maij
04-29-2006, 04:57 PM
<TABLE id=Table5 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=450 border=0><TBODY><TR><TD width="5%"></TD><TD align=middle width="90%"><LINK href="General.css" type=text/css rel=stylesheet><TABLE id=Detail1_tblDetail cellSpacing=1 cellPadding=1 width="100%" border=0><TBODY><TR><TD class=Title height=20></TD></TR><TR><TD class=Title>پس* از تماشاى* سريال* فوتبال* ايرانى* خداداد: زندى* را از حاج*آقا عليپور ترسانده* بوديم* </TD></TR><TR><TD class=Title style="HEIGHT: 15px" height=15></TD></TR><TR><TD class=Abstract align=right><TABLE id=Detail1_tblDetail2 cellSpacing=0 cellPadding=0 width="100%" border=0><TBODY><TR><TD>در برنامه* فوتبال* ايرانى* که* چهارشنبه* شب* پخش* شد يک* صحنه* خيلى* جلب* توجه* کرد.
هنگامى* که* ملى*پوشان* سوار بر اتوبوس* در حين* عزيمت* به* محل* تمرين* خود در منامه* بحرين، قبل* از آن* بازى* سرنوشت*ساز بودند، بازار شوخى* و خنده* داغ* بود و زمانى* که* اتوبوس* کنار زمين* ايستاد تا ملى*پوشان* پياده* شوند خداداد عزيزى* به* فريدون* زندى* مى*گفت: فريدون* قايم* شو که* حاج*آقا عليپور اينجاست!
ديروز که* از خداداد در اين* خصوص* سئوال* کرديم* از خنده* ريسه* رفت* و پرسيد: چطور تلويزيون* اين* صحنه* را پخش* کرده* است؟ راستش* را بخواهيد زندى* چند روز قبل* از بازى* با بحرين* به* تيم*ملى* ملحق* شد و ما هم* با او شوخى* مى*کرديم* و مى*گفتيم: حاج*آقا عليپور مى*آيد و از تو يکسرى* سئوالات* مى*پرسد که* اگر بلد نباشى* مورد غضب* قرار مى*گيري! ما در واقع* کمى* فرى* را ترسانده* بوديم* اما وقتى* به* آقاى* عليپور رسيد و با استقبال* گرم* او مواجه* شد، فهميد سرکارش* گذاشته* بوديم. بنده*خدا فريدون* زندى* در دو، سه* روز اول* آمدنش* به* تيم*ملي، از آقاى* عليپور فاصله* مى*گرفت!
</TD></TR></TBODY></TABLE></TD></TR></TBODY></TABLE></TD></TR></TBODY></TABLE>
هنگامى* که* ملى*پوشان* سوار بر اتوبوس* در حين* عزيمت* به* محل* تمرين* خود در منامه* بحرين، قبل* از آن* بازى* سرنوشت*ساز بودند، بازار شوخى* و خنده* داغ* بود و زمانى* که* اتوبوس* کنار زمين* ايستاد تا ملى*پوشان* پياده* شوند خداداد عزيزى* به* فريدون* زندى* مى*گفت: فريدون* قايم* شو که* حاج*آقا عليپور اينجاست!
ديروز که* از خداداد در اين* خصوص* سئوال* کرديم* از خنده* ريسه* رفت* و پرسيد: چطور تلويزيون* اين* صحنه* را پخش* کرده* است؟ راستش* را بخواهيد زندى* چند روز قبل* از بازى* با بحرين* به* تيم*ملى* ملحق* شد و ما هم* با او شوخى* مى*کرديم* و مى*گفتيم: حاج*آقا عليپور مى*آيد و از تو يکسرى* سئوالات* مى*پرسد که* اگر بلد نباشى* مورد غضب* قرار مى*گيري! ما در واقع* کمى* فرى* را ترسانده* بوديم* اما وقتى* به* آقاى* عليپور رسيد و با استقبال* گرم* او مواجه* شد، فهميد سرکارش* گذاشته* بوديم. بنده*خدا فريدون* زندى* در دو، سه* روز اول* آمدنش* به* تيم*ملي، از آقاى* عليپور فاصله* مى*گرفت!
</TD></TR></TBODY></TABLE></TD></TR></TBODY></TABLE></TD></TR></TBODY></TABLE>