزه را فراهم مى كرديم.
من تصور مى كنم كه به جاى اين حرف ها بايد به اصل موضوع كه سازماندهى و مديريت چه مقطعى، چه ميان مدت وچه بلند مدت است بپردازيم، پرداختن به مسايل روزمره و محكوم كردن آدم هايى كه شرايط و مسؤوليت مهمى نداشتند، كار درستى به نظر نمى رسد.»
رييس سابق فدراسيون فوتبال گفت:«متأسفم كه در بهترين ويترين جام جهانى نتوانستيم حداقل فوتبال خودمان را به آسيا و اروپا نشان دهيم و بازيكنان در سطح قابل قبولى مطرح شوند.
پس از مسابقات جام جهانى ۱۹۹۸ فرانسه بود كه ما جايگاه مناسبى در سطح فوتبال آسيا به دست آورديم و فوتبال آسيا قبول كرد كه دو مرتبه ايران را بپذيرد و به همين دليل هم توانستيم جايگاه هاى مختلفى در كنفدراسيون فوتبال آسيا به دست بياوريم.
جام جهانى آلمان فرصتى بود كه بتوانيم فوتباليست هاى خودمان را پيدا كنيم، جايگاه خودمان را در كنفدراسيون ارتقا دهيم، در كشور خودمان در بين مسؤولان جايگاهى پيدا كنيم تا فوتبال را به عنوان مقوله اى كه مورد توجه و عنايت مردم است بيشتر مورد توجه قرار دهند وكمك بيشترى به آن بكنند.»
وى افزود:«كسانى كه مى گويند عمرى در فوتبال گذاشتيم و مى خواهند نگرانى هاى خودشان را مطرح كنند، نبايد بگويند فلان بازيكن پايش را به ساك مى زند.
اينها نگرانى هاى فوتبال ما نيست.»
تعويض فلان بازيكن يا برخورد با يك بازيكن، شده مسأله اصلى ما در حالى كه اينها مسايل اصلى ما نبوده بلكه مسائلى است كه به طبع مسائل ديگر پيش مى آيد، اينها تمام مسائل حاشيه اى است نه اصل موضوع. اصل موضوع مشكل مديريتى است، ما توان مديريتى مان بسيار محدود است و توان اينكه از قبل سازماندهى و برنامه ريزى كنيم ،نداريم.
ما ديگر در دهه هشتاد نيستيم كه اطلاعاتمان محدود باشد، امروزه اكثر دنيا برنامه هايشان را از يك سال قبل تنظيم مى كنند برنامه هاى فيفا مشخص است مى دانيم اگر از اين برنامه ها تبعيت نكنيم نمى توانيم از لژيونرهاى خودمان استفاده كنيم.
كنفدراسيون فوتبال آسيا روز شمار ۴ ساله مى دهد، اينها يعنى برنامه ريزى و مديريت، فدراسيون هاى ملى هم بايد از اين برنامه ها تبعيت كنند و براساس آن برنامه هاى داخلى خود را تدوين نمايند.»
صفايى فراهانى گفت:«برنامه ها از ۴ سال قبل تعيين شده است و ما بايد برنامه ها را تدوين كنيم، مگر ۲ هفته مانده به مسابقات به ما مى گويند، ما حداقل يك سال يا ۱۰ ماه قبل از آن خبر داريم ، حتى از ۴ سال قبل خبر داريم كه مسابقات جام جهانى چه زمانى و در كجا برگزار مى شود.
ما از يك سال قبل مى دانستيم كه به جام جهانى مى رويم، يك سال وقت براى برنامه ريزى داشتيم، مى دانستيم چقدر ليگ مان طول مى كشد مطمئنا ليگ ما از ليگ هاى ايتاليا و اسپانيا بزرگ تر نيست دليل نداشت ليگ ما با آنها تمام شود مى توانست زودتر و فشرده تر تمام شود تا زمان بيشترى به تيم ملى بدهيم.
ما مى دانيم به عنوان يك كشور جهان سومى مشكلات خاص خودمان را داريم وقتى اينها را مى دانيم بايد برنامه ريزى مى كرديم

