PDA

View Full Version : Interesting Facts About Ali Daei



News-Breaker
04-30-2006, 07:14 PM
Even though I don't agree with all of it, I find this article interesting from Shargh.


قوى ترين آدم ها، تنها ترين ها هستن




در اوج جدل دايى و پروين بود كه سلطان سابق با پشت گرمى هواداران سينه چاكش در مقابل دوربين هاى تلويزيونى مثل يك سردار فاتح گفت: «دايى محبوب نيست، مشهور است» در مخيله اش هم نمى گنجيد كه روزى هواداران قرمز، او را به حيا توصيه كنند و از او بخواهند كه پرسپوليس را رها كند! روزى كه يكى ديگر به كنايه بگويد: «آقاى پروين حالا تو هم مشهور هستى» اما حالا، بحث اصلاً به پروين و لنگ اش مربوط نيست. موضوع، خود دايى است و اينكه چرا در جامعه ايرانى فردى با مختصات «دايى» محبوب نيست.
• على دايى ثروتمند است
امان از ناتمام ما. هميشه خاك و خلى ها را بيشتر دوست داشته ايم. جانمان براى آنها كه سوار موتور اين ور و آن ور مى روند، در مى رود. دوستش هم داشته باشيم، همين كه ببينيم مدل موتورش يك درجه بالاتر رفته يا نهايتاً به يك چهارچرخ منتهى شده حرصمان مى گيرد. ديگر دوستش نداريم. روزى با يكى از روزنامه نگاران مدرن شهر بحث داغى بود درباره دايى. مى پذيرفت كه كسى را در قامت او نداشته ايم. كه بايد حفظ اش كنيم. كه گلزن تمام عيارى بود. اما نهايتاً موضوع را به اينجا كشاند كه با تمام حسن هايش يك ايراد بزرگ دارد. از ايرانول چند ده ميليون گرفته تا اجازه دهد به جاى آرم دايى روى پيراهن هاى تيم ملى آرم ايرانول قرار بگيرد. روزنامه نگار مدرن و استاد ما كه تجربه زندگى در قلب مدرنيته را هم داشت، به اين اصل اوليه زندگى حرفه اى ايراد مى گرفت. دليلش هم اين بود كه چرا دايى با اين همه ثروت به اين مسائل هم فكر مى كند. اما او به ياد نياورد و ما هم چيزى نگفتيم كه همين دايى با سرمايه گذارى بر روى مغازه ۴*۳فروش كالاهاى ورزشى در منيريه به اينجا رسيده است. از تمرينات بى وقفه و فيل كش. از عرق ريختن هاى بى نهايت. از سر وقت خوابيدن و به موقع بيدار شدن. از جان كندن. موهاى شقيقه اش را ديده ايد كه كاملاً سفيد شده اند؟ اساساً به ياد مى آوريد كه يك آدم ثروتمند را دوست داشته باشيم؟ يك آدم خودساخته را كه از هيچ به خيلى چيزها رسيده است. دوست داريم همه مثل ما تا صلات ظهر بخوابند و هر كس خلاف خواست ما عمل كرد بد مى شود. چه ايرادى دارد كه دايى كمپانى توليد لباس هاى ورزشى داشته باشد و با استفاده از ارتباطاتش يك برند بين المللى ايرانى را به دنيا معرفى كند؟ چرا نبايد از نامش در توليد موتورسيكلت استفاده كند؟ چرا وقتى خودمان نداريم دوست داريم ديگران هم نداشته باشند؟ اصلاً اين مسئله جزء بازى هاى سياسى شارپ است كه هر وقت بخواهند كسى را خراب كنند، مى گويند دارد برج مى سازد. امان از اين مثل هاى فارسى كه ذات ما را بدجورى به صورتمان مى كوبند. مگر نشنيده ايد كه مى گوييم «اگه ديگ براى من نمى جوشه، مى خوام كله سگ توش باشه»
• دايى هر روز خوش تيپ تر مى شود
دايى هم از موهاى بلند سشوار كشيده اش و از سبيلى كه حالا كم پشت شده فرار نمى كند. اصلاً چرا فرار؟ سرى به آلبوم هاى قديمى بزنيد و ببينيد ۱۰سال قبل، خودتان چه شكلى بوده ايد و حالا به چه قيافه اى در آمده ايد؟ هر قيافه اى مقتضيات زمانى و مكانى خاص خودش را مى طلبد. اما ما كه اگر بهانه اى گير نياوريم. به چاك ديوار گير مى دهيم، مى گوييم قيافه قبلى اش را يادتان مانده؟ با آن سبيل ها. انگار خودمان از همان حضور در رحم مادر، طبق آخرين مدل بازار اروپا تيپ مى زده ايم. به لباس هاى مارك دارش گير مى دهيم و به ساعت ميليونى اش. به اينكه چرا اينقدر به سر و وضع اش مى رسد و هميشه لباس هايش را ست مى كند. تا حالا به «ما»هايى برخورده ايد كه فوتباليست درست و حسابى را كريم باقرى مى دانند، چون قيافه اش از ۱۰سال قبل تا حالا تغيير نكرده. امان از ناتمام ما.
•دايى صريح اللهجه است
كسانى را دوست داريم كه همواره در مقابل انظار، با گردن كج و شانه هاى افتاده و لباس هاى با دو سايز بزرگتر ظاهر مى شوند و مدام قربان صدقه مردم همه چيز فهم ما مى روند. دوربين كه رويش را برمى گرداند و ضبط صوت كه out of Record مى شود، فرصت براى خالى كردن تمام كمپلكس ها بر سر مردم و مسئولان و دوستان و البته روزنامه نگاران فراهم است. همه ناگفته ها با موتيف «اينارو ننويس» به ذهن مصاحبه گر بيچاره مخابره مى شود تا او هم طبق عادت مالوف دوستان ديگر را مطلع كند و زنجيره انسانى انتقال حرف هاى درگوشى آغاز به كار كند. اما دايى به راحتى در مقابل پروين مواضع اش را اعلام مى كند و در برنامه تلويزيونى با جسارت منحصر به فردش ناگفته ها را مى گويد. در مقابل خبرپراكنى ها و شايعه سازى هاى روزنامه نگارى كه زمانى مربى اش بوده و حالا سهم اش پرداخت نشده، خم به ابرو نمى آورد و حتى يك بار هم پالسى براى ايجاد ارتباط ارسال نمى كند. در اين شكى نيست كه بعضى مواقع هم تندروى مى كند و برخى روزنامه نگاران سالم را نيز مى رنجاند. ولى فراموش نكنيم كه در اين فضاى پر از دورويى او كار خودش را مى كند.