smanhoobi
06-22-2006, 01:19 AM
فراهانى تأكيد كرد:«نبايد بازيكن و مربى را مقصر بدانيم چون انتخاب اينها هم با مديران است، ما مى دانستيم نقاط قوت و ضعف سرمربى تيم چيست، بايد اين نقاط ضعف را از بين مى برديم نه اينكه آنها را تقويت كنيم. وقتى روزنامه ها مى نويسند كه درانتخاب اعضاى تيم ملى دخالت كردند و گفتند فلان بازيكن بايد در تيم ملى بازى كند نشان مى دهد كه به جاى از بين بردن نقاط ضعف سرمربى تلاش شده از آن سوء استفاده كنند.يعنى نيامديم نقاط ضعف سرمربى را با برجسته كردن توانايى هاى وى از بين ببريم بلكه با دخالت كردن در كار او، نقاط ضعفش را تشديد كرديم كه نتيجه اش، اين مى شود.»
فراهانى افزود:«به نظر من اين نتايج براى امروز و ديروز، براى يك بازى و دو بازى نيست ، ما در جام جهانى نسبت به آنچه كاشتيم خوب درو كرديم، يعنى نتيجه
۲- صفر مقابل پرتغال نتيجه خوبى است. اگر در بازى با مكزيك آن اشتباه را نمى كرديم كه گل بخوريم، يقيناً هر اشتباه ديگرى هم مى كرديم بازهم گل مى خورديم. چون فيزيك بدنى بازيكنان به گونه اى بود كه هركارى مى كرديم بازهم جواب نمى داد.»
وى ادامه داد:«ببينيم آيا كارى كه غنا در مسابقات جام جهانى كرده ما هم انجام داديم، توانايى هاى خودمان را در مقابل تيم هايى مثل جمهورى چك بسنجيم. آنها چه كار كردند و ما چه كار كرديم.
من فكر مى كنم آنچه انتقاد به ما بود نتيجه بازى نبود نوع بازى و آمادگى بازيكنان در زمين بود وگرنه نتيجه به دست آمده نتيجه بسيار مطلوبى بود، نبايد فكر كنيم كه نتايج نگران كننده اى بود.»
فراهانى تصريح كرد:«دلايل شكست ايران را در جام جهانى نتيجه ضعف مديريت و برنامه ريزى كوتاه مدت در خود تيم ملى مى دانم، نه اينكه مسائلى كه الان دارد مطرح مى شود چون اين مسائل چيزهاى ناشناخته و جديدى نبود كه تازه با آنها برخورد كرده باشيم.
ما با فيزيك بدنى بازيكنان آشنا بوديم و مى دانستيم كه آمادگى ۹۰ دقيقه دويدن را ندارند. آيا ما تيم و بازيكنانى را آماده كرده ايم كه بتوانند ۹۰ دقيقه زير فشار دوام بياورند.»
فراهانى درخصوص آينده فوتبال در ايران گفت:«بايد براى رشد فوتبال از نيروهاى خوب دنيا استفاده كنيم. مربيان خوبى را براى رده هاى پايه بياوريم، كلاس هاى آموزشى در رده هاى مختلف بگذاريم، شركت در كلاس هاى آموزشى بين المللى را جدى بگيريم.
آقايان درخشان و جلالى ۵ سال پيش دوره حرفه اى ديدند بعد از آن ديگر هيچ كس را اعزام نكرديم درحالى كه ما حداقل ۱۶ تيم در سطح ليگ دسته برتر داريم حالا نگوييم هر تيم بايد ۲ مربى داشته باشد، حداقل بايد يك مربى داشته باشد، پس لازمه اش اين بود كه تعداد مربيان حرفه اى ما بالا بروند البته اگر ادعا داريم كه مى خواهيم از نيروهاى داخلى استفاده كنيم وگرنه بايد از نيروهاى خارجى استفاده كنيم.
در فوتبال كشورمان چه درون دروازه و چه هر پست ديگر، نيروى كافى هست منتهى مربى كافى بايد باشد كه اين نيروها را تربيت كند.
گرچه در سطح باشگاهى هيچ مشكلى نداريم اما اگر بتوانيم در مسابقات ليگ هم از بازيكنان خوب دنيا نه بازيكنان درجه ۳ كه هيچ كمكى به ما نمى كنند استفاده كنيم مى تواند آثار رقابتى اش در بازيهاى ما مشخص شود.»
فراهانى كه سعى مى كرد كمتر از كسى نام ببرد، گفت:«من وارد اين مسأله نمى شوم كه كدام بازيكن توان دارد كدام ندارد اما آقاى ميرزاپور امروز نيامده وى نزديك ۵ سال است كه در دروازه تيم ايران مى ايستد، وقتى ما نتوانيم در اين مدت بازيكنى تربيت كنيم كه شايستگى لازم را داشته باشد آن هم در ليگى كه به صورت ۱۶ يتيمى برگزار مى شود، اين واقعاً يك نقطه ضعف است بايد به آنها پرداخته شود.
اين امر وظيفه سرمربى تيم ملى نيست و از آن انتظار چنين كارى نداريم ولى آنهايى كه براى فوتبال كشور برنامه ريزى مى كنند بايد به اين نكات توجه كنند.
اگر در دروازه بانى ضعف داريم مى بايست مربى خاص مى آورديم، مشكلاتمان را در سنين پايه شناسايى كنيم، مربيان خوب تربيت كنيم و مدرسه هاى فوتبال راه اندازى كنيم.
ما زمانى مى توانيم ليگ را بعد از ۳ سال در حالت ليگ نگه داريم كه در تمام سطوح پايه تيم داشته باشد و در مسابقات شركت بكنند، اگر چنين برنامه ريزى هاى داشته باشيم مطمئن باشيد كه در سطح گسترده اى مشكلات ما حل مى شود، و اينها همه بر مى گردد به برنامه ريزى و مديريت.»

smanhoobi
06-22-2006, 01:21 AM
God bless him. He and irna saved me a lot of writings. :D

Hajagha
06-22-2006, 08:50 AM
frA-Afkani. ;)

he says some thing never solved, let's say next 50 years to be safe.

Ali Chicago
06-22-2006, 10:51 AM
I posted the link to his interview in Iran Varzeshi yesterday in another thread. Good to see I am not the lone ranger.

zzgloo
06-22-2006, 03:12 PM
Maghamat irani, ta deletan bekhahad , zer zadan baladan.......
......................Amal....zero................ .............................

Ali Chicago
06-23-2006, 12:32 PM
In this time of gloom and doom and everyone (truly yours included) very dissappointed and dishearted with the weak peroformance of Team Melli) in WC2006, I would like to share with you my memories of Iranian soccer. Where it was, what happened to it after reveloution and its reawakening. Things look dark and bad right now, It seems like end of the world, but beleive me sun will rise tomorrow. Don't get dishearted. This article by no means is an attempt to try to get Dadkan or IFF or Branko away from the radar screen, however we just can't get submerged in self defeat and loose hope.

Soccer is deeply rooted in Iranian society and as long as those little kids play gol koochek in every corner of Iran, soccer will progress in Iran (maybe not with optimum speed but neverthese it will).

Point is to see the big picture and don't get discouraged and dishearted with barriers and bumps and defeats along the way.
I think there will be a backlash against Iranian soccer among fans exactly or even worst than the one after not making the WC2002. More serious fans have to try to help to overocme this. I truly wish Esteghlal does well in Asian Cup ( to rekindle the flames of Iranian soccer fans which doesn't seem very possible with the current situation in Esteghlal's club).