• دايى سال ها در اوج بوده است
كدام فوتباليست را در دنيا سراغ داريد كه ۱۱ سال در اوج باشد. هر فصل گل بزند و هيچ وقت از آنچه بايد پائين تر نيايد. از دو سال اخير صرف نظر مى كنيم، چرا كه خيلى ها معتقدند او در اين ۲ سال نسبت به دوران اوج اش افت كرده. اما به اعتقاد خيلى ها هنوز هم از رقبايى كه برايش روز و شب تراشيده مى شود، سطح اش بالاتر است. گفتم كه اگر از اين دو سال اخير صرف نظر كنيم، به مجموعه اى از افتخارات مى رسيم كه با حافظه تاريخى ضعيف ما به شدت متعارض است. چون هر چيزى را كه نخواهيم، به ياد نمى آوريم. گلزنى هاى مداوم در تيم ملى. درخشش در باشگاه هاى مختلف از بانك تجارت تا پرسپوليس و از آرمينيا بيلفلد تا هرتا برلين. و حتى درخشش در تيم ضعيفى به نام الشباب و گلزنى هاى پى درپى و حضور مجدد در ليگ برتر ايران و آقاى گلى در اولين فصل با پرسپوليس پر از توطئه و ضعيف. اينجا اما، ما هر روز منتظريم تا دايى لغزش كند و آن گاه آن را در بوق و كرنا كنيم تا صدايش به روزنامه هاى ژاپنى هم برسد. آن قدر گل زده كه شايد تا ۵۰ سال ديگر هم ركورد گلزنى هاى ملى اش شكسته نشود. اين قدر در كارش مداومت داشته كه حالا نامش فراتر از پله و پوشكاش و ستاره هاى معاصر، آن بالابالاها قرار گرفته است. از بس ركورد زده كه ديگر خسته شده ايم. آقاى دايى لطفاً تمامش كن. امان از اين تنوع طلبى بى حد ما.
• نخبه كشى در ذات ماست
چند سال ديگر بايد منتظر بمانيم تا يك دايى ديگر ظهور كند و باز با بالاپريدن هاى مخصوص اش، با مشت هاى گره كرده و چشمان از حدقه درآمده اش پس از هر بار گلزنى به آسمان بپريم.
هر نخبه اى را كه با عرق جبين مى سازيم، به ثمن بخس به خاك مى نشانيم. نمونه اش همين دانشجويان درجه يكى كه به آسانى آب خوردن، از كشور خارج مى شوند و حتى رضايت مى دهند در دانشگاه هاى درجه دو و سه كانادا، اوكراين و استراليا درس بخوانند اما فقط از ايران بروند. «دايى» را تنها مى گذاريم و اصلاً به فردايى فكر نمى كنيم كه حضور او به عنوان يك آدم مشهور در بالاترين كرسى هاى فوتبال دنيا منشاء چه منافعى براى فوتبال و البته كشور ما است. ابهت او را، شأن او را و جايگاه او را به چالش مى كشيم، چون دوست داريم با گنده ها در بيفتيم تا جسارت مان را به همگان ثابت كنيم و جلوتر از نوك دماغ مان را نمى بينيم. اساساً منتقد بودن، هميشه پرستيژآفرين است و چه بهتر كه صيد بزرگترى براى انتقاد انتخاب كنيم. پس مفهوم «منافع ملى» چيست؟ فوتباليست تحصيلكرده ثروتمند با مقبوليت جهانى. نمونه ديگرى سراغ داريد؟
•••
باور كنيد كه هنريك ايبسن فكر كرده و بعد گفته: «قوى ترين آدم ها، تنها ترين ها هستند.»

Shahin K
04-30-2006, 07:16 PM
what facts?

Taz
04-30-2006, 07:20 PM
I am a failure to my country, i seriously need to learn to read Farsi again :(

CanadianEh
04-30-2006, 07:46 PM
I am a failure to my country, i seriously need to learn to read Farsi again :(
lol i know you guys make me feel so white!

Caspian Tiger
04-30-2006, 07:53 PM
nice article we really dont appreciate Ali Daei... I dare to say he is the best player we will have in a long time...we should stop hating on our capitan

omidagha
04-30-2006, 08:39 PM
as a critic of his games (as of late) i say that no one can deny that he deserves everything he has... and he is still competing...all that said, the facts that he has been on the low low for the TM lately, still doesnt satisfy me that he is playing 90 mins a game

baaghboon
04-30-2006, 09:37 PM
Thanks for the article!

EKBATAN
04-30-2006, 11:11 PM
I am a failure to my country, i seriously need to learn to read Farsi again :(


Any time there is a Farsi article there is a post similar to this ^^^^^

:rofl:



I read farsi perfect but i never feel like reading farsi articles...the english versions are easier and smoother to read.

sahandkarimi
05-01-2006, 12:06 AM
great article and SO TRUE ...
thanks alot