Things are progressing in Iran, Akhoonds and Islamist still hinder progress with their backwarded and reactionary vision and direction they want to take the Iranian society. Granted not with the pace that they should be, and not continuosly. But then again progress is not ever a linear process. It has zig zags, two step forwards, one step back or at times even one step forward two steps back.
We even have a women soccer team now. At the begining of reveloution Hezbollahis tried to ban girls from Daneshkadeh Fanee in Mohandesse. Today they even don't dare to say anythign like that and even they have to accept the fact that girls want to play soccer (granted with Islamic dress code).
Main point is let's don't loose the big pictures. one has to be able to see the forest and the trees. I am not trying to defend IFF or anything like that, I as an Iranian who chased balls since I was a little boy in Tehran to today, am somewhat familiar with soccer in Iran and merely trying to share with you my experience.
I remember when Iran was winning right and left Asian Championship at both youth and adult level. Jaam Valeeahd in Ahwaz when Frank Stapelton was a 18 years old and came with Biritish team and they got eliminated. Then came the reveloution. There was shooting and blood and soccer took a back seat. After the reveloution soccer disappeard, league closed, clubs closed.
I remember after the reveloution (2 years later maybe) the first camp of team Melli for Asian games or something like that, was established in Kazeroon or some really remote place. Parvin I think was involved then, cause he is a religious guy (not Hezbollahi but religious nevertheles). Even then I think the camp was cancelled because there was the image (then) that soccer is Taghooti and keeps youth from reveloutinonary ideals.
There were no league until I left Iran. Parvin, Panjali, Changeez, Farbia, Reza Ahadi, Shahrookh and Shaheen Bayani (these were top players then), were coming to a dirt field (in western part of Tehran near Mehrabad airport) called Eram and playing in different neighborhood (Mahallat) teams . I was playing in one of the neighborhood teams then. There were people probably coupel of thousands all around the field and on the roofs to watch.
Poor Changheez was very fast and keep falling on the dirt field and bleednig profusely.
This was the situation of soccer in Iran probably around 1981. Taj club was destroyed all the affiliated clubs, Deyheem, Afsar, etc. were confiscated as well. Persepolice was considered Taghooti as well, cause Abdeh (perspolice owner) was supposedly a supporter of Pahlavi family.
From that we have come to today. There are programs for at the national level from 10 years and up, all the way to u23 and national team. We have national team and national B team. There is an IPL with all the shortcomings, etc.
Point is not to defend IFF or IR, it is to see the despite all these short comings soccer is progressing in Iran, We have Ooladi, Kazemian, Shojaii, Mazyar Zarre, Behshad Yavarzadeh , Sepehr Heydari, Kaabi in only 20 I think. They are future of Iranian soccer. This is result of work of tons and tons of people who still work in that sh****ty situation. People like Majeed Sabzee (God bless his soul) despite some problems of his own (and who doesn't have them), Reza Ahadi, even AhamadZadeh lot of them are working.
On top of them we have the amazing interest of Iranian people in soccer. Hundereds of thousands of boy and even girls who play soccer in Iran. I can go on and on, but back to my point.
Despite all these shortcomings, don't get discouraged. This doesn't mean that we should not be criticizing, suggesting solutions and etc. But despite the lackluster performance of Iran's team in the world cup, I think future is Bright. I think future will prove my point. Even with the Hezbollahis they realized if they want to rule the goddamn place they need to be realistic. Don't want to get it to politics but I remember Abdulkareem Sooroush was the idealouge of Cultural reveloution "Enghelabe Farhangi" and now he is the biggest critics of Velayat Fagheh.
Things are progressing cause that is the dialectic of history, despite many barriers and bumps on the road. Hezbollahis and fundementalisem I would like to look at them as bumps and barriers on the road.
Anyways, in these times of gloom and doom, I thought it is good to reveiw the big picture and status of soccer in Iran for younger folks that may not remember, where we were in early 80s and where we are now.
Now this doen't mean to settle for status quo and settling for mediorocrity, but still one can't forget relaities and has to be realistic.
Today, I can set a goal for myself to play pro soccer at the age of 44 and after three knee surgeries (a torn ACL, MCL and couple of minuscus clean up), but it wont' be a relistic goal.
Hope you see the analogy, Iranian socccer needs to go ahead and progress but we need to be realistic and don't expect Iranian soccer in WC2010 will come and kick ass and we beat and dominate every asian and second class soccer powers.
Happy reading.

zzgloo
06-23-2006, 02:39 PM
Dear Ali Chicago................
thanks for your heart felt post....and I agree that this show will go on ,no matter what......yes,we shall come back !!!!!!!!!!!!!!!!!!

BehzadB
06-25-2006, 01:58 AM
what Safahi farahani is talking about here, are more or less,the same comments made by many other people like Laroodi, MK, Jalali, hajrezaie, ..etc. ever since we were eleminated.

I don't undrestand why when Safai Farahani says these things he is right and great but when Jalali, MK, Laroodi or almost anyone else mentions them, they are bad and evil.

smanhoobi
06-25-2006, 02:52 AM
what Safahi farahani is talking about here, are more or less,the same comments made by many other people like Laroodi, MK, Jalali, hajrezaie, ..etc. ever since we were eleminated.
I don't undrestand why when Safai Farahani says these things he is right and great but when Jalali, MK, Laroodi or almost anyone else mentions them, they are bad and evil.

Simple in my opinion.

Its because, he is a good manager. I believe he is genuine when he says that. I dont think he looks at this with personal gain.

In the case of others you mentioned, there are lot of agendas and what they say would not be delivered as such.

Genuinity "be del meesheeneh".

Thats another of our issues. "Quoting" anyone is wrong. "Quoting" the right ones should be done.

Roozbeh-G2006
06-25-2006, 06:41 AM
The trouble with us Iranians is this: we know what we should do but somehow find a way to depart from it. We are lazy and don't like to work hard. We are minimalists and always cut corner. We don't like too many details. When you tell an Iranian about something, his reply is: yeah yeah I know, when he really hasn't a clue. We are our own worst enemy. We are not good at application. When something has to be done, preparation becomes essential, without which the task should be abandoned. But we still go ahead without the necessary preparations, because we believe we might just about scrape through. Our attitude to everything is wrong and our knowledge on just about everything is insufficient. This is cultural, because our rulers have always kept us from the truth and we are not used to proper critical analyses.